ماه: تیر 1401

نوابیغ

نویسنده: عبدالله محمودیان و عفت چهره گشا

دانشکده علوم ریاضی، دانشگاه صنعتی شریف

خبرنامه انجمن ریاضی ایران، شماره 103، بهار 1384

**** دانلود ****

نوابیغ چه کسانی هستند؟!
اشتباه نکنید! نوابیغ جمع نابغه نیست. نوابیغ به کسانی اطلاق می‌شود که ادعای نبوغ دارند!

دکتر محمودیان استاد و رئیس دانشکده ریاضی دانشگاه شریف و مدیر انجمن ریاضی ایران (در زمان نگارش مقاله) و همکارشان خانم چهره گشا که از جوشش روزافزون نوابیغ در سال‌های اخیر به تنگ آمده‌اند با آفرینش این اصطلاح آنها را این‌گونه توصیف می‌کنند:”کسانی که سعی دارند ناممکن‌ها را ممکن کنند، مسائل حل نشده معروف را حل کنند، بنیان‌گذار نظریات بی‌اساسند، فکر می‌کنند می‌توانند دنیا را متحول کنند و مثلاً با فرمول ریاضی که اختراع کرده‌اند، بشریت را نجات دهند، فلسفه و عرفان و برزخ و روح را ثابت می‌کنند، عموماً سواد و تخصص کافی و مرتبط ندارند، به موفقیت‌های کوچک قانع نیستند، حرف‌ها و ادعاهای بزرگ و غریب دارند، به افراد رده بالای کشور مراجعه می‌کنند؛ زیرا که مدیران سطح پایین را شایسته نمی‌دانند، (با استفاده از بیسوادی موجود) با رسانه‌های دولتی مصاحبه می‌کنند، تبلیغات می‌کنند، کتاب چاپ می‌کنند، به خاطر نظریه شگفت‌انگیزشان نگران امنیت خودشان هستند، توهم حمایت دول خارجی یا سرقت ایده‌شان را دارند. و …”

نویسندگان مقاله که از حمایت برخی مسئولین کشور از نوابیغ شگفت زده شده‌اند، راه حل‌هایی نیز برای مقابله با این افراد معرفی می‌کنند.

باید در نظر داشت که این اساتید گرانقدر ریاضی شایسته و بایسته فقط در موضوع مورد تخصص خود به بررسی این قشر پرداخته‌اند، اما امروز با نگاهی ساده می‌‌توان رد پای نوابیغ را در همه موضوعات و تخصص‌هایی خاص دید. عرصه‌های حرفه ای علم کشورمان که توسط این دسته لوث و لجن مال شده را در مثال‌هایی همچون “تولید انرژی هسته‌ای توسط دختر نوجوان در زیرزمین” ، “خودرو بدون سوخت” ، “ماشین زمان” ، “تغییر نظریات مدال‌های انیشتین” و صدها ادعای پزشکی، روانپزشکی، فیزیک، شیمی، زیست شناسی و غیره می‌توان دید.

هر دم از این باغ، بری (چرتکه‌ای) می‌رسد!

زهرا گویا

مجله رشد آموزش ریاضی، شماره 123، بهار 1395

دانلود 

وقتی در اوایل دهه‌ی 1340 مدرسه را شروع کردم، دنیای آموزشی تحت سیطره بی‌رقیب روش‌های رفتاری بود که آموزش مفاهیم درس «حساب» را هم شامل می‌شد. خاطره جنگ جهانی دوم، از ذهن‌های پدران و مادران پاک نشده بود و زخم‌های ناشی از آن جنگ خانمان‌سوز، هنوز التیام نیافته بود. پس باید کاری انجام می‌شد که جهان، به فکر افق‌های نو باشد…

گیاهان هندسی برای عاشقان تقارن

چه کسی می‌تواند ادعا کند که ریاضیات جذاب و زیبا نیست؟! ممکن است ریاضی تداعی کننده معادلات طولانی، خسته کننده و پیچیده باشد، ولی حقیقت این است که ریاضی پیچیده است و با زیبایی‌های طبیعت پیوند می‌خورد. فرکتال‌های موجود در برخی از آنها آن‌قدر دقیق و فوق‌العاده است که به نظر واقعی نمی‌رسد. ولی نمونه‌های زیادی در گیاهان و طبیعت به چشم می‌خورند که مصداق‌هایی از کاربرد ریاضیات و فیزیک در جهان واقعی است.

وقتی به نظم و ترتیب با این دقت در جهان می‌نگریم در ابتدا به نظر مصنوعی و ساخته دست بشر به نظر می‌رسد. ولی همان‌طور که گالیلی می‌نویسد : “جهان به زبان ریاضیات نوشته شده است و مشخصات آن مثلث، دایره و اشکال دیگر هندسی است”. نظم در طبیعت وجود دارد و هنرمندانی که قصد بازسازی دقیق آن را دارند باید زمان زیادی را برای درک و فهم  اشکال طبیعت صرف کنند. نگاهی به این گیاهان هندسی خیره کننده، هر یک شاهکاری از کمال است.

 تمدن بشر، هنرمندان، ریاضی‌دانان هزاران سال سعی کرده است تا هندسه زیبای طبیعت را درک کند. در قرن 4ام، افلاطون معتقد بود که تقارن در طبیعت گواهی بر فرم هستی است. در سال 1954، ریاضی‌دان و رمزنگار معروف آلن تورینگ (Alan Turing)، مقاله‌ای (THE CHEMICAL BASIS OF MORPHOGENESIS) نوشت تا بتواند چگونگی تشکیل چنین طرح‌ها و الگوهای خارق‌العاده را توضیح دهد. در این‌جا مجموعه‌ای شگفت‌انگیز از گیاهان هندسی را مشاهده خواهید کرد.

 

بزرگ‌ترین بی‌عدالتی در المپیاد ریاضی چیست؟

نویسنده: امید نقشینه ارجمند

چهارشنبه ۱٩ خرداد ۱۳٩٥

آیا در المپیاد ریاضی ایران عدالت رعایت می‌شود؟

فکر می‌کنم جواب اکثریت افراد به این سؤال کلی و آرمان‌گرایانه منفی است، با این وجود اگر وارد جزئیات شویم، این اتفاق نظر از بین خواهد رفت و چه‌بسا آن‌چه یکی نشانه ظلم و بی‌عدالتی می‌داند، دیگری به‌نحوی توجیه می‌کند.

در نقد جریان المپیاد ریاضی باید به هدف اصلی آن که شناسایی و رشد استعدادهای ریاضی برای خدمت به کشور و ارتقای ریاضیات کشور هست توجه داشت. این در حالی است که برخی به اشتباه همه فعالیت‌های المپیاد را صرفاً برای فرستادن یک تیم شش نفره و کسب افتخار بین‌المللی می‌دانند.

مصادیق بی‌عدالتی

اهم آن‌چه مردم نشانه بی‌عدالتی در المپیاد ریاضی می‌دانند این‌هاست:

از نظر برخی موارد بی‌عدالتی چیزهایی از این جنس است است: اگر در اکثر سال‌های گذشته از فلان مبحث در آزمون مرحله دوم دو سؤال می‌آمده و آن‌ها خودشان را برای چنین آزمونی آماده کرده بودند و چیزی خلاف انتظارشان رخ داده و قبول نشده‌اند، این ظلمی است آشکار! یا اگر ضرایب آزمون‌ها برای تعیین مدال، نسبت به سال گدشته تغییر کند و او قبول نشود، این مصداق عظمای ظلم است و خلاصه این‌که هر اتفاقی بیفتد که او را از خواسته‌اش دور کند، ظلم است!

در سطحی بالاتر، این‌که در آزمون سؤالی اشتباه یا مبهم باشد، برگه‌ای درست تصحیح نشود، در انتخاب افراد برای رسیدن به مرحله بعد اشتباهی ناخواسته رخ دهد و… ظلم است.

اگر به موضوع به شکلی کلان‌تر نگاه کنیم، این‌که فرصت شناسایی بسیاری از دانش‌آموزان مستعد کشور فراهم نمی‌شود نیز ظلم است. بسیاری از دانش‌آموزان، به‌خصوص در شهرهای کوچک و روستاها، به فرد یا محلی که آن‌ها را برای حرکت در مسیر المپیاد راه‌نمایی و کمک کند دست‌رسی ندارند. حتی وضعیت در مدارس عادی شهرهای بزرگ نیز مطلوب نیست.

این‌ها حرف‌های جدیدی نیست و سال‌هاست که کمیته علمی و باش‌گاه تلاش می‌کنند قدمی برای حل این مشکلات بردارند و هر چند تلاش‌های زیادی شده ولی متأسفانه در قیاس با بزرگی مشکل، اثرات مثبت آن ناچیز بوده است.

اما من می‌خواهم از بی‌عدالتی دیگری صحبت کنم که شاید کم‌تر به آن توجه می‌شود ولی من آن را ریشه‌ای‌تر و مهم‌تر از موارد ذکرشده می‌دانم.

بیست و چند سال پیش!

شاید بسیاری از دانش‌آموزان امروز ندانند که بیست و چند سال پیش آزمون مرحله اول المپیاد ریاضی آزمونی تشریحی بود. این آزمون به طور متمرکز طراحی می‌شد ولی برگه‌ها ابتدا در استان‌ها تصحیح می‌شد و نمرات برتر برای تصحیح دوم به تهران فرستاده می‌شد.

در اواسط دهه هفتاد کیفیت پایین تصحیح در استان‌ها، مسئولان وقت المپیاد ریاضی را به این نتیجه رساند که آزمون مرحله اول را به آزمونی چندگزینه‌ای تبدیل کنند و از آن روز به بعد نقش نیروهای علمی و اجرایی در استان‌ها در حد باز کردن پاکت سؤال‌ها، چیدن صندلی‌ها، توزیع کیک و آب‌میوه، جمع کردن برگه‌ها و… است!

آیا این ظلمی بزرگ نیست که اساتید و دبیران و دانش‌جویان استان‌های کشور، غیر از تهران، امکان حضور و تأثیرگذاری علمی در جریان المپیاد ریاضی را ندارند و تعدادی محدود، به عنوان کمیته علمی المپیاد ریاضی و هم‌کاران آن‌ها، همه چیز را در دست دارند؟

شاید بگویید اگر برگزاری المپیاد به استان‌ها سپرده شود شاهد افت کیفیت آزمون‌ها و تصحیح برگه‌ها و… خواهیم بود. برای پاسخ به این ایراد یک لحظه تصور کنید که آن روز که ایران می‌خواست وارد المپیاد بین‌المللی ریاضی شود، با مشابه چنین استدلالی، از مسئولان کشور ما می‌خواستند که صرفاً اجرا را به‌عهده بگیرند و طراحی آزمون‌ها و تصحیح برگه‌ها بر عهده نهادی متخصص ولی خارج از کشور باشد. آیا در این صورت ما بعد از سی سال و حتی بیش‌تر حرفی برای گفتن در المپیاد ریاضی داشتیم؟

آیا به‌تر نبود بیست سال پیش به حای این‌که به خاطر برخی ضعف‌ها نیروهای علمی استان‌ها را حذف کنیم، به آن‌ها فرصت رشد بدهیم. آیا در این صورت امروز وضع به‌تری نداشتیم؟ آیا در این صورت المپیاد ریاضی در بدنه آموزش و پرورش جای‌گاه به‌تری نداشت؟

البته ما از جزئیات شرایط در آن زمان مطلع نیستیم و حق نیست که زحمات دل‌سوزانه گذشتگان را با این «ای‌کاش‌ها» زیر سؤال ببریم. دست‌کم روشن است که عملی کردن این پیش‌نهاد زحمت بسیاری را می‌طلبیده که شاید فراهم نبوده است.

