رفتن به محتوا
کلید راه توسعه، از پرسشهای بنیادین اندیشمندان ایرانی در چند دهه اخیر و پس از مواجهه با جهان توسعه یافته است. پرسشی که پاسخ آن را باید از دوران ابن سیناها، ابوریحانها و ابنهیثمها جُست یعنی دوران تسلط دانشمندان مسلمان به علوم مختلف اعم از ریاضی و نجوم تا علم الهیات و فلسفه امروزه در ایران کمتر جوانی است که بازی کم نظیر مهدی باقر بیگی در مجموعه تلویزیونی قصههای مجید را از یاد برده باشد، به خصوص آن قسمتی که مجید با شور و تلاشی شیرین، عزمش را جزم کرده تا نمره درس ریاضیاش را بالا ببرد؛ در گیر و دار این تصمیم، مجید به طور اتفاقی دبیر ریاضی خود را میبیند که با کیسهای پر از میگو راهی خانهاش است. مجید از محتویات کیسه سؤال میکند و دبیر در پاسخ میگوید که درون کیسه حیواناتی دریایی به نام میگو (ملخ) است. مجید در این گفتگوی کوتاه در مییابد که میگوها دارای عنصری به نام فسفر هستند و فسفر میتواند سلولهای خاکستری مغز را تقویت کرده، کارایی مغز را بالا ببرد و در افزایش نمره درس ریاضی نیز مؤثر باشد.
یکی از موضوعات جدی که رسانه ملی باید همواره بر روی آن متمرکز باشد، ایجاد و پرورش رگههای ذهنی کودکان و نوجوانان در ارتقای اندیشه علمی و عمومی کردن مسائل حوزه علم برای آنان است. شاید بتوان گفت ثمره این گونه برنامههای رسانهای نظیر سریال قصههای مجید که کیومرث پوراحمد از داستانهای مجید به قلم هوشنگ مرادی کرمانی به شیوهای ساده و پرمحتوا روایت کرد، ایجاد انگیزه (هرچند به مقدار خیلی کوچک) در ضمیر کودکان و نوجوانان این مرز و بوم برای علاقهمندی به ریاضیات و تحصیل علم بود. پیام ماندگاری که قصههای مجید از قاب تصویر به مخاطب القا میکرد این بود که با سادهترین امکانات زندگی و روشهای یادگیری (از قبیل خرید تسبیح و استفاده از بی بی برای پرسش و پاسخ) میتوان ریاضی را آموخت و موفق شد.
** وضعیت نشریات تخصصی ریاضی
چندی پیش دکتر احمدصفاپور در سرمقاله نشریه فرهنگ و اندیشه ریاضی (به مناسبت سی و دومین سال انتشار آن) از شمارگان هزار نسخهای این نشریه در کشور و دشواری جذب مخاطب خاص برای آن خبر داد. وی بر این نکته تأکید کرده بود که در حال حاضر بایستی ضمن کم کردن فاصله فرهنگ ریاضی در ایران کنونی و فرهنگ اصیل علم ریاضی، عمومی کردن ریاضیات را نیز مدّنظر قرار دهیم.
هرچند بایستی زحمات فراوان دستاندرکاران این نشریه از ابتدا تا کنون را ستود امّا چگونه میشود در جامعهای که در سال 1392، 9/38 درصد ( = یک میلیون و 868 هزار و 999 نفر) از کلّ دانشجویان آن را دانشجویان رشتههای علوم پایه و ریاضی و فنی تشکیل میدهند و این جمعیت نسبت به سال 1374 (= 310 هزار و 93 نفر) رشدی شش برابری داشته است، شمارگان تنها نشریه علمی – ترویجی ریاضی بدون تغییر باقی بماند؟ چگونه است که با این میزان قابل تأمّل دانشجو در رشتههایی که مستقیماَ با ریاضیات سر و کار دارند، تنها 15 نشریه علمی اعم از ترویجی یا پژوهشی در کشور چاپ میشود؛ یعنی تنها یک و چهار دهم درصد از کلّ نشریات علمی کشور درباره علوم ریاضی است. حال اگر نشریات علمی با موضوعات تاریخ علم، قرآن و علم، اخلاق در علم و فناوری، فلسفه علم، سیاست علم، ترویج علم را نیز به حساب بیآوریم این تعداد به 25 عنوان نشریه و با احتساب نشریات علمی بین رشتهای با ریاضیات و نشریاتی که مرتبط به علوم اقتصادی، مالی و حسابداری دارند این تعداد به 88 عنوان نشریه (معادل 9/7 درصد از کلّ نشریات) میرسد که باز هم کمتر از 10 درصد است.
