رفتن به محتوا
نوشته شده توسط ساگا بریگز (Saga Briggs)
مترجم : سمیه جمشیدی
در سال 2013، لری گارد (Lori Gard) مربی کانادایی، مطلبی را برای شبکه اجتماعی Huffington Post نگاشت که در آن نقشِ توجه را به عنوان مهمترین کاری که یک مربی میتواند برای دانشآموزانش انجام دهد، برجسته کرد. دوسال بعد، من میخواستم با اضافه کردن چیزی بیش از تجربه شخصی، این مبحث را دوباره احیا کنم.
خانم گارد مینویسد، ” در پایانِ روز، اغلبِ دانشآموزان برنامههای درسی سرگرم کنندهای که شما ترتیب دادهاید را به یاد نخواهند آورد. آنها سازمان یافتگیِ تابلویِ اعلانات شما را بخاطر نخواهند آورد، و اینکه چقدر ردیفهای میز منظم و تمیز است. اما آنها شما را بخاطر خواهند آورد. مهربانی شما، همدلی شما، میزانِ توجه و نگرانیِ شما. آنها به خاطر خواهند آورد که شما وقت گذاشتید تا آنها را بشنوید، که برای اینکه حال آنها را جویا شوید، مکث کردید. اینکه واقعا حال آنها چطور بود.
این مسئله یعنی “توجه” پیامی الهام بخش است، چیزی که بیشتر ما آن را قبول داریم و از آن به عنوان یک شعار در زندگی روزمره بهره میبریم. ولی این موضوع، چیزی که فراتر از یک مسئله الهام بخش است و مدارک علمی وجود دارد که مقوله “توجه” را متفاوت میکند.
چرا باید توجه داشته باشید؟
پژوهشگران دانشگاه Edinburgh دریافتند که هرچقدر یک معلم توجه بیشتری به دانشآموزانش نشان دهد، از جانبِ آنها بیشتر مورد احترام قرار میگیرد. با بررسی و آزمایشِ روی روشهای Dennis Wrong’s که به طور گستردهای به پنج نوع قدرت و اختیار معلم اشاره میکند، پژوهشگران به ششمین توانایی پی بردند، ” توانایی توجه و مراقبت”، که به نظر میرسید که در نوع شناسی رانگ از قلم افتاده بود.
رانگ (Wrong)، جامعه شناسی که به طور کلی به درک قدرتِ روابط، علاقهمند بوده است، پنج نوع توانایی را شناسایی کرده است: شخصی، مشروع، مجاز، اجباری و انگیزهای. توانایی شخصی، در زمینههای آموزشی، رایجترین است و سناریویِ مسیری که دانشآموز دنبال میکند تا رضایت مربی خود را جلب کند، را توصیف میکند.
اما دکتر گیل مک لود (Gale Macleod)، که در نگارش گزارش همکاری کرده است، میگوید که او و همکارانش دلیل دیگری که امکان دارد دانشآموزان برای احترام به بزرگترهای خود برگزینند، را دریافتند. با بررسی چهار سیستم متفاوت- در یک مدرسه دولتی، یک مکان اشتغال جوانان، یک مدرسه و یک مرکز آموزش در فضایِ باز، مک لود و همکارانش یک سری مصاحبه با جوانان و کارکنان ترتیب دادند.
مک لود میگوید: ” ما در مراحل اولیه پروژه هستیم، اما این بررسیهای نوظهور نشان میدهد که در نوع شناسی رانگ، چیزی از قلم افتاده است که ما در حال حاضر آن را قدرتِ توجه نامیدهایم”. وی میگوید: ” یک موضوعِ مهمِ نوظهور در دادههای او وجود دارد که نشان میدهد نوجوانان وقتی کاری که بزرگترها از آنها میخواهند را انجام میدهند که احساس کنند، مورد توجه آنها هستند”. نوجوانان به استفاده از چنین عباراتهایی عادت دارند: ” آنها بهترین علاقهمندی در قلب ماست” و بزرگترهایی که از زبان مشابه استفاده میکنند، توسط نوجوانان به رسمیت شناخته میشوند- آنها درمورد توجه به نوجوانان حرف میزنند، با در نظر گرفتن آینده و با توجه به نتایج، روابط بین نسلهای مختلف را میسازند (و گاهی بین نسلهای یک خانواده).