امروز چه باید کرد؟

به عقیده من آن‌چه باید به سویش گام برداریم این است که مراحل اولیه المپیاد ریاضی از حالت متمرکز خارج شود و ده‌ها و شاید صدها آزمون در سراسر کشور برای ورود به جریان المپیاد وجود داشته باشد. دست‌کم به جای این‌که گروهی در تهران مسئولیت شناسایی دانش‌آموزان مستعد در استان‌های اصفهان، ایلام یا کرمان را به عهده داشته باشند، این کار به نیروهای علمی همان استان‌ها سپرده شود. در این صورت هر استانی می‌تواند آزمونی با محتوا و سبکی مناسب برای دانش‌آموزان خودش داشته باشد و در این راه از تجربه هر ساله استان‌های دیگر نیز استفاده کند. به عهده گرفتن مسئولیت طراحی آزمون‌ها و تصحیح برگه‌ها می‌تواند موجب رشد نیروهای علمی در نقاط مختلف کشور شود و این از اهداف اصلی و محقق‌نشده المپیاد ریاضی است.

دوران گذار

گسترده کردن و غیرمتمرکز کردن المپیاد امروز شاید از جهتی مشکل‌تر از بیست سال پیش باشد، زیرا با وجود تمام کاستی‌ها به نظر می‌رسد سال‌ها تجربه کمیته علمی از یک طرف و دوری استان‌ها از فرایندهای علمی المپیاد از سوی دیگر، موجب فاصله‌ای جدی در کیفیت برگزاری یک آزمون المپیادی شده است و انتقال یک‌باره مراحل اول المپیاد به استان‌ها ممکن است موجب لطمه دیدن دانش‌آموزان دست‌کم در چند سال اولیه شود.

از سوی دیگر بعد از این سال‌ها دانش‌آموزان زیادی در جریان حضور و موفقیت در المپیاد ریاضی تربیت شده‌اند که استفاده درست از این نیروی جوان می‌تواند رسیدن به هدف ترسیم‌شده را تسریع کند.

لذا می‌توان در سال‌های اول آزمون مرحله اول سراسری را حذف نکرد ولی درصدی را سهمیه ورود به مرحله دوم را به استان‌ها سپرد و با ارزیابی عمل‌کرد این درصد را افزایش داد تا در نهایت آزمون مرحله اول به طور کامل به استان‌ها سپرده شود.

المپیادی‌های قدیمی‌تر نیز باید نسبت به انجام چنین برنامه‌ای احساس وظیفه کنند تا در افتخار روزی که المپیاد ریاضی نمونه‌ای از یک فعالیت عادلانه و موفق در کل کشور است سهیم باشند.


مصاحبه با دکتر علی رجالی پیرامون آغاز مسابقات ریاضی دانش‌آموزی در ایران
نویسنده: امید نقشینه ارجمند – پنجشنبه ٢۳ شهریور ۱۳٩۱

 مسابقات ریاضی در ایران
علی رجالی، ‌مجله رشد آموزش ریاضی جلد 51 صفحات 46 تا 51

 

مصاحبه با دکتر علی رجالی پیرامون آغاز مسابقات ریاضی دانش‌آموزی در ایران

مصاحبه با دکتر علی رجالی پیرامون آغاز مسابقات ریاضی دانش‌آموزی در ایران
نویسنده: امید نقشینه ارجمند – پنجشنبه ٢۳ شهریور ۱۳٩۱

احتمالاً بسیاری از المپیادی‌ها اطلاعات دقیقی از تاریخچه المپیاد ریاضی در ایران ندارند. اخیراً به دلایلی از جمله میزگردی که در دوازدهمین کنفرانس آموزش ریاضی ایران برگزار شد تلاش کردم تا با کسانی که در شکل‌گیری و رشد این جریان نقش داشته‌اند گفت‌وگو یا مکاتبه کنم. یکی از این افراد دکتر علی رجالی است که پاسخی مفصل به نامه من دادند؛ ایشان متولد سال 1330، دارای مدرک دکترای آمار از دانشگاه استنفورد آمریکا در سال 1357 و عضو هیأت علمی دانشکده علوم ریاضی دانش‌گاه صنعتی اصفهان هستند. دریافت جایزه پال اردوش در سال 2008 میلادی و جایزه مهدی بهزاد در سال 1391 از آخرین افتخارات این استاد گرامی است.

برای آشنایی با برخی انتقادات دکتر رجالی به المپیاد، این گفت‌وگو در رشد آموزش ریاضی (شماره 107، بهار 91) را مطالعه کنید : المپیادها فردگرایی را ترویج کرده‌اند (گفت‌وگو با دکتر رجالی)

«با پیشگامان آمار ایران، گفتگو با دکتر علی رجالی» را هم در خبرنامه انجمن آمار ایران، سال بیستم، بهار 91، شماره پیاپی 74، مطالعه کنید؛ خواندنی است.

در نامه‌ای که برای ایشان و چند نفر دیگر نیز ارسال کرده‌ام، این سؤال‌ها را پرسیده‌ام :

1. رابطه شما با مسابقات دانش‌آموزی ریاضی در ایران و المپیاد ریاضی در چه سال‌هایی و به چه شکلی بوده است؟

2. انگیزه راه‌اندازی مسابقات ریاضی در ایران و شرکت در المپیاد بین‌المللی چه بوده است؟

3. به نظر شما در شرایط فعلی در مورد کل جریان المپیاد ریاضی، موارد زیر چه درصدی از اهمیت را دارد؟ (مجموع 100 باشد!) الف. کسب افتخار در عرصه بین‌المللی، ب. افزایش اعتماد به نفس ملی، ج. تقویت سطح ریاضیات در مدارس، د. جذب دانش‌آموزان مستعد به رشته ریاضی در دانش‌گاه، ه. موارد دیگر (مورد مد نظر ذکر و درصدگذاری شود.).

4. موفقیت ایران در موارد زیر چه‌قدر بوده است؟ (به هر کدام نمره‌ای بین صفر تا بیست بدهید.) الف. کسب افتخار در عرصه بین‌المللی، ب. افزایش اعتماد به نفس ملی، ج. تقویت سطح ریاضیات در مدارس، د. جذب دانش‌آموزان مستعد به رشته ریاضی در دانش‌گاه، ه. موارد دیگر (مورد مد نظر ذکر و نمره‌دهی شود.).

5. المپیاد ریاضی در ایران چه مضرات و یا انحرافاتی داشته است؟

6. در فهرست گیرندگان این نامه چه کسانی از قلم افتاده‌اند؟ آیا می‌توانید با دادن آدرس پست الکترونیک، شماره تلفن و در صورت نیاز وساطت من را در تماس با این افراد کمک کنید؟

7. آیا در مورد اهداف المپیاد ریاضی در ایران سند مکتوبی وجود دارد؟


مصاحبه با دکتر علی رجالی پیرامون آغاز مسابقات ریاضی دانش‌آموزی در ایران
نویسنده: امید نقشینه ارجمند – پنجشنبه ٢۳ شهریور ۱۳٩۱

احتمالاً بسیاری از المپیادی‌ها اطلاعات دقیقی از تاریخ‌چه المپیاد ریاضی در ایران ندارند. اخیراً به دلایلی از جمله میزگردی که در دوازدهمین کنفرانس آموزش ریاضی ایران برگزار شد تلاش کردم تا با کسانی که در شکل‌گیری و رشد این جریان نقش داشته‌اند گفت‌وگو یا مکاتبه کنم. یکی از این افراد دکتر علی رجالی است که پاسخی مفصل به نامه من دادند؛ ایشان متولد سال 1330، دارای مدرک دکترای آمار از دانش‌گاه استنفورد آمریکا در سال 1357 و عضو هیأت علمی دانش‌کده علوم ریاضی دانش‌گاه صنعتی اصفهان هستند. دریافت جایزه پال اردوش در سال 2008 میلادی و جایزه مهدی بهزاد در سال 1391 از آخرین افتخارات این استاد گرامی است. در مورد جایزه مهدی بهزاد این صفحه را هم ببینید. .

برای آشنایی با برخی انتقادات دکتر رجالی به المپیاد، این گفت‌وگو در رشد آموزش ریاضی (شماره 107، بهار 91) را مطالعه کنید: المپیادها فردگرایی را ترویج کرده‌اند (گفت‌وگو با دکتر رجالی)

«با پیشگامان آمار ایران، گفتگو با دکتر علی رجالی» را هم در خبرنامه انجمن آمار ایران، سال بیستم، بهار 91، شماره پیاپی 74، مطالعه کنید؛ خواندنی است.

در نامه‌ای که برای ایشان و چند نفر دیگر نیز ارسال کرده‌ام، این سؤال‌ها را پرسیده‌ام:

1. رابطه شما با مسابقات دانش‌آموزی ریاضی در ایران و المپیاد ریاضی در چه سال‌هایی و به چه شکلی بوده است؟

2. انگیزه راه‌اندازی مسابقات ریاضی در ایران و شرکت در المپیاد بین‌المللی چه بوده است؟

3. به نظر شما در شرایط فعلی در مورد کل جریان المپیاد ریاضی، موارد زیر چه درصدی از اهمیت را دارد؟ (مجموع 100 باشد!) الف. کسب افتخار در عرصه بین‌المللی، ب. افزایش اعتماد به نفس ملی، ج. تقویت سطح ریاضیات در مدارس، د. جذب دانش‌آموزان مستعد به رشته ریاضی در دانش‌گاه، ه. موارد دیگر (مورد مد نظر ذکر و درصدگذاری شود.).

4. موفقیت ایران در موارد زیر چه‌قدر بوده است؟ (به هر کدام نمره‌ای بین صفر تا بیست بدهید.) الف. کسب افتخار در عرصه بین‌المللی، ب. افزایش اعتماد به نفس ملی، ج. تقویت سطح ریاضیات در مدارس، د. جذب دانش‌آموزان مستعد به رشته ریاضی در دانشگاه‌ها. موارد دیگر (مورد مد نظر ذکر و نمره‌دهی شود.).

5. المپیاد ریاضی در ایران چه مضرات و یا انحرافاتی داشته است؟

6. در فهرست گیرندگان این نامه چه کسانی از قلم افتاده‌اند؟ آیا می‌توانید با دادن آدرس پست الکترونیک، شماره تلفن و در صورت نیاز وساطت من را در تماس با این افراد کمک کنید؟

7. آیا در مورد اهداف المپیاد ریاضی در ایران سند مکتوبی وجود دارد؟

پاسخ‌های دکتر علی رجالی در ادامه مطلب آمده است.