آخرین آماری که در این جا مدّ نظر قرار میدهیم کاهش 6/6 درصدی نسبت کلّ دانشآموزانی است که در سال 1394 در رشته علوم ریاضی و فنی شرکت داشتهاند (181846 نفر از 1031381 نفر – معادل 17 درصد) با سال1387 (319259 نفر از 1352167 نفر – معادل 6/23 درصد) است در حالی که در رشته علوم تجربی این نسبت افزایش 14 درصدی داشته است.
براساس آن چه گفته شد نمیتوان به وجود یک رویه منسجم و سیاست مدون در زمینه علوم پایه و فنی دست یافت. چگونه ممکن است کشوری در حال تربیت قریب دو میلیون فارغ التحصیل و کارشناس در رشتههای علوم پایه و فنی و مهندسی باشد امّا سیاست مشخصی در بکارگیری نیروهای تربیت شده خود نداشته باشد؟ آیا عدم داشتن مخاطبان خاص برای نشریات علمی – ترویجی پیام قابل قبولی را برای جامعه علمی ما دارد یا با کمال تأسف باید آن را نشانهای از بازاری شدن علم دانست؟
**عمومی کردن علم ریاضی به چه معناست ؟
پیامبر اعظم (ص) سخن گوهرباری درباره علم دارند که میفرمایند زکات علم نشر آن است. براستی این انتشار و عمومی کردن علم، به خصوص علم ریاضی که بن مایه کلیّه علوم فنی و مهندسی و مدل سازیها و روشهای علمی است، به چه معناست؟ نفوذبخشی به ریاضیات در فرهنگ عمومی به چه کار میآید؟ اگر بخواهیم تأمّلی درباره ترافیک کلان شهرها، آلودگیهای زیست محیطی، مدیریت شهریای که با فروش تراکم اداره میشود، تأخیر در برنامه حرکت وسایل حمل و نقل، تصادفات جادّهای، عدم بروز رسانی زیر ساختهای اطلاعاتی کشور، چگونگی مبارزه با فساد اداری و اقتصادی، چگونگی مبارزه با سرقتهای علمی و ادبی و هنری، کیفیت اجناس تولیدی، کیفیت البسه و پوشش مردم، مدیریت مصرف انرژی، استاندارسازی، کیفیت محیط آموزشی، کیفیت فضای زندگی و زیباسازی محیطی بکنیم، در نتیجه میبینیم که آنها به نوعی با وسایل موجود در جامعه و سطح تکنولوژیکی آن در ارتباط هستند.
به بیان روشنتر در تمامی مواردی که در بالا از آنها نام برده شد یک مهندس و یا ریاضیدان میتواند با ارائه مدلی که بر اساس ریاضیات و علوم دقیقه طرحریزی شده چگونگیِ پراکندگی ساخت و سازها در یک منطقه شهری را مورد بررسی قرار دهد، آب و انرژی و امکانات لازم برای آینده آن منطقه را بسنجد و از لحاظ اقتصادی نیز پیش بینیهایی در اختیار مجریان طرح قرار بدهد؛ و این یعنی مدیریت یکپارچه. مدیریتی که بر اساس دقت و علم ریاضی بنا شده است نه بر اساس تابلوهای روزشمار برای اتمام یک پروژه!
در زمینه فسادهای اقتصادی نیز، اگر یک سیستم بانکی درست و دقیق مدلسازی شده باشد، امکان ندارد رقمهای چند هزار میلیاردی از چشم زحمتکشان نظام بازرسی دور بماند و مسبّب شرمندگی در برابر حقوق شهروندی دیگران شود.
مدیریت بهرهوری در زمینههای تولید و مصرف باز هم به روش محاسباتی و مدل ریاضیای بر میگردد که کارشناسان و مهندسان از آن بهره جستهاند.
**تداوم ضعف های مدیریتی در ذخیره ی انواع انرژی و سیستم های کلان شهری ناشی از تربیت مهندسانی فاقد دیدگاه ریاضیاتی است
ظهور معضلات و مشکلاتی که در بالا ذکر شد در جامعه سبب شده تا نتوان به کارآمدی تربیت میلیونی مهندسان و کارشناسان علوم در کشور تکیه کرد. چون نمیتوان گفت ذهن و فرهنگ ریاضی در جامعهای نهادینه شده و توانسته موشک ماهواره بر، بسازد امّا در کلان شهرهایش با ترافیک و بینظمی سیستم حمل و نقل مواجه باشد. برای نمونه میتوان با یک پژوهش علمی، روند بوجود آمدن ترافیک و ترافیک افزایی بزرگراه شهید همّت تهران مورد بررسی قرار داد و این سؤال را پرسید که مسئول هدر رفتن میلیون ها لیتر بنزین در طول سال بر اثر ترافیک موجود در این محور اتصالی تهران کیست؟ بهترین پاسخ چیزی جز نبود اندیشه ریاضیاتی در طراحی آن نمیتواند باشد.
