مباحث ویژه ریاضی

بررسی دلایل اُفت ریاضیات در ایران

متن گفتگو خبرگزاری ایسنا با آقای دکتر علی رجالی
معلم و عضو هیئت موسس خانه ریاضیات اصفهان

مشاهده صفحه مورد نظر

انتشاریافته در تاریخ 27 شهریورماه 1397منبع: ایسنا

دسته‌بندی: علم و فناوری ایران
کد خبر: 97062613439
خبرنگار: 71624

از کنکور و آزمون‌های ورودی مدارس خاص تا قراردادهای “صوری” بین‌المللی وزارت علوم در حوزه ریاضی
بررسی دلایل اُفت ریاضیات در ایران

 

عضو هیئت‌علمی دانشگاه صنعتی اصفهان ضمن بررسی وضعیت ریاضیات در ایران گفت: ما زمانی “خیام‌”ها و “ابوعلی سینا”ها را در ریاضی کشورمان داشتیم، الان هم داریم و این توان وجود دارد؛ به شرط این‌که وضعیت آموزشی کشورمان اصلاح شود. چرا که کنکور و آزمون‌های ورودی مدارس خاص آموزش ریاضی در ایران را از بین برده‌اند. همچنین آموزش ریاضی نیاز به معلمان عاشق دارد، اما با وضع فعلی آموزش‌وپرورش و بی‌توجهی به معلمان نمی‌توان آموزش خوب ریاضی را تضمین کرد.

دکتر علی رجالی در گفت‌وگو با ایسنا، آماده‌سازی برای آزمون‌های ورودی مدارس و کنکور در مقاطع مختلف تحصیلی را دلیل غفلت دانش‌آموزان و دانشجویان از حل مسئله دانست و گفت: کنکور و آزمون‌های ورودی مدارس خاص آموزش ریاضی در ایران را از بین برده‌اند.

رجالی درباره تاثیر کنکور بر آموزش ریاضی گفت: دانش‌آموز درصورتی می‌تواند ریاضی را یاد بگیرد که بتواند خودش درباره ریاضیات فکر و مفاهیم را درک کند و وقت حل کردن مساله داشته باشد؛ نه این که مجبور شود با سرعت مسائل را حفظ کند. متاسفانه آزمون‌های ورودی مدارس خاص و کنکور باعث شده دانش‌آموزان و دانشجویان از حل مساله غفلت کنند و سعی کنند آزمون‌های چند گزینه‌ای را با روش‌های غلطی که موسسات کنکوری آموزش می‌دهند حفظ کنند.

فارغ‌التحصیل دانشگاه استنفورد با بیان اینکه آموزش ریاضی ما اصطلاحا تبدیل به «تدریس برای تست» شده، درباره شیوه‌ آموزش ریاضی در کشورهای دیگر گفت: شیوه‌های آموزش در کشورهای مختلف متفاوت است، بهترین کشورهایی که آزمون‌های «تیمز» نشان داده در ریاضیات موفق هستند، کشورهای کره، ژاپن، سنگاپور، چین و فنلاند است؛ نحوه‌ آموزش در این کشورها به صورت توجه به حل مساله  به جای حفظ کردن روش‌های حل مساله است. اگر بخواهیم مشکل «تدریس برای تست» آموزش ریاضی را حل کنیم، باید از الگوهای کشورهای پیشرفته مانند سنگاپور، چین، ژاپن و فنلاند استفاده کنیم.

وی با اشاره به مطالعات انجام شده درباره حقوق معلمان در کشورهای توسعه‌یافته، خاطرنشان کرد: ما مطالعاتی را در کشورهای توسعه‌یافته انجام‌داده‌ایم که نشان می‌دهد آموزگاران حقوق بیشتری نسبت به استادان دانشگاه، حقوق‌دانان یا پزشکان دریافت می‌کنند؛ البته کشوری مانند آمریکا در این لیست وجود ندارد، دلیل موفقیت کشور آمریکا این است که مهاجران آن کشور را اداره می‌کنند؛ خوانندگان را به خواندن گزارش «before it is too late» ارجاع می‌دهم. در پایان این گزارش آمده است که مردم آمریکا متوجه نمی‌شوند آموزش ریاضی و علوم این کشور به دلیل این‌که صنعت، تجارت و اقتصاد آن توسط مهاجران، یعنی افرادی که در کشورهای دیگر آموزش دیده‌اند و می‌روند آمریکا کار می‌کنند، اداره می‌شود ایراد دارد. در ایران اگرچه چنین وضعیتی را نداریم، اما آموزشمان ایراد دارد؛ زیرا در دوره دبیرستان و دوره کارشناسی به معلم توجه نمی‌شود، همه‌ برنامه‌های درسی ما تحت‌الشعاع آزمون‌ها قرار گرفته و کارتل کنکور تمام سیستم آموزشی ما را فلج کرده؛ بعد از آن هم مقاله‌نویسی، عدم امکان استخدام اساتید توسط خود دانشگاه‌ها، عدم امکان پذیرش دانشجو توسط خود دانشگاه‌ها و درنتیجه عدم قبول مسئولیت آموزش توسط دانشگاه‌ها باعث شده که دانشگاه‌های ما نتوانند نیروهایی را تربیت کنند که به درد جامعه بخورند.