1. رابطه شما با مسابقات دانش‌آموزی ریاضی در ایران و المپیاد ریاضی در چه سال‌هایی و به چه شکلی بوده است؟

در سال 1361 به پیشنهاد اینجانب به انجمن ریاضی ایران و پیشنهاد انجمن ریاضی ایران به آقای دکتر حدادعادل معاون وقت پژوهشی وزارت آموزش و پرورش، «شورای افت ریاضی» در دفتر تحقیقات وزارت آموزش و پرورش تشکیل شد. در این شورا علاوه بر اینجانب، آقایان دکتر فرزان از دانشگاه تربیت معلم و دکتر غلامرضا درگاهی‌نوبری و عده‌ای از کارشناسان و دبیران آموزش و پرورش عضویت داشتند (البته ممکن است اسامی برخی از اعضاء محترم آن شورا را فراموش کرده باشم). در آن زمان وضعیت علاقه‌مندی به علوم ریاضیات در میان دانش‌آموزان به حداقل رسیده بود؛ گویا از میان هر 4 نفر دانش‌آموز ریاضی 1 نفر به دانشگاه راه می‌یافت، ولی از میان هر 14 نفر دانش‌آموز علوم تجربی، فقط 1 نفر به دانشگاه راه می‌یافت و این روند به نفع علوم تجربی و علوم انسانی هر سال در حال تغییر بود. ما نگران این بودیم که دیگر دانش‌آموزان مستعد و علاقه‌مند به رشته ریاضی و رشته‌های وابسته آن مثلاً مهندسی وارد نشوند و لذا افت ریاضی همه‌گیر شود. در یکی از جلساتی که به‌طور خصوصی وقتی را از آقای دکتر حدادعادل گرفته بودم این مشکل را با آمار و ارقام و نتایج نظرسنجی‌ها از معلمان و دانش‌آموزان به ایشان منتقل نمودم. آقای یحیی تابش و من به‌طور مشترک در دانشگاه اصفهان، کمیته بررسی ریاضیات دبیرستانی را تشکیل داده بودیم و گاهی آقایان دکتر میامنی، بیژن ظهوری‌زنگنه،‌ محمدعلی نجفی، مسلم نیکفر و سایر دوستان دانشگاه صنعتی، ‌عده‌ای از معلمان ریاضی اصفهان من‌جمله آقایان تیمور غیاثی‌نژاد، حسین‌علی موحدی، محمود تلگینی، محمود امام‌جمعه‌زاده، احمد قیاسیان و غیره که ممکن است اسامی برخی را فراموش کرده باشم و چند نفر از همکاران دانشگاه اصفهان هم با ما همکاری می‌نمودند. ما این مسئله را و مشکلات ناشی از آن را در مطالعات خود مشاهده کرده بودیم و به راه‌حل‌ها می‌پرداختیم. یکی از راه‌حل‌ها برگزاری مسابقات ریاضی بود که یادم نمی‌آید که آن را ابتدا من یا آقای تابش مطرح کردیم (ولی مطمئناً فکر مشترک ما بود.) به هرحال در جلسه با آقای دکتر حدادعادل مطرح کردم که برای حل این مشکل باید جاذبه‌ای به وجود آید. دکتر حدادعادل هم که خود فوق‌لیسانس فیزیک داشتند و به اهمیت علوم آگاه بودند، از طرح مسئله استقبال نمودند. در آن‌جا به عنوان راه‌حل‌ها، یکی تجربه یکان و تأثیر آن در ایجاد علاقه در دانش‌آموزان و دیگری برگزاری مسابقه دانش‌آموزی را مطرح نمودم.

یادم نمی‌رود که ایشان با شدت زیاد گفتند «ما در حال جنگ هستیم، مگر ریاضی فوتبال است یا والیبال که مسابقه برایش برگزار کنیم؟!» خدمت ایشان عرض کردم که آقای دکتر یک زمان جنگ تمام می‌شود، و ما دیگر مهندس توانمند که بتواند در بازسازی مشارکت کند، نداریم و باید از تکنسین‌های ایتالیایی استفاده کنیم. ایشان گفتند «حتی اگر من قبول داشته باشم، نمی‌توانم در این شرایط این مسئله را در کشور مطرح کنم، همه به من می‌خندند!!‌»

من به ایشان گفتم، خوب اگر آماده نیستید که در آموزش و پرورش مسابقه را برگزار کنید، به من قول دهید که اگر موفق شوم مسئولین اصفهانی را راضی کنم که در سطح استان برگزار کنم، شما مخالفت نکنید. که ایشان در این زمینه قول همکاری دادند.

به اصفهان برگشتم و با آقای تابش و سایر دوستان مشورت کردیم و من به دفتر مدیرکل وقت آموزش و پرورش (آقای حسینی)‌ رفتم و مسئله را با ایشان در میان گذاشتم. ایشان موافقت کردند که آگهی ما را توزیع کنند و مکانی را هم در اصفهان برای برگزاری مسابقه در اختیار ما قرار دهند. مکان مورد نظر سالن دبیرستان ادب واقع در خیابان هشت‌بهشت اصفهان بود‌، قرار شد آقای عاملیان (پدر مدیرکل فعلی آموزش و پرورش اصفهان) کارشناس آموزش متوسطه اداره کل، هم با ما همکاری کنند. قرار شد اولین مسابقه را روز جمعه‌ای (که یادم نمی‌آید تاریخ دقیق آن کدامست!) برگزار کنیم و به تمام ادارات و نواحی و شهرستان‌های اصفهان بخشنامه شد و به نسبت جمعیت به هر شهرستان یا نواحی سهمیه‌ای دادیم و خواستیم از دانش‌آموزان بخواهند ساعت 8 صبح روز جمعه در محل دبیرستان ادب حاضر باشند.

چند بار با آقای عاملیان تماس گرفتم، می‌فرمودند همه چیز آماده است! من که همیشه نگران بودم، روز چهارشنبه قبل از تاریخ مورد نظر به اداره کل رفتم و گفتم من نگران هستم، می‌توانم از سالن بازدید کنم، گفتند لازم نیست. من اصرار کردم، ایشان به مدیر دبیرستان تلفن زدند و من به آنجا مراجعه کردم. از مدیر دبیرستان خواستم سالن آماده شده را به من نشان دهند، فرمودند سالن الآن آماده نیست و دانش‌آموزان دبیرستان ساعت 8 صبح جمعه در این سالن امتحان دارند، وقتی که امتحان آن‌ها تمام شد، شما می‌توانید بچه‌های خودتان را به سالن بیاورید تا مسابقه را برگزار کنند! ما که به دلیل نبود بودجه، طوری برنامه‌ریزی کرده بودیم که بچه‌ها از 8 تا نزدیک ظهر در مسابقه شرکت کنند و بعد دبیرستان و برخی از آن‌ها اصفهان را ترک کنند، با این مشکل روبرو شدیم که اولاً‌ از ساعت 8 صبح تا زمان آماده‌سازی سالن دانش‌آموزانی که از سراسر استان می‌آیند را کجا سرگرم کنیم و بعد هم ناهار را چه کنیم. به آقای عاملیان مراجعه کردم، ایشان گفتند چاره دیگری نداریم. آقای حسینی هم در اداره نبودند و چاره دیگری نبود. حدود ساعت 12 ظهر بود که تلفنی با آقای تابش مشورت کردم و قرار شد مسابقه را در سالن‌های دانشگاه صنعتی برگزار کنیم. اما حالا ماشین‌های دانشگاه را لازم داشتیم که ساعت 8 صبح به محل دبیرستان ادب بیایند و میهمانان ما را به دانشگاه منتقل کنند، باید ناهار آماده می‌کردیم و لذا احتیاج به آماده‌سازی سلف سرویس بود و علاوه بر آن باید کاری می‌کردیم که دستگاه تهویه سالن 8 دانشگاه صنعتی اصفهان هم روز جمعه کار کند. فقط قرار شد من اجازه کار را از آقای دکتر سعادت‌پور، رییس وقت دانشگاه صنعتی اصفهان بگیرم. آن زمان که تلفن همراه نبود، من با سختی فراوان (ولی لذت‌بخش!) ایشان را پیدا کردم. آقای دکتر سعادت‌پور هم گفتند من مخالفتی ندارم، ولی تا 2 ساعت دیگر دانشگاه تعطیل می‌شود و روز پنجشنبه هم که دانشگاه تعطیل است، امکان ندارد شما بتوانید مجموعه را آماده کنید. به ایشان گفتم شما موافقت کنید، من و آقای تابش با مسئولین همه این واحدها صحبت خواهیم کرد و با مسئولیت خودمان مسابقه را برگزار می‌کنیم. خوشبختانه آقای دکتر سعادت‌پور موافقت کردند و مسئول دفتر ایشان به واحدهای مورد نظر موافقت ایشان را ابلاغ کرد. من فوراً به دانشگاه برگشتم و به همراه آقای تابش با مسئولین واحدهای مورد نظر هماهنگ کردیم و به هر حال مسابقه برگزار شد (خدا با ما بود و مسئولین دانشگاه همه همراه)‌. خوشبختانه دانش‌آموزان خاطره خوبی از آن مسابقه که تبدیل به بازدید از دانشگاه و یک اردوی یک روزه شد، به ارمغان بردند.

خبر آن را در خبرنامه انجمن ریاضی ایران چاپ کردیم. (فکر کنم آن زمان مسئول خبرنامه خود من بودم، اگر نه چاپ نمی‌کردند!)‌ برای اولین شماره مجله رشد آموزش ریاضی هم که دستاورد دیگری از شورای افت ریاضی بود، فرستادیم که البته آن‌ها هم با اکراه و با توصیه آقای دکتر حدادعادل چاپ کردند. یادم نمی‌آید که هزینه‌ها چگونه تأمین شد ولی بسیاری از موارد را دانشگاه صنعتی اصفهان تقبل کرد.

می‌بینید این قدر کارهای اجرایی طاقت‌فرسا بود، که در مورد طرح سئوال، تصحیح اوراق که همه کارها با مشارکت مجموعه همکاران بخش ریاضی دانشگاه صنعتی اصفهان و دبیران ریاضی استان انجام شد، صحبتی ندارم.

بعد از چند ماه خبر به گوش آقای دکتر حدادعادل رسیده بود، از دفتر ایشان به من تلفن زدند و مرا احضار کردند. به دفتر ایشان رفتم. گفتند آیا می‌توانید مسابقه‌ای را که در اصفهان برگزار کرده بودید، به صورت سراسری برگزار کنید؟ عرض کردم حتماً. قرار شد من و آقای میرزاجلیلی از دفتر تحقیقات نزد مدیرکل آموزش و پرورش استان فارس برویم و بخواهیم که همزمان با کنفرانس ریاضی کشور در بهار 1363 نخستین مسابقه دانش‌آموزی را در شیراز برگزار کنیم. برای انتخاب دانش‌آموزان برای شرکت در مسابقه از معلمان ریاضی استان‌ها خواستیم در سطح استان مسابقه برگزار کنند و بهترین‌های خود را به کنفرانس معرفی نمایند. این مسئله باعث می‌شد که یک رقابت هم بین معلمان به وجود آید و مجبور نشویم در بازار آشفته سئوال‌های چندجوابی کنکور ما هم سئوال‌های چندجوابی (تستی)‌ در مراحلی از مسابقه ارائه دهیم. برای طرح سئوال مسابقه اول از دکتر رجبعلی‌پور، دکتر تومانیان و عده‌ای از معلمان ریاضی هم کمک گرفتیم ولی برای حفظ امنیت سئوال‌ها، سئوال‌ها را صبح روز امتحان، نهایی و آماده می‌کردیم.
(جای تعجب دارد که آقای میرزاجلیلی که از ابتدا در جریان برگزاری مسابقه اصفهان، نتیجه گفتگوی من با دکتر حدادعادل و برگزاری نخستین مسابقه ریاضی دانش‌آموزی ریاضی در شیراز بودند، اخیراً در مقاله‌ای در مجله رشد نوشته‌اند:‌ «اصفهانی‌ها ادعا می‌کنند که در برگزاری نخستین مرحله مسابقه ریاضی سهم داشته‌اند!»)