مک لود میگوید: “هیچ یک از اظهاراتِ بیان شده توسط کارکنان شگفت زده مان نکرد، اما نیرویی که به واسطهی آن، احساس موردِ توجه بودن به طور واقعی از طریق جوانان ابراز میشد، شگفت انگیز بود. اگرچه از کلمه اعتماد استفاده نشده بود، اما به طور ضمنی در بین چیزهایی که نوجوانان میگفتند، به آن اشاره میشد. او اضافه کرد، این فراتر از چیزی است که رانگ آن را توانایی شخصی مینامید. این مسئله در مورد نوجوانان صحیح نیست که آنها به چیزهایی که به آنها گفته میشود، عمل میکنند تا بزرگترها آنها را دوست داشته باشند، آنها چیزهایی که به آنها گفته میشود، انجام میدهند چون احساس میکنند بزرگترها در حال حاضر آنها را دوست دارند. موضوع دیگری که با آن روبرو شدیم این بود که جوانان نه تنها به کاراکتر فردی معلمان، بلکه جنبههای گسترده تر زندگی اجتماعیِ معلم مانند: جنسیت، طبقه اجتماعی و سن نیز حساسیت نشان میدهند”.
مک لود میگوید: ” اینطور به نظر میرسد که معلمانی که از لحاظ اجتماعی دارای شرایط بهتری هستند ممکن است همانطور که حدس زده میشود، زمان مناسبتری برای ایجاد اقتدار شخصی در رابطه با جوانان داشته باشند” . اطلاعات ما در این باره کم است و ما در تلاش هستیم تا به مفهوم آن پی ببریم، اما به نظر میرسد این مسئله که چطور مردم را برای شغلی برمیگزینیم، دارای پیامدهایی است”.
چگونه توجه خود را نشان دهید؟
نویسنده پژوهشی انجام شده در سال 2014 تحت عنوان توجه به دانشآموزان: چیزی که معلمان باید بگویند، مینویسد: ” گاهی اوقات تشخیص رفتارهایی که نشان دهنده توجه به یک دانشآموز است، سخت است. بنابراین، چیزی که مسئله توجه را در بین معلمان به یک مفهوم چالشبرانگیز تبدیل کرده است، درک درست از این مسئله است که چگونه به دانشآموزانشان توجه نشان دهند که با انتظارات آنها در تضاد نباشد”.
پژوهشگران برای جمعآوری اطلاعات برای پژوهش خود، با اساتید، مصاحبههایی مبتنی بر مشاهدات عینی انجام دادند و بازخوردهای شخصی معلمان را در مؤسسات حومه بخش جنوبی ایالات متحده جویا شدند. مدیران دانشگاهی، اسامی افرادی که به عنوان اساتید دلسوز شناخته شده بودند، تهیه کردند و به اختصار در مورد انتخابهایشان توضیح دادند. محققان 4 شرکتکنندهای که افرادی مهربان تلقی میشدند و بخاطر ایجاد روابط تربیتی و دلسوزانه با همهی دانشجویان در بین مدیران دانشگاهی شهرت داشتند، را انتخاب کردند. شرکتکنندگان اساتید زنِ، یک آفریقایی-آمریکایی، اسپانیایی، کرهای و سفید پوست را شامل میشدند. سن آنها در محدودهی کمتر از 35 سال تا بالای 65 سال بود. یافتههای اصلی نشان داد که شرکتکنندگان در این پژوهش توجه و دلسوزی را به رفتارهای زیر وابسته میدانستند:
1. ایجاد احساس تعلق
در این پژوهش اساتید با ترویجِ حس مشارکت، ایجادِ ارتباطات غیر کلامی مثبت (ایجاد ارتباط چشمی و لبخند)، خودداری از ارتباط کلامی تهدیدآمیز، محول کردنِ نقشهای مثبت به دانشآموزان و نزدیک شدن به دانشآموزان برای حمایت از آنها، احساس تعلق را ایجاد کردند.
مربیان شرکتکننده در پژوهش معتقد بودند که توجه نشان دادن به دانشآموزان شاملِ صحبت کردن به طور مستقیم با دانشآموزان به عنوان یک گروه و اما مهمتر از آن، ایجادِ رابطهی فردی بود. مکالمات بین معلم و دانشآموزان به جای نمره، تکالیف و وظایف انجام نشده، دربارهی مسائل شخصی بود. جملاتی از این قبیل: “هِی، چطوری؟”، “آخر هفته چطور بود؟” و “اوضاع روبراهه؟” علاقهی صادقانهی معلم به دانشآموزانش را بازتاب میدهد. این رفتارهای مثبتِ فردی، که معلمان برای حرف زدن با دانشآموزان دربارهی مسائل شخصی و اجتماعی آنها، وقت صرف میکردند، حسِ تعلق و تعهد بین معلم و دانشآموز ایجاد میکرد.