از نمونه های دیگر عدم وجود سطح قابل قبولی از ریاضیات در فرهنگ عمومی جامعه، بکار نگرفتن ضرب و تقسیم های ابتدایی برای طرح ریزی سیاست گذاری های کلان است، که در این زمینه میتوان به استفاده از رویه استفاده از پنجرههای چند جداره در ساخت و ساز ساختمانها اشاره کرد. بیش از سه دهه است که در کشورهای اروپایی تولید و استفاده گسترده از پنجرههای چند جداره که هم عایق گرمایی به شمار می روند و هم عایق صوتی، به منظور بهینه سازی مصرف انرژی کاربرد دارد و آن ها می دانند در ساده ترین حالت یعنی استفاده از پنجره ی شیشه ای دو جداره می تواند تا 70 برابر اتلاف انرژی حرارتی را کاهش دهد. امّا در کشور ما استفاده از پنجرههای چند جداره به تازگی در سطح کلان مورد توجه ویژه قرار گرفته است و هزینههای هدر رفته بر اثر عدم بکارگیری آن ها حداقل در ده ساله اخیر بدون پاسخ باقی مانده است.
** رابطه ریاضیات و دستیابی به اقتدار فرهنگی
در آماری دیگر که از سوی سازمان ملل در سال 2010 منتشر شده است، میزان مقالات علمی ISI تولید شده در ایران 10 هزار و 894 عدد بوده که 554 مقاله (معادل 5 درصد) متعلق به حوزه علوم ریاضی و 2484 (معادل 23 درصد) مقاله مربوط به حوزه ی علوم فنی و مهندسی است و این اعداد برای مثال در مقایسه با نسبت مقالات علمی تولیدی در حوزه علوم ریاضی کشورهای آمریکا، انگلستان، و برزیل که به ترتیب برابر 4/3 درصد، 3 درصد، 6/2 درصد هستند، بیشتر است.
پس این که بگوییم تولید مقالات علمی بینالمللی در علوم ریاضی و یا کسب مدالهای رنگین توسط دانشآموزان سختکوش این مرز و بوم در المپیادهای جهانی، یا ظهور نخبگان جوانی نظیر دکتر مریم میرزاخانی (نخستین زن و ایرانی برنده جایزه جهانی فیلدز) مایه مباهات و نشانه منزلت دانش ریاضی ایرانیان است کافی نیست، زمانی میتوان به دانش ریاضی در کشور مفتخر بود که ریاضیات به مثابه یک قدرت فرهنگی ظهور کند. یعنی هر کس به نوبه خود از ریاضی بهره ببرد و از آن در راه توسعه علمی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی استفاده کند.
این که برخی از دانشجویان رشته فنی و مهندسی درک درستی از مفاهیم پایهای ریاضی ندارند و هنوز در استفاده از بدیهیترین روابط ریاضی دچار تردیداند و تنها به قبولی واحدهای درسی میاندیشند تا در نهایت نایل به کسب عنوان مهندس شوند، نتیجهاش نبود مخاطبان خاص برای نشریههای علمی – ترویجی در کشور میشود و به دنبال آن شاهد حضور فارغ التحصیلانی در جامعه خواهیم بود که هیچ نهاد و شرکتی حاضر به استفاده از دانش و تجربیات آنها نیست و میشنویم که یک مهندس در یک شغل غیر مرتبط در حال فعالیّت است.
** ‘ فرزندم ریاضی نمیفهمد’، القاء بنگاههای شایعه پراکنی جهان سرمایهداری در کشورهای در حال توسعه
دردآورترین رویکرد در رابطه با ریاضیات رویکرد بسیاری از خانوادههای امروز ایران نسبت به فهم ریاضی فرزندانشان است که به دلیل عدم آگاهی از توانایی مدرسان ریاضی در مهارت تدریس این درس، نمرات پائین ریاضی فرزندانشان را به ضعف ایشان در فهم ریاضیات نسبت میدهند و میگویند: «فرزند من ریاضی نمیفهمد» یا «ریاضیات سخت است» و یا «اصولاَ ریاضی به چه کار میآید؟!»