به هرحال دومین مسابقه را هم حقیر برگزار کردم (البته با کمک همه دوستان). یادم نمی‌رود که در جریان برگزاری یکی از این مسابقات که در دانشگاه تهران همزمان با کنفرانس ریاضی برگزار می‌شد، مسئله خلع قائم‌مقام رهبری مطرح شد و ما نگران به هم ریختن اوضاع بودیم و نگران دانش‌آموزان،. سر و ته مسابقه را جمع کردیم، تا بچه‌ها هرچه زودتر به شهرهای خود برگردند (!) حالا شاید نوشته شود که کیفیت مراحل اول مسابقات خوب نبود. می‌پذیریم، ولی خوبست آن‌ها که قضاوت می‌کنند در جریان کیفیت کارهای اجرایی هم قرار بگیرند.

سومین و چهارمین دوره مسابقه هم توسط آقای دکتر تومانیان (از طرف انجمن ریاضی ایران) برگزار گردید. تا این‌که به پیشنهاد انجمن ریاضی ایران قرار شد ایران در المپیاد بین‌المللی ریاضی شرکت کند. آنجا بود که کمیته المپیاد در دفتر آقای دکتر حدادعادل تشکیل شد. آقایان دکتر زارع‌نهندی، دکتر کرمزاده، حقیر، دکتر محمودیان و عده‌ای از معلمان ریاضی همانند آقایان نیوشا و حلی و تعداد زیادی از کارشناسان آموزش و پرورش در این کمیته در زمان‌های مختلف شرکت داشتند. از آنجا مشکل من با آموزش و پرورش شروع شد.

یکی ما می‌گفتیم خوب اگر کمیته المپیاد ریاضی است باید همه تصمیمات در این کمیته اتخاذ گردد و مثلاً همراهان تیم توسط کمیته انتخاب شوند، نه این‌که خارج کمیته آقای دکتر حدادعادل مسئولین تیم را انتخاب کنند. برای حل این مشکل یک سال که آقای نجفی وزیر آموزش و پرورش شده بودند،‌ آقای دکتر حدادعادل به من پیشنهاد کردند که همراه آقای رضوی هدایت تیم را به عهده بگیرم. من سئوال کردم «چرا من؟» فرمودند «چون تو خیلی برای مسابقات زحمت کشیده‌ای!» گفتم «به این شرط قبول می‌کنم، که قول دهید سال بعد مستخدم دفتر تحقیقات تیم را همراهی کند.» گفتند «چرا؟» گفتم «چون ایشان بیشتر از من زحمت کشیده است، اوراق مسابقات را چند طبقه بالا و پائین برده و در جلسات هم خیلی کار کرده است(!)»

ایشان خیلی ناراحت شدند و گفتند «تو چین نمی‌خواهی بروی؟» عرض کردم «وقتی من می‌گویم کمیته باید انتخاب کند به خاطر این است که ما همدیگر را می‌شناسیم و می‌دانیم توان هر کدام از ما در چه زمینه‌ای بیشتر است و در رابطه با مسایل علمی هم با هم رودرواسی نداریم.» گفتند «چه کسی به نظر تو مناسب است؟» من از ایشان خواستم جلسه را تشکیل دهند تا جلسه تصمیم بگیرد. ایشان قبول نکردند و علی‌رغم این‌که من قول دادم فردای آن روز جلسه را تشکیل خواهم داد،‌ ولی نبود فرصت را بهانه کردند. من هم پیشنهاد آقای دکتر کرمزاده را مطرح کردم. ایشان مخالفت کردند. عرض کردم از آقای نجفی سئوال کنید، گفتم وزیر آقای دکتر کرمزاده و توانمندی‌های ایشان را می‌شناسند. به هرحال قبول کردند و دکتر کرمزاده و دکتر رضوی راهی چین شدند.

مورد دوم تغییر هدف مسابقات بود. قصد ما برگزارکنندگان ایجاد تحرک حل مسئله در دانش‌آموزان و به دنبال آن ایجاد رقابت سالم بین معلمان و سیستم آموزشی کشور بود. درصورتی‌که هدف آموزش و پرورش آوردن مدال بیشتر در مسابقات بود. به هر حال کناره‌گیری من از کمیته که تنها مخالف این روند بودم باعث شد که می‌بینیم در حال حاضر مسابقات تأثیری در آموزش ریاضی کشور ندارد. این پدیده‌ای جدا از بدنه آموزش و پرورش و بحث نخبه‌پروری، تشویق فردگرایی و راه‌اندازی کلاس‌های آماده‌سازی، پدیده مدارس تیزهوشان و سایر تالی فاسدهای آن در جامعه را به وجود آورده است.

2. انگیزه راه‌اندازی مسابقات ریاضی در ایران و شرکت در المپیاد بین‌المللی چه بوده است؟

انگیزه‌ها هم در تاریخچه آمده است و اهداف هم در مقاله الف،‌ صفحه 47 به طور کامل آمده است.

3. به نظر شما در شرایط فعلی در مورد کل جریان المپیاد ریاضی، موارد زیر چه درصدی از اهمیت را دارد؟ (مجموع 100 باشد!)

الف) کسب افتخار در عرصه بین‌المللی: 80

ب) افزایش اعتماد …: 15

ج)‌ تقویت سطح ریاضیات در مدارس: 0

د)‌ جذب دانش‌آموزان مستعد به رشته ریاضی در دانشگاه: 5

4. موفقیت ایران در موارد زیر چه‌قدر بوده است؟ (به هر کدام نمره‌ای بین صفر تا بیست بدهید.)

الف)‌ کسب افتخار در عرصه بین‌المللی: 30 (چون نتایج تیمز این افتخار را رد می‌کند.)‌

ب)‌ افزایش اعتماد…: 5

ج)‌ تقویت سطح ریاضیات در مدارس: 0

د) جذب دانش‌آموزان مستعد به رشته ریاضی: 5

ه) سایر موارد:

– کارآفرینی برای بنگاه‌های آموزشی 50

5. المپیاد ریاضی در ایران چه مضرات و یا انحرافاتی داشته است؟

– انحرافات آن در مقاله ب کاملاً تشریح شده‌اند.

6. در فهرست گیرندگان این نامه چه کسانی از قلم افتاده‌اند؟ آیا می‌توانید با دادن آدرس پست الکترونیک، شماره تلفن و در صورت نیاز وساطت من را در تماس با این افراد کمک کنید؟

آقای دکتر تومانیان، آقای نیوشا، آقای حلی و آقای دکتر حدادعادل

7. آیا در مورد اهداف المپیاد ریاضی در ایران سند مکتوبی وجود دارد؟

اهداف از قول برگزارکنندگان اولیه در مقاله الف) آورده شده است.

بسیار متأسفم که وقت شما را خیلی گرفتم ولی این‌ها نکاتی بود که هرگز نوشته نشده بودند و تا همین حالا هم تاریخ برگزاری مسابقات تحریف شده‌اند، از فرصت استفاده کردم و حوصله شما را سر بردم. مرا ببخشید.

برخی مراجع :

الف- مسابقات ریاضی دانش‌آموزی در ایران، ‌مجله رشد آموزش ریاضی جلد 51 صفحات 46 تا 51.

ب- The Process of choosing Mathematically gifted students in Iran and its impact

http://tsg.icme11.org/tsg/show/7

ج- Mathematics Competitions, Mathematics Teachers and Mathematics Education in Iran, Mathematics Competitions, Vol. 16, No. 1, 2003

12 نکته‌ای که دانش‌آموزان از معلمان خوب به یاد می‌آورند

نوشته شده توسط ساگا بریگز (Saga Briggs)
مترجم : سمیه جمشیدی


در سال 2013، لری گارد (Lori Gard) مربی کانادایی، مطلبی را برای شبکه اجتماعی Huffington Post نگاشت که در آن نقشِ توجه را به عنوان مهمترین کاری که یک مربی می‌تواند برای دانش‌آموزانش انجام دهد، برجسته کرد. دوسال بعد، من می‌خواستم با اضافه کردن چیزی بیش از تجربه شخصی، این مبحث را دوباره احیا کنم.

خانم گارد می‌نویسد، ” در پایانِ روز، اغلبِ دانش‌آموزان برنامه‌های درسی سرگرم کننده‌ای که شما ترتیب داده‌اید را به یاد نخواهند آورد. آنها سازمان یافتگیِ تابلویِ اعلانات شما را بخاطر نخواهند آورد، و این‌که چقدر ردیف‌های میز منظم و تمیز است. اما آنها شما را بخاطر خواهند آورد. مهربانی شما، همدلی شما، میزانِ توجه و نگرانیِ شما. آنها به خاطر خواهند آورد که شما وقت گذاشتید تا آنها را بشنوید، که برای این‌که حال آنها را جویا شوید، مکث کردید. این‌که واقعا حال آنها چطور بود. 

این مسئله یعنی “توجه” پیامی الهام بخش است، چیزی  که بیشتر ما آن را قبول داریم و از آن به عنوان یک شعار در زندگی روزمره بهره می‌بریم. ولی این موضوع، چیزی که فراتر از یک مسئله الهام بخش است و مدارک علمی وجود دارد که مقوله “توجه” را متفاوت می‌کند.

چرا باید توجه داشته باشید؟

پژوهشگران دانشگاه Edinburgh دریافتند که هرچقدر یک معلم توجه بیشتری به دانش‌آموزانش نشان دهد، از جانبِ آنها بیشتر مورد احترام قرار می‌گیرد. با بررسی و آزمایشِ روی روش‌های  Dennis Wrong’s که به طور گسترده‌ای به پنج نوع  قدرت و اختیار معلم اشاره می‌کند، پژوهشگران به ششمین توانایی پی بردند، ” توانایی توجه و مراقبت”، که به نظر می‌رسید که در نوع شناسی رانگ از قلم افتاده بود.

رانگ (Wrong)، جامعه شناسی که به طور کلی به درک قدرتِ روابط، علاقه‌مند بوده است، پنج نوع توانایی را شناسایی کرده است: شخصی، مشروع، مجاز، اجباری و انگیزه‌ای. توانایی شخصی، در زمینه‌های آموزشی، رایج‌ترین است و سناریویِ مسیری که دانش‌آموز دنبال می‌کند تا رضایت مربی خود را جلب کند، را توصیف می‌کند.