2. آشنایی با دانشآموزان به صورت شخصی
طبق نظر پژوهشگران، آشنایی با دانشجویان به صورت شخصی، به آشنایی با سابقهی علمی، اقتصادی و اجتماعی دانشجویان مربوط میشود. در طیِ مصاحبهها، چهار مربی اظهار داشتند که برای برقراری یک رابطه موفقیتآمیز بین دانشجو و مربی، توجه نشان دادن یک عاملِ ضروری بود. توجه نشان دادن به دانشجویان از حدِ مشاهداتِ کلاسی فراتر بود؛ اطلاعاتِ بیرونی برای ارزیابیِ نیازهایِ دانشجو، جمع آوری شده بود. یکی از مربیان اظهار کرد: ” وقتی دانشجویی از برنامه درسیِ خود، عقب میماند یا موفق به انجامِ تکالیفِ درسیِ محوله نمیشود، من سعی میکنم، بفهمم که آیا مشکلاتی هست که روندِ یادگیریِ دانشجویان را تحت ثأثیر قرار داده و من رویِ فوریتهای خانوادگی حساس هستم.” مربی همچنین معتقد بود که نگرانی درموردِ نیازهایِ شناختیِ دانشجویان، یکی از راههایِ توجه نشان دادن به (دلسوزی برای) دانشجویان است.
صحبت کردن با دانشجویان دربارهی علاقهمندیهایِ آنان و شنیدنِ دانشجویان، راههایی برای نشان دادنِ یک اخلاقِ مراقبتی است. در عوض در موردِ دانشجویانی که با یک مربیِ بیتوجه روبرو هستند، بیشتر احتمالِ دور شدن از روندِ علمی وجود دارد.
3. حمایت از موفقیتِ تحصیلی
رفتارهای مربی که در حیطهی این موضوع به عنوانِ ویژگیهای مراقبتی درنظر گرفته میشوند، شامل: انتظارات بالایِ روابطِ شفاهیِ با دانشجویان، بیانِ اظهاراتِ مثبت در جهتِ تشویش دانشجو برای تلاش، نظارت و کمک به دانشجویان در طولِ فعالیتهایِ یادگیری وشخصیسازیِ نتایج یادگیری، هستند. اگر دانشجویان متوجه این مسئله شوند، میتوانند یک وظیفه را با موفقیت انجام دهند و احتمال اینکه آن را ادامه دهند، بیشتر است. درطیِ مصاحبه، هر چهار مربی اظهار کردند که نشان دادنِ اظهارات مراقبتی، موجبِ دستاوردهای علمی و شخصیِ بیشتر برای دانشجویان میشود.
یک مربی اظهار داشت که هر زمان دانشجویی درک درستی از “تصویر بزرگ” نشان دهند، مجاز به انجام تکالیف کمتر هستند. این یک نمونه از دستورالعمل جداسازی دانشجویان است برای اینکه با نیازهای فردیِ علمی شان روبرو شوند. به جای تخصیص یک سهمیه الزامی به یک دانشجو، مربی یک برنامهی آموزشی بر اساسِ آنچه از لحاظ علمی برای آن شخص ضروری به نظر میرسد، ترتیب میدهد. این رفتار به واسطهی نشان دادنِ این مسئله به دانشآموزان که آنها مورد توجه هستند و موفقیت علمیِ آنها در اولویت قرار دارد، فرهنگِ یادگیری را افزایش میدهد. نویسنده اظهار میکند: ” جالب است که هم مربیان و هم دانشآموزان، در طولِ پروسهی یادگیری، بر درک دانشجو و چهارچوب دانشگاهی، به عنوانِ انواع توجه متمرکز بودند.
4. توجه به نیازهای فزیولوژیکی
پاسخ گویی به نیازهای دانشجویان به وسیلهی تأمینِ منابعِ مورد نیاز، راهی درجهتِ کمک به آنها برای احساسِ خواسته شدن و رشد کردن در فضای مناسب را نشان میدهد. نیاز است اماکنِ آموزشی به جوامعِ مراقبتی (مددکاری) تبدیل شوند، چراکه “برای بسیاری از جوانان، نه تنها خانه مکانی برای عشق و امنیت نیست بلکه یک میدان نبرد است که در آن بقای اقتصادی و عاطفی یک واقعیت روزانه است.” موضوعِ آخر، تعهد اخلاقی و معنوی معلمان را برای توجه به دانشجویانشان به شیوههای سازگار با باور حمایتی خودشان در موردِ دلسوزی را منعکس میکند.