زنده یاد پرویز شهریاری در این باره مینویسد : انسان موجودی یگانه است. نمیتوان بخشی از روحیه او را از بخشهای دیگر جدا کرد و حالتی یک بُعدی به او داد…اگر کسی در مسألهای خاص، چه خوب و چه بد، فرو رود و تمام زندگی خود را روی آن بگذارد و به دنیای دور و بر خود کار نداشته باشد، به صورت آدمی یک بعدی در میآید که نه تنها روحیه انسانی خود را از دست میدهد، بلکه در کار خودش هم نمیتواند موفقیّتی جالب به دست آورد. در زمان ما به خاطر این که زورمندان و زراندوزان بیشتر بتوانند به سودهای خود بیافزایند به کسانی نیاز دارند که در درجه اوّل، در کار خود تخصص داشته باشند تا وظیفهای را که در برابر صاحبان صنعت و تجارت دارند، بهتر انجام دهند و در درجه دوم، فرصت این را پیدا نکنند تا سر خود را بالا بگیرند و ببینند دور و بر آنها چه میگذرد…..بر اساس این خواست جهان سرمایهداری، دو شایعه دروغ پراکندهاند؛ اوّل این که هر کسی باید تنها به تخصص خود بپردازد، به دیگران کار نداشته باشد، چرا که در دنیای فراصنعتی نمیتوان به تخصصهای مختلف دست یافت. دوّم این که، در روزگار ما کسی نمیتواند مثل دوران ابوریحان یا دکارت آگاهیهایی همه جانبه داشته باشد، زیرا در این صورت، در تخصص خود کارآمد نمیشود. یعنی باور والدین نسبت به ضعف فهم کودکانشان در علم ریاضی که ناشی از همان شایعه پراکنیهای عمومی در جوامع در حال توسعه است، زمینه ساز تربیت یک بعدی اغلب آیندهسازان این مرز و بوم شده است.
ریاضی، بُعدی ناگسستنی از وجود همه ماست. اگر ایران و جهان اسلام در روزگاری نامدارترین ریاضی دانان جهان نظیر خوارزمی، ابن هیثم، ابوریحان بیرونی، و خواجه نصیرالدین طوسی را به جهانیان معرفی نمودند، تنها بدلیل برخورداری این دانشمندان از هوش و ذکاوت وافر نبوده است بلکه این امر نشان از وجود پررنگ روحیه پرسش و تفکر به جای تقلید و تعصب و بیزاری جستن از تعلیم و تعلم یک بعدی انسان بوده است. پیوند ریاضیات با علوم دیگر و زندگی مهمترین کاری است که این دسته از دانشمندان در طول تاریخ انجام دادهاند.
** نتیجه گیری
نگارنده، کم اقبالی نشریات علمی از سوی جوانان را از آن جهت به عنوان بازاری شدن علم تلقی میکند که آن را ناشی از نبود پرسش در جامعه علمی کشور میداند.
اگر برای آن که جوینده و پژوهنده دانش است، پرسش و مسألهای وجود نداشته باشد آن گاه به اعتراف بسیاری از اندیشمندان رکود مباحث فلسفی در جامعه ایجاد میشود. رکود و جمود فلسفه، جمود عقل را به همراه میآورد و سبب میشود تا ما ندانیم برای چه علم میخواهیم و برای مثال چرا ریاضی میخوانیم. در دورانی که با سرعت انتقال و انفجار اطلاعات همراه است، زوال تفکر و نداشتن چارچوبی مشخص برای هدف مسائل علم سبب از هم گسیختگی و عدم انسجام علمی میشود که نتیجهاش حتی اگر بهترین امکانات تکنولوژیکی را هم در اختیار داشته باشیم، بیثمری و افسردگی علمی و فرهنگی خواهد بود و در نهایت چگونه میتوان با افسردگی سخن از اقتصاد دانش بنیان، ارتقای خلاقیّت، افزایش اختراعات، هنر متعالی و تقرّب به سوی معنویت به میان آورد و با سردرگمی داعیه احیای دوران طلایی از یک تمدّن را سرداد که میخواهد با اصول فکری و فلسفی خود در برابر انحراف تجدد و ماشینی شدن فرهنگ و اندیشه انسان قد عَلَم کند.
* از: علیرضا شیرازی نژاد
منابع :
عالی جناب چکمه – دکتر پرویز شهریاری، نشر پژوهنده
اسلام، علم مسلمانان و فناوری – گفت و گوی دکتر سیّد حسین نصر با دکتر مظفر اقبال، انتشارات اطلاعات
پایگاه اطلاع رسانی اینترنتی مرکز آمار ایران
پایگاه اطلاع رسانی اینترنتی مرکز اطلاعات سازمان ملل متحد
پایگاه اطلاع رسانی اینترنتی سازمان سنجش آموزش کشور
اسکرول به بالا