اما  دکتر گیل مک لود (Gale Macleod)، که در نگارش گزارش همکاری کرده است، می‌گوید که او و همکارانش دلیل دیگری که امکان دارد دانش‌آموزان برای احترام به بزرگترهای خود برگزینند، را دریافتند. با بررسی چهار سیستم متفاوت- در یک مدرسه دولتی، یک مکان اشتغال جوانان، یک مدرسه  و یک مرکز آموزش در فضایِ باز، مک لود و همکارانش یک سری مصاحبه با جوانان و کارکنان ترتیب دادند.
مک لود می‌گوید: ” ما در مراحل اولیه پروژه هستیم، اما این بررسی‌های نوظهور نشان می‌دهد که در نوع شناسی رانگ، چیزی از قلم افتاده است که ما در حال حاضر آن را قدرتِ توجه نامیده‌ایم”. وی می‌گوید: ” یک موضوعِ مهمِ نوظهور در داده‌های او وجود دارد که نشان می‌دهد نوجوانان وقتی کاری که بزرگترها از آنها می‌خواهند را انجام می‌دهند که احساس کنند، مورد توجه آنها هستند”. نوجوانان به استفاده از چنین عبارات‌هایی عادت دارند: ” آنها بهترین علاقه‌مندی‌ در قلب ماست” و بزرگترهایی که از زبان مشابه استفاده می‌کنند، توسط نوجوانان به رسمیت شناخته می‎شوند- آنها درمورد توجه به نوجوانان حرف می‌زنند، با در نظر گرفتن آینده و با توجه به نتایج، روابط بین نسل‌های مختلف را می‌سازند (و گاهی بین نسل‌های یک خانواده).

مک لود می‌گوید: “هیچ یک از اظهاراتِ بیان شده توسط کارکنان شگفت زده مان نکرد، اما نیرویی که به واسطه‌ی آن، احساس موردِ توجه بودن به طور واقعی از طریق جوانان ابراز می‌شد، شگفت انگیز بود. اگرچه از کلمه اعتماد استفاده نشده بود، اما به طور ضمنی در بین چیزهایی که نوجوانان می‌گفتند، به آن اشاره می‌شد. او اضافه کرد، این فراتر از چیزی است که رانگ آن را توانایی شخصی می‌نامید. این مسئله در مورد نوجوانان صحیح نیست که آنها به چیزهایی که به آنها گفته می‌شود، عمل می‌کنند تا بزرگترها آنها را دوست داشته باشند، آنها چیزهایی که به آنها گفته می‌شود، انجام می‌دهند چون احساس می‌کنند بزرگترها در حال حاضر آنها را دوست دارند. موضوع دیگری که با آن روبرو شدیم این بود که جوانان نه تنها به کاراکتر فردی معلمان، بلکه جنبه‌های گسترده تر زندگی اجتماعیِ معلم مانند: جنسیت، طبقه اجتماعی و سن نیز حساسیت نشان می‌دهند”.
مک لود می‌گوید: ” این‌طور به نظر می‌رسد که معلمانی که از لحاظ اجتماعی دارای شرایط بهتری هستند ممکن است همانطور که حدس زده می‌شود، زمان مناسب‌تری برای ایجاد  اقتدار شخصی در رابطه با جوانان داشته باشند” . اطلاعات ما در این باره کم است و ما در تلاش هستیم تا به مفهوم آن پی ببریم، اما به نظر می‌رسد این مسئله که چطور مردم را برای شغلی برمی‌گزینیم، دارای پیامدهایی است”. 

 چگونه توجه خود را نشان دهید؟

نویسنده پژوهشی انجام شده در سال 2014 تحت عنوان توجه به دانش‌آموزان: چیزی که معلمان باید بگویند، می‌نویسد: ” گاهی اوقات تشخیص رفتارهایی که نشان دهنده توجه به یک دانش‌آموز است، سخت است. بنابراین، چیزی که مسئله توجه را در بین معلمان به یک مفهوم چالش‌برانگیز تبدیل کرده است، درک درست از این مسئله است که چگونه به دانش‌آموزانشان توجه نشان دهند که با انتظارات آنها در تضاد نباشد”.

پژوهشگران برای جمع‌آوری اطلاعات برای پژوهش خود، با اساتید، مصاحبه‌هایی مبتنی بر مشاهدات عینی انجام دادند و بازخوردهای شخصی معلمان را در مؤسسات حومه بخش جنوبی ایالات متحده جویا شدند. مدیران دانشگاهی، اسامی افرادی که به عنوان اساتید دلسوز شناخته شده بودند، تهیه کردند و به اختصار در مورد انتخاب‌هایشان توضیح دادند. محققان 4 شرکت‌کننده‌ای که افرادی مهربان تلقی می‌شدند و بخاطر ایجاد روابط تربیتی و دلسوزانه با همه‌ی دانشجویان در بین مدیران دانشگاهی شهرت داشتند، را انتخاب کردند. شرکت‌کنندگان اساتید زنِ، یک آفریقایی-آمریکایی، اسپانیایی، کره‌ای و سفید پوست را شامل می‌شدند. سن آنها در محدوده‌ی کمتر از 35 سال تا بالای 65 سال بود. یافته‌های اصلی نشان داد که شرکت‌کنندگان در این پژوهش توجه و دلسوزی را به رفتارهای زیر وابسته می‌دانستند:

1. ایجاد احساس تعلق

در این پژوهش اساتید با ترویجِ حس مشارکت، ایجادِ ارتباطات غیر کلامی مثبت (ایجاد ارتباط چشمی و لبخند)، خودداری از ارتباط کلامی تهدیدآمیز، محول کردنِ نقش‌های مثبت به دانش‌آموزان و نزدیک شدن به دانش‌آموزان برای حمایت از آنها، احساس تعلق را ایجاد کردند.
مربیان شرکت‌کننده در پژوهش معتقد بودند که توجه نشان دادن به دانش‌آموزان شاملِ صحبت کردن به طور مستقیم با دانش‌آموزان به عنوان یک گروه و اما مهم‌تر از آن، ایجادِ رابطه‌ی فردی بود. مکالمات بین معلم و دانش‌آموزان به جای نمره، تکالیف و وظایف انجام نشده، درباره‌ی مسائل شخصی بود. جملاتی از این قبیل: “هِی، چطوری؟”، “آخر هفته چطور بود؟” و “اوضاع روبراهه؟” علاقه‌ی صادقانه‌ی معلم به دانش‌آموزانش را بازتاب می‌دهد. این رفتارهای مثبتِ فردی، که معلمان برای حرف زدن با دانش‌آموزان درباره‌ی مسائل شخصی و اجتماعی آنها، وقت صرف می‌کردند، حسِ تعلق و تعهد بین معلم و دانش‌آموز ایجاد می‌کرد.

2. آشنایی با دانش‌آموزان به صورت شخصی

طبق نظر پژوهشگران، آشنایی با دانشجویان به صورت شخصی، به آشنایی با سابقه‌ی علمی، اقتصادی و اجتماعی دانشجویان مربوط می‌شود. در طیِ مصاحبه‌ها، چهار مربی اظهار داشتند که برای برقراری یک رابطه موفقیت‌آمیز بین دانشجو و مربی، توجه نشان دادن یک عاملِ ضروری بود. توجه نشان دادن به دانشجویان از حدِ مشاهداتِ کلاسی فراتر بود؛ اطلاعاتِ بیرونی برای ارزیابیِ نیازهایِ دانشجو، جمع آوری شده بود. یکی از مربیان اظهار کرد: ” وقتی دانشجویی از برنامه درسیِ خود، عقب می‌ماند یا موفق به انجامِ تکالیفِ درسیِ محوله نمی‌شود، من سعی می‌کنم، بفهمم که آیا مشکلاتی هست که روندِ یادگیریِ دانشجویان را تحت ثأثیر قرار داده و من رویِ فوریت‌های خانوادگی حساس هستم.” مربی همچنین معتقد بود که نگرانی درموردِ نیازهایِ شناختیِ دانشجویان، یکی از راه‌هایِ توجه نشان دادن به (دلسوزی برای) دانشجویان است.
صحبت کردن با دانشجویان درباره‌ی علاقه‌مندی‌هایِ آنان و شنیدنِ دانشجویان، راه‌هایی برای نشان دادنِ یک اخلاقِ مراقبتی است. در عوض در موردِ دانشجویانی که با یک مربیِ بی‌توجه روبرو هستند، بیشتر احتمالِ دور شدن از روندِ علمی وجود دارد.

3. حمایت از موفقیتِ تحصیلی

رفتارهای مربی که در حیطه‌ی این موضوع به عنوانِ ویژگی‌های مراقبتی درنظر گرفته می‌شوند، شامل: انتظارات بالایِ روابطِ شفاهیِ با دانشجویان، بیانِ اظهاراتِ مثبت در جهتِ تشویش دانشجو برای تلاش، نظارت و کمک به دانشجویان در طولِ فعالیت‌هایِ یادگیری وشخصی‌سازیِ نتایج یادگیری، هستند. اگر دانشجویان متوجه این مسئله شوند، می‌توانند یک وظیفه را با موفقیت انجام دهند و احتمال این‌که آن را ادامه دهند، بیشتر است. درطیِ مصاحبه، هر چهار مربی اظهار کردند که نشان دادنِ اظهارات مراقبتی، موجبِ دستاوردهای علمی و شخصیِ بیشتر برای دانشجویان می‌شود.

یک مربی اظهار داشت که هر زمان دانشجویی درک درستی از “تصویر بزرگ” نشان دهند، مجاز به انجام  تکالیف کمتر هستند. این یک نمونه از دستورالعمل جداسازی دانشجویان است برای این‌که با نیازهای فردیِ علمی شان روبرو شوند. به جای تخصیص یک سهمیه الزامی به یک دانشجو، مربی یک برنامه‌ی آموزشی بر اساسِ آنچه از لحاظ علمی برای آن شخص ضروری به نظر می‌رسد، ترتیب می‌دهد. این رفتار به واسطه‌ی نشان دادنِ این مسئله به دانش‌آموزان که آنها مورد توجه هستند و موفقیت علمیِ آنها در اولویت قرار دارد، فرهنگِ یادگیری را افزایش می‌دهد. نویسنده اظهار می‌کند: ” جالب است که هم مربیان و هم دانش‌آموزان، در طولِ پروسه‌ی یادگیری، بر درک دانشجو و چهارچوب دانشگاهی، به عنوانِ انواع توجه متمرکز بودند.

4. توجه به نیازهای فزیولوژیکی

پاسخ گویی به نیازهای دانشجویان به وسیله‌ی تأمینِ منابعِ مورد نیاز، راهی درجهتِ کمک به آنها برای احساسِ خواسته شدن و رشد کردن در فضای مناسب را نشان می‌دهد. نیاز است اماکنِ آموزشی به جوامعِ مراقبتی (مددکاری) تبدیل شوند، چراکه “برای بسیاری از جوانان، نه تنها خانه مکانی برای عشق و امنیت نیست بلکه یک میدان نبرد است که در آن بقای اقتصادی و عاطفی یک واقعیت روزانه است.”  موضوعِ آخر، تعهد اخلاقی و معنوی معلمان را برای توجه به دانشجویان‌شان به شیوه‌های سازگار با باور حمایتی خودشان در موردِ دلسوزی را منعکس می‌کند.