5. دانستن نام دانشجویان
در اوایلِ سال جاری، اندرو. اس. لارسن (Andrew S. Larsen)، دانشجوی دکترای دانشگاه ایالتی یوتا، موضوع پایاننامهی دکتریِ خود را با عنوانِ ” چه کسی توجه میکند؟ برای توسعهی یک سیستم تعلیم و تربیتِ مراقبتی در آموزش عالی، به چاپ رسانید.” لارسن به کمکِ مصاحبه با 20 دانشجوی دانشگاهی و 10 استاد، توانست 8 اقدام مراقبتیِ زیر را به عنوان مهمترین اقدامات در آموزشِ عالی شناسایی کند. اولین قدم دانستنِ نام دانشجویان بود. http://digitalcommons.usu.edu/etd/4287
پروفسور فایت جانسون (Faith Johnson) استادِ جامعهشناسی که با پژوهشِ لارسن همکاری کرده بود، میگوید: “وقتی که نام دانشجویی را میدانید، به او نشان میدهید که یک حساب ویژه روی آنها باز کردهاید. شما زمان کوتاه و توانِ کمی برای آنها در نظر گرفتهاید و این تلاش بخشی از مرزی که در ابتدا بین دانشجو و استاد بود را از بین میبرد”.
6. نشان دادن توجه و نگرانی در طولِ ساعاتِ اداری
تربر (Thurber)، استاد اقتصاد که او نیز در پژوهشِ لارسن مشارکت کرده بود، میگوید: ” من سعی میکنم تا جایی که ممکن است یک سیاست باز داشته باشم. من با دانشجویان در ارتباط هستم، به طوری که آنها هر زمانی میتوانند بیایند و من را ببینند و وقتی که مشغولِ بررسی برگههای امتحانی و مقالات هستم، دانشجویان را دعوت میکنم بیایند و با من ملاقات کنند”. او همچنین میگوید که از این زمان به عنوانِ فرصتی برایِ شناختنِ دانشجویان به صورتِ شخصی استفاده میکند. این بهترین زمان برای انجامِ این کار است. در بین ساعات اداری شما میتوانید اعتمادسازی کنید، به آنها کمک کنید و دانشجویان را تشویق کنید.”
7. شناختن و درکِ دانشجویان
لارسن (Larsen) میگوید، وقتی اساتید، با دانشجویان روبرو میشوند با نشان دادن علاقهی واقعی به زندگیِ شخصیِ آنها، این دانشجویان توجه اساتید را درک میکنند. اساتیدی که دربارهی زندگی دانشجویان سوال میکنند، به علایقِ آنها علاقه نشان میدهند و تلاش میکنند تا آنها را بهتر بشناسند، نوعی رفتارهای رابطهایِ ساختاری را نشان میدهد که فاستر آنها را در حیطهی توجه در نظر گرفت.
لازم نیست این تلاشها ماهرانه باشند؛ آنها میتوانند به سادگیِ بیانِ چهارکلمه باشند، “از خودت برایم بگو”. چه این تلاش در طولِ ترم اتفاق بیفتد، یا بعد از ترم، به صورت شخصی یا از طریق ایمیل، در هرصورت تأثیرگذار است. یکی از دانشجویان به نامِ سوزان به لارسن گفت: ” استادِ دلسوز، رابطه برقرار میکند و سؤالاتی درباره خودت میپرسد، رشتهات چیست؟ کجایی هستی؟ دوست دارید ترم تحصیلی چگونه باشند؟ اساتید دلسوز، به زندگی شما و نظرتان، دیدگاه کلیِ شما دربارهی روند تحصیلی و بخصوص احساساتتان درباره همهی چیزهای مربوط به روندِ ترم تحصیلی، واقعا علاقهمند هستند.”
8. ایجاد کلاسهای درسیِ جذاب و کاربردی
وقتی اساتید تمام تلاششان را میکنند تا درسها و ارائههایشان کاربردی، جالب و مفهومی باشد، دانشجویان احساس میکنند مورد توجه هستند. رزا ، یکی از دانشجویان گروه علوم به لارسن گفت: “من وقتی احساس میکنم مورد توجه هستم که استادی توانایی من را برای یادگیری و رشد، به شیوهای که نزدیکترین راه به سبکِ یادگیری من است، بالا میبرد. یک مربیِ خوب میتواند به تو نشان دهد که چطور موضوعی به تو مستقیم به تو مربوط میشود و شما را به کجا هدایت میکند.”
9. شناساییِ نگرانیهایِ دانشجو در طولِ ترم
دانشجوی دیگر به نام لی گفت: “زمانی که استادی به منظور حصول اطمینان از فهمیدن دانشجو بین درسهایش وقفه میاندازد و یا برای کمک به درکِ دانشجو مثالی برای او میزند، آن زمان ها از نظر من مهم هستند و وقتی این کارها را انجام میهد، احساس مینم استاد به دانشجو اهمیت میهد”. دانشجوی دیگر به اهمیت این مسئله که چطور اساتید با سؤال کردن و ابرازِ نگرانی در وهلهی اول، میتوانند باعث شوند دانشجویان احساس راحتی کنند، اشاره کرد: ” آنها اطمینان حاصل میکنند که شما در به اشتراکگذاریِ آنچه در ذهنتان میگذرد، احساسِ راحتی میکنید و شما میفهمید که سؤالات و مشکلاتتان برای آنها دارای اهمیت است.”
10. ابراز توجه به صورت شفاهی
اساتید در حال حاضر، ابراز توجه شفاهی را کاری ناهنجار(غیر استادانه) میدانند. پروفسور تربر که به مدت سی سال، اقتصاد تدریس کرده است، میگوید: “هیچ استادی نمیخواهد عقب مانده یا غیر مقتدر به نظر برسد، به همین خاطر ما گاهی از راه اصلی گمراه میشویم. در حالِ حاضر تشخیصِ زحمتهای دلسوزانهی ما بسیار دشوار است چرا که ما نمیخواهیم در کلاس، احساسِ ناهنجاری به وجود بیاوریم”.
اما با وجودِ این احساسِ خطر، تِربر به لارسن گفت او متوجه شد که وقتی برای دانشجویان توضیح میدهد که برایش مهم هستند و از آنها انتظار دارد موفق باشند، از آنها بازخورد مثبت دریافت میکند. ” آنها مینشینند و توجه نشان میدهند. وقتی احساس میکنند که من واقعا به چیزی که میگویم اعتقاد دارم، که برایم مهم هستند و برای کمک کردن به آنها هرکاری از عهدهام بربیاید انجام میدهم، چهرههایشان منقلب میشود. من هرگز بازخوردِ منفی دریافت نکردهام”.
11. ابراز توجه به صورت غیرشفاهی
کریستن، دانشجوی ترم اول رشتهی زیست شناسی، این موضوع را به این صورت بیان میکند: “همهی آنچه اساتید برای مشارکت به نحوی که [دانشجویان] یک کلاس احساس کند، این همان شیوهای است که آنها صحبت میکنند، انجام میدهند، اقدامات کمی است. به عنوان مثال، تغییری در لحنِ حرف زدن آنها وجود دارد، هیجانی که در شیوهی گفتارِ آنها احساس میشود و آنها در چشمانِ تو نگاه میکنند. من استادی داشتم، که در کنار من نشست و گفت: برای اینکه بفهمم که درس را میفهمی یا نه، احتیاج دارم که به من نگاه کنی. من فکرکردم این شیوه فوق العاده بود”.
لارسن میگوید لبخند زدن و ارتباطِ چشمی، بارها و بارها توسط دانشجویان در طول مصاحبه و تهیهی مجله، اشاره شده است. علاوه بر این، آهنگ و لحن صدا که اشتیاق، هیجان و لذت را نشان میداد، حسِ مورد توجه بودن را در دانشآموزان افزایش داد.
12. طراحیِ “احساسِ توجه”
تعدادی از شرکتکنندگانِ دانشجوی لارسن در نوشتههای مجله و مصاحبهها اشاره کردند که وقتی آنها یکی از جنبههای عاطفی- یک “احساس”- که در فضای آموزشیِ آنها وجود داشت را تجربه میکردند، احساس مهم بودن (مورد توجه بودن) میکردند. جو، دانشجوی تازه واردِ رشته بیوشیمی، توضیح میدهد: “دانشجویان میتوانند بفهمند چه موقع استادی به آنها توجه میکند. وقتی که استادی واقعا به شما علاقهمند است، شخصا میتوانید میزانِ اشتیاق آنها را برای کمک به شما احساس کنید و به همین دلیل شما میخواهید که [در طول ترم] عملکردِ بهتری داشته باشید.
اسکرول به بالا