5. دانستن نام دانشجویان
در اوایلِ سال جاری، اندرو. اس. لارسن (Andrew S. Larsen)، دانشجوی دکترای دانشگاه ایالتی یوتا، موضوع پایان‌نامه‌ی دکتریِ خود را با عنوانِ ” چه کسی توجه می‌کند؟ برای توسعه‌ی یک سیستم تعلیم و تربیتِ مراقبتی در آموزش عالی، به چاپ رسانید.” لارسن به کمکِ  مصاحبه با 20 دانشجوی دانشگاهی و 10 استاد، توانست 8 اقدام مراقبتیِ زیر را به عنوان مهمترین اقدامات در آموزشِ عالی شناسایی کند. اولین قدم دانستنِ نام دانشجویان بود.  http://digitalcommons.usu.edu/etd/4287
پروفسور فایت جانسون (Faith Johnson) استادِ جامعه‌شناسی که با پژوهشِ لارسن همکاری کرده بود، می‌گوید: “وقتی که نام دانشجویی را می‌دانید، به او نشان می‌دهید که یک حساب ویژه روی آنها باز کرده‌اید. شما زمان کوتاه و توانِ کمی برای آنها در نظر گرفته‌اید و این تلاش بخشی از مرزی که در ابتدا بین دانشجو و استاد بود را از بین می‌برد”.

6. نشان دادن توجه و نگرانی در طولِ ساعاتِ اداری

تربر (Thurber)، استاد اقتصاد که او نیز در پژوهشِ لارسن مشارکت کرده بود، می‌گوید: ” من سعی می‌کنم تا جایی که ممکن است یک سیاست باز داشته باشم. من با دانشجویان در ارتباط هستم، به طوری که آنها هر زمانی می‌توانند بیایند و من را ببینند و وقتی که مشغولِ بررسی برگه‌های امتحانی و مقالات هستم، دانشجویان را دعوت می‌کنم بیایند و با من ملاقات کنند”. او همچنین می‌گوید که از این زمان به عنوانِ فرصتی برایِ شناختنِ دانشجویان به صورتِ شخصی استفاده می‌کند. این بهترین زمان برای انجامِ این کار است. در بین ساعات اداری شما می‌توانید اعتمادسازی کنید، به آنها کمک کنید و دانشجویان را تشویق کنید.”

7. شناختن و درکِ دانشجویان

لارسن (Larsen) می‌گوید، وقتی اساتید، با دانشجویان روبرو می‌شوند با نشان دادن علاقه‌ی واقعی به زندگیِ شخصیِ آنها، این دانشجویان توجه اساتید را درک می‌کنند. اساتیدی که درباره‌ی زندگی دانشجویان سوال می‌کنند، به علایقِ آنها علاقه نشان می‌دهند و تلاش می‌کنند تا آنها را بهتر بشناسند، نوعی رفتارهای رابطه‌ایِ ساختاری را نشان می‌دهد که فاستر آنها را در حیطه‌ی توجه در نظر گرفت.
لازم نیست این تلاش‌ها ماهرانه باشند؛ آنها می‌توانند به سادگیِ بیانِ چهارکلمه باشند، “از خودت برایم بگو”. چه این تلاش در طولِ ترم اتفاق بیفتد، یا بعد از ترم، به صورت شخصی یا از طریق ایمیل، در هرصورت تأثیرگذار است. یکی از دانشجویان به نامِ سوزان به لارسن گفت: ” استادِ دلسوز، رابطه برقرار می‌کند و سؤالاتی درباره خودت می‌پرسد، رشته‌ات چیست؟ کجایی هستی؟ دوست دارید ترم تحصیلی چگونه باشند؟ اساتید دلسوز، به زندگی شما و نظرتان، دیدگاه کلیِ شما درباره‌ی روند تحصیلی و بخصوص احساساتتان درباره همه‌ی چیزهای مربوط به روندِ ترم تحصیلی، واقعا علاقه‌مند هستند.”

8. ایجاد کلاس‌های درسیِ جذاب و کاربردی

وقتی اساتید تمام تلاششان را می‌کنند تا درس‌ها و ارائه‌هایشان کاربردی، جالب و مفهومی باشد، دانشجویان احساس می‌کنند مورد توجه هستند. رزا ، یکی از دانشجویان گروه علوم به لارسن گفت: “من وقتی احساس می‌کنم مورد توجه هستم که استادی توانایی من را برای یادگیری و رشد، به شیوه‌ای که نزدیکترین راه به سبکِ یادگیری من است، بالا می‌برد. یک مربیِ خوب می‌تواند به تو نشان دهد که چطور موضوعی به تو مستقیم به تو مربوط می‌شود و شما را به کجا هدایت می‌کند.”

9. شناساییِ نگرانی‌هایِ دانشجو در طولِ ترم

دانشجوی دیگر به نام لی گفت: “زمانی که استادی به منظور حصول اطمینان از فهمیدن دانشجو بین درس‌هایش وقفه می‌اندازد و یا برای کمک به درکِ دانشجو مثالی برای او می‌زند، آن زمان ها از نظر من مهم هستند و وقتی این کارها را انجام می‌هد، احساس می‌نم استاد به دانشجو اهمیت می‌هد”. دانشجوی دیگر به اهمیت این مسئله که چطور اساتید با سؤال کردن و ابرازِ نگرانی در وهله‌ی اول، می‌توانند باعث شوند دانشجویان احساس راحتی کنند، اشاره کرد: ” آنها اطمینان حاصل می‌کنند که شما در به اشتراک‌گذاریِ آنچه در ذهنتان می‌گذرد، احساسِ راحتی می‌کنید و شما می‌فهمید که سؤالات و مشکلاتتان برای آنها دارای اهمیت است.”

10. ابراز توجه به صورت شفاهی

اساتید در حال حاضر، ابراز توجه شفاهی را کاری ناهنجار(غیر استادانه) می‌دانند. پروفسور تربر که به مدت سی سال، اقتصاد تدریس کرده است، می‌گوید: “هیچ استادی نمی‌خواهد عقب مانده یا غیر مقتدر به نظر برسد، به همین خاطر ما گاهی از راه اصلی گمراه می‌شویم. در حالِ حاضر تشخیصِ زحمت‌های دلسوزانه‌ی ما بسیار دشوار است چرا که ما نمی‌خواهیم در کلاس، احساسِ ناهنجاری به وجود بیاوریم”.
اما با وجودِ این احساسِ خطر، تِربر به لارسن گفت او متوجه شد که وقتی برای دانشجویان توضیح می‌دهد که برایش مهم هستند و از آنها انتظار دارد موفق باشند، از آنها بازخورد مثبت دریافت می‌کند. ” آنها می‌نشینند و توجه نشان می‌دهند. وقتی احساس می‌کنند که من واقعا به چیزی که می‌گویم اعتقاد دارم، که برایم مهم هستند و برای کمک کردن به آنها هرکاری از عهده‌ام بربیاید انجام می‌دهم، چهره‌هایشان منقلب می‌شود. من هرگز بازخوردِ منفی دریافت نکرده‌ام”.

11. ابراز توجه به صورت غیرشفاهی

کریستن، دانشجوی ترم اول رشته‌ی زیست شناسی، این موضوع را به این صورت بیان می‌کند: “همه‌ی آنچه اساتید برای مشارکت به نحوی که [دانشجویان] یک کلاس احساس کند، این همان شیوه‌ای است که آنها صحبت می‌کنند، انجام می‌دهند، اقدامات کمی است. به عنوان مثال، تغییری در لحنِ حرف زدن آنها وجود دارد، هیجانی که در شیوه‌ی گفتارِ آنها احساس می‌شود و آنها در چشمانِ تو نگاه می‌کنند. من استادی داشتم، که در کنار من نشست و گفت: برای این‌که بفهمم که درس را می‌فهمی یا نه، احتیاج دارم که به من نگاه کنی. من فکرکردم این شیوه فوق العاده بود”.
لارسن می‌گوید لبخند زدن و ارتباطِ چشمی، بارها و بارها توسط دانشجویان در طول مصاحبه و تهیه‌ی مجله، اشاره شده است. علاوه بر این، آهنگ و لحن صدا که اشتیاق، هیجان و لذت را نشان می‌داد، حسِ مورد توجه بودن را در دانش‌آموزان افزایش داد.

12. طراحیِ “احساسِ توجه”

تعدادی از شرکت‌کنندگانِ دانشجوی لارسن در نوشته‌های مجله و مصاحبه‌ها اشاره کردند که وقتی آنها یکی از جنبه‌های عاطفی- یک “احساس”- که در فضای آموزشیِ آنها وجود داشت را تجربه می‌کردند، احساس مهم بودن (مورد توجه بودن) می‌کردند. جو، دانشجوی تازه واردِ رشته بیوشیمی، توضیح می‌دهد: “دانشجویان می‌توانند بفهمند چه موقع استادی به آنها توجه می‌کند. وقتی که استادی واقعا به شما علاقه‌مند است، شخصا می‌توانید میزانِ اشتیاق آنها را برای کمک به شما احساس کنید و به همین دلیل شما می‌خواهید که [در طول ترم] عملکردِ بهتری داشته باشید.
 

ابوریحان محمد بن احمد بیرونی

یکی چیست؟    فضل‌الله رضا
ابوریحان بیرونی   حسینعلی موحدی

برگزاری بزرگداشت ابوریحان بیرونی سال 1393 خانه ریاضیات اصفهان

 

زادهٔ ۱۴شهریور ۳۵۲، کاث، خوارزم درگذشتهٔ ۲۲ آذر ۴۲۷، غزنین، دانشمند بزرگ و ریاضی‌دان، ستاره‌شناس، تقویم‌شناس، انسان‌شناس، هندشناس و تاریخ‌نگار بزرگ ایرانی سده چهارم و پنجم هجری است. بیرونی را بزرگ‌ترین دانشمند مسلمان و یکی از بزرگ‌ترین دانشمندان ایرانی و همه اعصارمی‌دانند. همین‌طور او را پدر علم انسان‌شناسی و هندشناسی می‌دانند.
ابوریحان بیرونی در خوارزم، منطقه‌ای كه در مجاورت دریای آرال قرار دارد و امروزه همه آن را به نام كارا كلپاكسكایا می‌شناسند، به دنیا آمد. كاث و جورجانیه دو شهر بزرگ این منطقه به شمار می‌رفتند . بیرونی در نزدیكی كاث به دنیا آمد و نام شهری كه در آن متولد شد را به افتخار او، بیرونی نام نهادند. او در هر دو شهر كاث و جورجانیه زندگی كرد و پرورش یافت و مطالعه و تحصیل علم را درحالی كه خیلی جوان بود، تحت نظر ریاضی‌دان و ستاره‌شناس مشهوری به نام ابو نصر منصور آغاز نمود. بی‌تردید بیرونی از سن 17 سالگی به انجام فعالیت‌های علمی مهم و ویژه‌ای پرداخت. وی در سال 379 با مشاهده بیشترین ارتفاع خورشید، عرض جغرافیایی شهر كاث را محاسبه كرد .

فعالیت‌های دیگری كه بیرونی به عنوان یك مرد جوان و كم تجربه انجام داد ،بیشتر نظری بود .قبل از سال 384 (وقتی‌كه22ساله بود)، چندین اثر كوتاه ازخود برجای گذاشت. یكی از آثار موجود او تحت عنوان نقشه‌كشی (Cartography) اثری است كه در آن به بررسی نقشه‌های جغرافیایی پرداخته است. در این اثر، او علاوه بر این‌كه نقشه نیم كره را روی صفحه سطح ترسیم كرده است، نشان داده كه تا سن 22 سالگی بسیار مطالعه داشته، چرا كه او مجموعه كاملی از نقشه‌هایی كه دیگران رسم كرده‌اند، را مورد مطالعه و بررسی قرار داده و موارد مربوط به آنها را در این رساله مورد بحث قرار داده است. زندگی نسبتا ْ آرام بیرونی تا این مرحله، پایان غیرمنتظره‌ای به همراه داشت .

بعد ها ، بیرونی در مورد این وقایع نوشت :
بعد از اینكه چند سال در آن منطقه به سختی زندگی كردم ،با اجازه حاكم وقت به زادگاه خودبازگشتم، اما مرا وادار به انجام امور مادی و دنیوی كردند كه موجب حسادت ورزیدن ابلهان گردید، اما خردمندان از این امر متاسف شدند.
دقیقا معلوم نیست كه ابوریحان بیرونی به هنگام گریختن از خوارزم به كجا رفت. او باید به شهر ری رفته باشد و بدون تردید مدتی را در شهر ری زندگی كرده است. بر اساس نوشته‌هایش، او هیچ پشتیبانی نداشت و با فقر و تنگدستی در شهر ری زندگی می‌كرد . خجندی ستاره‌شناسی بود كه با دستگاه بسیار بزرگی كار می‌كرد. او خودش این دستگاه را ساخته و آن را روی كوهی بالاتر از شهر ری قرار داده بود، تا بدین‌وسیله عبور نصف‌النهاری خورشید را نزدیك انقلابین مشاهده كند . او در روزهای 4 و 5 جمادی الاول سال 384 انقلاب تابستانی را مشاهده كرد و در روزهای 8 و 9 ذیقعده سال 384 شاهد انقلاب زمستانی بود و بدین ترتیب او توانست مایل بودن دایرهْ البروج و همچنین عرض جغرافیایی شهر ری را محاسبه كند، اما هیچ یك از این دو محاسبه دقیق نبود.

خجندی در مورد مشاهداتش و همچنین دستگاه ذات السُدس ( sextant دستگاه سنجش ارتفاع خورشید و ستارگان) با ابوریحان بیرونی به بحث و بررسی می‌پرداخته. پس از آن بیرونی در مورد مشاهدات خجندی در كتاب تحدید النهایات الاماكن خود گزارشی نوشت و ادعا كرد كه در طول مشاهدات خجندی، دیافراگم دستگاه ذات السُدس بدلیل وزن دستگاه 9 اینچ تنظیم شده است. ابوریحان بیرونی تقریبا علت خطاهای خجندی را دقیق و درست تشخیص می‌داد. از آنجایی كه خجندی در سال 389 از دنیا رفت می‌توان به این نتیجه رسید كه ابوریحان بیرونی سال‌های بین 384 تا 386 را در شهر ری سپری كرده است. او همچنین باید مدتی از این زمان را در گیلان كه دریای خزر آن را از شمال احاطه كرده است، زندگی كرده باشد چرا كه حدودا در همین زمان كتابی را به حاكم گیلان، ابن رستم تقدیم كرده است.
تاریخ‌های معینی را در زندگی ابوریحان بیرونی با اطمینان می‌دانیم، چرا كه او در آثارش وقایع نجومی را شرح داده است و بدین‌ترتیب این امكان را به ما می‌دهد تا زمان‌ها و مكان‌های دقیق را تعیین كنیم. شرح و توصیف او از ماه گرفتگی روز 13 جمادی الاول سال 387 كه او در كاث شاهد آن بوده است، نشان می‌دهد كه او تا آن زمان به كشور خود باز گشته بوده است. این ماه گرفتگی در بغداد نیز قابل رویت بود و بیرونی ترتیبی داد كه به همراه ابووفا بوزجانی در بغداد شاهد این رویداد گردند. مقایسه زمانها آنها را قادر كرد تا تفاوت طول جغرافیایی بین دو شهر را محاسبه كنند . بر این امر نیز واقفیم كه در طول این مدت بیرونی بسیار زیاد نقل مكان می‌كرده است چرا كه تا سال 389 او در گرگان بوده و قابوس ـ حاكم حكومت زیار ـ از او حمایت می‌كرد . او تقریبا در سال 389 كتاب آثارالباقیهِ (Chronology) خود را به قابوس تقدیم كرد و در روزهای 13 ربیع الثانی سال 393 و همچنین 12 شوال سال 393 به هنگام ماه گرفتگی در گرگان بوده است. شایان ذكر است كه بیرونی در كتاب آثارالباقیهِ خود به هفت اثر قبلی‌اش اشاره كرده است : یك كتاب در مورد دستگاه اعشاری، كتابی در مورد اسطرلاب، یك كتاب در مورد مشاهدات نجومی، سه كتاب در مورد اخترگویی و نهایتا دو كتاب در مورد تاریخ .

تا 12 شعبان سال 394 بیرونی به وطن خود باز گشته است، چرا كه در آن روز شاهد ماه‌گرفتگی دیگری در جورجانیه بود.
علی بن مامون و ابو عباس مامون هر دو حامی علم بودند و از تعدادی از دانشمندان عالی رتبه و نخبه در دستگاه حكومتی خود حمایت می‌كردند. نه تنها بیرونی، بلكه ابو نصر منصور ـ استاد سابق بیرونی ـ نیز در این دستگاه حكومتی كار می‌كرد . بدین‌ترتیب به هر دو این امكان داده شد تا دوباره با یكدیگر همكاری كنند . ابوریحان بیرونی توانست با حمایت ابو عباس مامون در جورجانیه دستگاهی بسازد كه بوسیله آن عبور نصف النهاری خورشیدی را مشاهده كند. او از 28 ذالحجه سال 406 تا 4 رجب سال 407 با این دستگاه 15 مشاهده به انجام رساند .
جنگ‌های آن منطقه در فعالیت‌های علمی بیرونی و ابو نصر منصور وقفه ایجاد كرد و باعث شد عاقبت آن دو خوارزم را تقریبا در سال 407 ترك كنند
نوشته‌های بیرونی مدركی است كه نشان می‌دهد او یك دوره غیر عادی و عجیبی را در زندگی پشت سر گذاشته و درد و رنج زیادی را متحمل شده است.
از شرح و توصیف وقایع نجومی كه بیرونی به ثبت رسانده است، می‌توان برخی از زمان‌ها و مكان‌ها را در این دوره تعیین كرد. در روز 30 جمادی الاول سال 409 او در كابل بوده و علی رغم نداشتن هیچ ابزاری برای مشاهداتش، قادر بود باز هم مشاهداتی به انجام برساند به این ترتیب كه او با ابزاری كه در اختیار داشت، خلاقیت به خرج داد و دستگاهی ساخت كه به وسیله آن بتواند مشاهدات خود را دنبال نماید. در روز 29 ذیقعده سال 409 او در لامقان كه در شمال كابل واقع شده است ، شاهد یك خورشید گرفتگی بود.

وی اینگونه نوشته است :
به هنگام طلوع خورشید دیدیم كه تقریبا بر یك سوم خورشید سایه انداخته شد تا اینكه خورشیدگرفتگی كامل شد.
در طول سالهای 408 تا 410 در شهر غزنه مشاهداتی به انجام رسانید و بدین ترتیب توانست به طور دقیق عرض جغرافیایی آنجا را تعیین كند. در روز 14 جمادی الاول سال 410 بیرونی در شهر غزنه شاهد یك ماه گرفتگی بود.
بیرونی ظاهرا در بخش‌های شمالی هند به سر برده است. تعداد بازدیدهای او معلوم نیست، اما مشاهداتش او را قادر ساخت تا عرض جغرافیایی یازده شهر در اطراف پنجاب و شهرهای هم مرز با كشمیر را تعیین كند. او معروف‌‌ترین اثرش را تحت عنوان ماللهند (India) زمانی ارایه داد كه در آن كشور به سر می‌برد. او این كتاب را در نتیجه مطالعات كامل خود نوشت.
ماللهند، كتاب حجیم و برجسته‌ای است كه بسیاری از ابعاد مختلف این كشور را در بر می‌گیرد. بیرونی در این كتاب به شرح و توصیف دین و فلسفه هند، نظام طبقاتی (طبقه اجتماعی موروثی در هند) و آداب و رسوم ازدواج در هند پرداخته است. او همچنین قبل از این‌كه وضعیت جغرافیایی این كشور را مورد بررسی قرار دهد، دستگاه‌های نگارش و اعداد هندی‌ها را مطالعه كرد. علاوه بر این، بیرونی در این كتاب به ستاره شناسی، اخترگویی و سالنامه هندی‌ها اشاره كرده و مواردی را پیرامون این سه موضوع مورد بررسی و تحقیق قرار داده است.

بیرونی ادبیات هند را به زبان اصلی مطالعه نمود و چندین متن را از زبان سنسكریت به زبان عربی ترجمه كرد. او همچنین چندین رساله در مورد ابعاد ویژه ستاره‌شناسی و ریاضیات هند نوشت كه برای خودش اهمیت خاصی داشت. او فوق‌العاده اهل مطالعه بود و در موضوعات اخترگویی، ستاره‌شناسی، تاریخ‌شناسی، جغرافیا، دستور زبان، ریاضیات،پزشكی،فلسفه،دین و مذهب، اوزان و مقیاسات, از ادبیات سنسكریت احاطه داشت.

تعداد كلی آثار بیرونی در طول زندگی اش تحسین برانگیز است. كندی نوشته است : بیرونی حدودا 146 اثر از خود بر جای گذاشته است كه هر كدام مجموعا شامل 13000 صفحه می‌باشد (هر صفحه همانند صفحات چاپی كتاب‌های جدید است). كندی نوشته است : بیرونی به مطالعه پدیده‌های قابل مشاهده در طبیعت و همچنین در وجود انسان گرایش بسیاری داشت. در بین علوم مختلف، علاقمند به آنالیز ریاضی بود و در این زمینه استعداد زیادی داشت.
سایه‌ها (Shadows) یكی از مهمترین آثار بیرونی است كه حدودا در سال 411 نوشته شده است. روزنفلد به طور مفصل در مورد این اثر بیرونی نوشته است. محتوای این اثر بیرونی شامل موارد زیر است : اصطلاحات عربی سایه‌ها و تصویرها، پدیده‌های جدید و غیر عادی از جمله تصویرها، gnomonics، تاریخچه تانژانت و توابع متقاطع.
این كتاب به شرح مقاله‌هایی كه بیرونی در زمینه ریاضیات نوشته است، می‌پردازد. این مقاله‌ها شامل حساب نظری و عملی، برآیند دسته‌ها، آنالیز تركیبی، قانون 3، اعداد گنگ، نظریه خارج‌قسمت، تعاریف مفاهیم جبری، شیوه‌های حل معادله‌های جبری و مسایلی كه تنها با خط‌كش و پرگار حل نمی‌شدند، منحنی‌های مخروطی، فضاسنجی، تصویرگنجنگاری، مثلثات، قانون سینوس در صفحه، حل مثلثات كروی است.

بیرونی همچنین مقاله‌هایی در مورد زمین‌پیمایی و جغرافی ارائه داد. او شیوه‌های اندازه‌گیری زمین و فاصله‌های روی آن را از طریق مثلث‌بندی معرفی نمود. او شعاع زمین را 6339.6 ارزیابی كرد كه این اندازه تا قرن دهم در كشورهای غربی بدست آورده نشده بود. كتاب قانون مسعودی (Masudic canon) وی شامل جدولی است كه مختصات ششصد مكان را ارائه می‍‌‌دهد و او در مورد همه این مكان‌ها دانش كافی داشت. البته بیرونی همه آنها را خودش اندازه‌گیری نكرده است. برخی از آنها را از جدول مشابهی كه خوارزمی عرضه كرده بود، گرفته است. نویسنده اظهار می‌دارد كه بیرونی ظاهرا در مورد ارقامی كه خوارزمی و بطلمیوس ارایه كرده بودند ،به این نتیجه می‌رسد كه ارقام ارائه شده توسط خوارزمی دقیق‌تر است.

بیرونی همچنین در مورد هماهنگی زمان رساله‌ای نوشته است. او چندین رساله نیز در مورد اسطرلاب نوشته و به شرح و توصیف تقویم ماشینی پرداخته است. او مشاهدات جالبی در مورد سرعت نور به انجام رساند و اظهار داشت كه سرعت نور در مقایسه با سرعت صوت بسیار زیادتر است. او از كهكشان راه شیری به عنوان مجموعه ای از اجزا بیشمار طبیعت ستارگان سحابی یاد كرد .

هیدرواستاتیك موضوعی در علم فیزیك است كه بیرونی مورد مطالعه قرار داد و از وزن‌های ویژه، اندازه‌های دقیقی ارائه داد و به شرح نسبت‌های بین چگالی طلا، جیوه، سرب، نقره، برنز، مس، برنج، آهن و قلع پرداخت. او نتایج را به عنوان تركیبی از اعداد به صورت 1/n , n = 2 , 3 , 4 , … 10 نشان داد .

دانشمندان دیگر بسیاری از نظریات بیرونی را در جلسات بحث و گفتگوهایشان مورد بررسی قرار دادند. ازمدت‌ها پیش، بیرونی با استادش ـ ابو نصر منصور ـ همكاری داشت، هر كدام از آنها از دیگری می‌خواست تا بخش خاصی از كار را به عهده بگیرد تا بدین ترتیب كار خود را به تایید برساند. او به طرز ستیزه جویانه‌ای با ابو علی سینا در مورد ماهیت نور و گرما مكاتبه می‌كرد. 18 نامه از ابو علی سینا كه در جواب سوال‌هایی كه بیرونی مطرح كرده، موجود می‌باشد. این نامه‌ها در بر گیرنده موضوعات فلسفه، ستاره‌شناسی و فیزیك است . بیرونی با سجزی نیز از طریق نامه در ارتباط بود. این نامه‌ها مداركی را مبنی بر وجود نسخه‌های مسطح و كروی قانون سینوس در بر دارد.

نهایتا در مورد شخصیت این دانشمند برجسته باید كم سخن گفته شود. در مقایسه با آثار بسیاری از دانشمندان دیگر ،از نوشته‌ها و كتاب‌های بیرونی اطلاعات بسیار زیادی بدست آورده می‌شود. با وجود این‌كه كمتر از یك پنجم آثار او باقی مانده است، به تصویر واضحی از این دانشمند بزرگ دست می‌یابیم . او مبتكر بزرگ تئوری‌های جدید، ریاضیات و یا جز آن نبود. تنها مشاهده‌گر دقیقی بود كه پیشرو روش تجربی به شمار می‌رفت. او زبان‌شناس بزرگی بود كه رساله‌های موجود را می‌خواند و به وضوح شاهد پیشرفت علم به عنوان بخشی از حوادث بود.

او در كتاب ماللهند نوشته است :
قسم می‌خورم كه زندگی‌ام یك فلسفه مهم است، اما همه مردمی كه در این دنیا زندگی می‌كنند، فیلسوف نیستند . . . و در حقیقت از وقتی‌كه كنستانتین فاتح ـ امپراطور روم ـ به دین مسیح روی آورد، شمشیر و شلاق را به كار گرفتند.

روز جهانی عدد پی

 روز پی در 14 مارس در سراسر جهان جشن گرفته می‌شود. عدد پی در ریاضیات برای نشان دادن عدد نسبت محیط دایره به قطر آن است که تقریبا برابر است با 3.14159، عدد پی همچنین به ثابت ارشمیدس نیز معروف است. عدد به بیش از یک تریلیون رقم فراتر از اعشار محاسبه می شود. به عنوان یک عدد گنگ و متعالی که اعشار آن تا بینهایت دارای هیچ تکرار یا الگوی خاصی نیست. اگرچه برای محاسبات عادی، تعداد ارقام اعشار محدودی از آن کافی است، ولی طبیعت بینهایت این عدد به عنوان یک موضوع جالب و سرگرم کننده و البته چالش برانگیز و بحث محاسباتی تا ارقام بیشتر و بیشتر تبدیل شده است. روز پی در 14 مارس

 


روز جهانی عدد پی

14 مارس 2015
شنبه 14 مارس 2015 ساعت 09:27، دانشمندان و ریاضیدانان در سراسر جهان یک رویداد منحصر بفرد در 100 سال را به شیوه‌ای خاص و تا حدودی عجیب جشن خواهند گرفت.

روز جهانی پی، بزرگداشت یکی از معروف‌ترین علائم ریاضی در جهان، به طور سنتی در 14 مارس، ساعت 1:59، تاریخ و زمان آن شش رقم اول از PI یعنی (3.14159) است. روز پی در 14 مارس (14/3/Year) و همچنین تولد آلبرت انشتاین در سراسر جهان جشن گرفته می‌شود. عدد PI با نماد یونانی “π” در ریاضیات برای نشان دادن عدد نسبت محیط دایره به قطر آن است که تقریبا برابر است با 3.14159 عدد پی همچنین به ثابت ارشمیدس نیز معروف است. 

امسال یعنی سال 2015، روز جهانی پی با عدد 3/14/15 که یک بار در صد سال رخ می‌دهد، مقارن شده است.

عدد به بیش از یک تریلیون رقم فراتر از اعشار محاسبه می شود. به عنوان یک عدد گنگ و متعالی که اعشار آن تا بینهایت دارای هیچ تکرار یا الگوی خاصی نیست. اگرچه برای محاسبات عادی، تعداد ارقام اعشار محدودی از آن کافی است، ولی طبیعت بینهایت این عدد به عنوان یک موضوع جالب و سرگرم کننده و البته چالش برانگیز و بحث محاسباتی تا ارقام بیشتر و بیشتر تبدیل شده است.

عدد پی از تقسیم محیط دایره بر قطر آن به دست می‌آید. کشف عدد پی جزو مهمترین کشفیات در ریاضیات است. کارشناسان ریاضی هنوز نتوانسته‌اند، زمان مشخصی برای شروع استفاده از این عدد پیش‌بینی کنند. عده زیادی، مصریان و برخی دیگر، یونانیان باستان را کاشفان این عدد می‌دانستند. اما بررسی‌های جدید نشان می‌دهد، هخامنشیان هم با این عدد آشنا بودند.

بررسیهای كارشناسی كه روی سازه‌های تخت جمشید به ویژه روی ستون‌های تخت جمشید و اشكال مخروطی انجام گرفته؛ نشان میدهد كه هخامنشیان دو هزار و 500 سال پیش از دانشمندان ریاضیدان استفاده می‌كردند كه به خوبی با ریاضیات محض و مهندسی آشنا بودند. آنان برای ساخت حجم های مخروطی راز عدد پی را شناسایی كرده بودند.

کلیدی برای رشد تفکر جبری: جستجو، استفاده و بیان کردن ساختار

کلیدی برای رشد تفکر جبری: جستجو، استفاده و بیان کردن ساختار

کارولین کایرن (Carolyn Kieran)

 .Kieran, C. 2018. WikiLetter

 Received: 7th February 2018

ترجمه:  ۲۲ بهمن ۱۳۹۶ 

 مترجمان: امیر حسین اصغری و شراره تقی دستجردی

(نوشته شده برای ویکی نوشت)

  1. تذکرات مقدماتی

جبر دبیرستانی شامل کار کردن با عبارت­‌های کلی است. برای موفقیت در انجام تبدیلات جبری و معنی بخشیدن به آن‌ها، توانایی دیدن ساختار در عبارت­‌های کلی ضروری است. با وجود این­که مدت­هاست که درک و ایجاد این عبارت­‌ها ،«تعمیم»، همچون قلب ریاضیات مدرسه­‌ای در نظر گرفته شده ­است، توجه بیش از اندازه به خودِ فرایند تعمیم، تا حد زیادی باعث کم توجهی به فرایند دیدن ساختار شده­ است.

دیدن ساختار نیازمند عبور از صورت اشیای ریاضی است. ..

برای مطالعه کامل مقاله مربوط به کلیدی برای رشد تفکر جبری: جستجو، استفاده و بیان کردن ساختار به سایت ویکی آموزش ریاضی مراجعه نمایید.

ویکی آموزش ریاضی

 واژه ی ویکی به طور معمول برای اشاره به تارنماهایی استفاده می شود که محتوای آن به طور مشارکتی توسط استفاده کنندگان تارنما تولید می شود. اما در «ویکی آموزش ریاضی»، از واژه ی ویکی به معنای گسترده تر و به معنای تولید مشارکتی دانش استفاده می شود، بدون توجه به محل و ابزار به اشتراک گذاری دانش. تارنمای ویکی آموزش ریاضی بیشتر از اینکه خود یک ویکی باشد پنجره ای است به فعالیت  های آن. تاریخ  رسمی تولد ویکی آموزش ریاضی را شاید بتوان هفتم مهرماه هزار و سیصد و نود و دو و اولین جلسه ی «ویکی گفت» محسوب کرد. در آن جلسه تعدادی از علاقه مندان حرفه ای و غیر حرفه ای آموزش ریاضی برای آگاهی از آنچه در آموزش ریاضی به عنوان یک حوزه ی دانش می گذرد گرد هم آمدند و از آن پس همواره تلاش کرده اند از دانش همه ی آنهایی که به آموزش ریاضی می اندیشند استفاده کنند و آنچه را که می دانند در اختیار دیگران قرار دهند. در واقع ویکی آموزش ریاضی به نوعی تعمیم نوع نگاه ویکی گفت به آموزش ریاضی است: حرکتی مشارکتی و مداوم  در جهت استفاده از دانش موجود و تولید  دانش.جزییات بیشتر، شامل تاریخچه ای کوتاه و اهداف کنونی ما را می توانید در ویکی آموزش ریاضی بخوانید.

اسکرول به بالا