به جای مراکز علمی دانشگاهی موسسات تولید مدرک داریم

این استاد دانشگاه با انتقاد به وضعیت آموزش ریاضی در دانشگاه‌ها گفت: متاسفانه با ایجاد دانشگاه آزاد ما دیگر دانشگاه نداریم، ما به جای مراکز علمی دانشگاهی، موسسات تولید مدرک داریم. دانشگاهی که نتواند خودش دانشجو و عضو هیئت‌علمی بگیرد و خودش برنامه درسی بنویسد دیگر دانشگاه نیست. دانشگاه‌ها هم در ایران وارد مقوله تست‌زنی برای دوره‌های بالاتر و بعد تهیه‌ مقالات بی‌ارزش تحت عنوان ISI شده‌اند.

رجالی افزود: ما الان به مرزی رسیدیم که دانشگاه‌های ما خودشان نمی‌توانند تصمیم بگیرند و دولت برایشان تصمیم‌گیری می‌کند. کجای دنیا یک وزارت علومی وجود دارد که به دانشگاه بخشنامه می‌دهد؟! من نمی‌دانم این سیاست را از کجا گرفته‌ایم، مگر دانشگاه تولید ملی ماست؟! دانشگاه از خارج وارد ایران شده، اما الان وزارتخانه‌ای هست که به ما می‌گوید چگونه بنویسیم و چگونه کار کنیم.  

برنده هجدهمین دوره جایزه ترویج علم ایران، با بیان این‌که هر طرح متمرکزی در دانشگاه‌ها به شکست منجر می‌شود، درباره طرح «کهاد» گفت: اگر دانشگاهی خودش با توجه به امکاناتش و دانشجویانی که پذیرش کرده، نیازهای منطقه خود را برنامه‌ریزی کند حتما موفق می‌شود، اما تضمینی وجود ندارد که برنامه‌ای که در دانشگاه امیرکبیر اجرا می‌شود و موفق است در دانشگاه سیستان وبلوچستان هم موفق باشد. هر برنامه متمرکزی که از وزارت علوم به دانشگاه‌ها ابلاغ شود، محکوم به شکست است و این را بارها تجربه کرده‌ایم و متاسفانه باز هم داریم ادامه می‌دهیم.

امکان حل مسائل کشور با ریاضی

اولین ایرانی برنده جایزه جهانی “پل اردوش” با اشاره به تاسیس مرکز پژوهش‌های آماری توسط او و مرحوم دکتر علی‌مرادی و چند تن دیگر در دانشگاه صنعتی اصفهان درباره این مرکز و سرنوشتش گفت: اگر در دانشگاه صنعتی اصفهان بخواهیم برنامه‌ریزی کنیم، باید دانشجو را طوری تربیت کنیم که در مراکز صنعتی اصفهان بتواند کار کند؛ اما ما مجبوریم از برنامه‌های متمرکز وزارت علوم پیروی کنیم. چند سال پیش مرحوم دکتر علی‌مرادی و دوستانشان به همراه من، مرکزی را در دانشگاه صنعتی اصفهان ایجاد کردیم به نام مرکز پژوهشی آمار، کار ما این بود که به صنایع مراجعه می‌کردیم و مسائلی که در رابطه با آمار داشتند یا مسائلی که به وسیله آمار قابل حل بود را میافتیم، با دانشجویان در میان می‌گذاشتیم و تلاش می‌کردیم آن مسائل را حل کنیم. زمانی ما این کار را کردیم که هیچ‌کس نمی‌دانست آمار می‌تواند برای صنایع مفید باشد. خیلی از دانشجویانی که با این روش تربیت شدند، الان در همان صنایع مشغول به کار هستند، یعنی این مرکز جنبه کارآفرینی هم داشت؛ البته این مرکز حدود سیزده چهارده سال پیش به دلیل این‌که رییس وقت دانشکده معتقد بود کار استاد صرفا تدریس و پژوهش‌های دانشگاهی است و این مرکز متناسب کارهای دانشگاهی نیست، تعطیل شد.

رجالی ادامه داد: باید بتوان برای فارغ‌التحصیلان و دانشجویانی که خلاقیت دارند، متناسب با محیط دانشگاه‌ها شرایط کارآفرینی را فراهم کرد تا مشکلات صنایع و مسائل مختلف اجتماعی را که می‌توان به کمک ریاضی حل کرد، برطرف کنند. ریاضی این توانایی را دارد که مسائل کشور را بتوان با آن حل کرد.

عضو هیئت مؤسس خانه ریاضیات اصفهان با اشاره به گذشته‌ درخشان ایران در ریاضی گفت: من و دوستانم مسابقات ریاضی را در ایران راه انداختیم که باعث شد افرادی مانند مرحوم “مریم میرزاخانی” و دیگران معرفی شوند. ما امسال در کنگره بین‌المللی ریاضی سخنران مدعو از داخل ایران داشتیم، یعنی افرادی را شناساییکردیم که خوشبختانه به آن‌ها رسیدگی شد؛ رفتند خارج از کشور تحصیل کردند و الان برگشته‌اند البته بعضی‌ها هم برنگشته‌اند؛ اما همه‌ آن‌ها به نام ایران ریاضی را پیش بردند. ما یک زمانی “خیام‌”ها و “ابوعلی سینا”ها را در ریاضی کشورمان داشتیم، الان هم داریم و این توان وجود دارد؛ به شرط این که وضعیت آموزشی کشورمان اصلاح شود.

وی یکی از دستاوردهای آموزش ریاضی در ایران را پایه‌گذاری خانه‌های ریاضیات معرفی کرد و درباره این مراکز و اهمیت کارگروهی در آن‌ها گفت: تاسیس این خانه‌ها از اصفهان شروع شد. ما در این خانه‌های ریاضیات توانستیم فضایی را ایجاد کنیم که دانش‌آموزان دبستان به جای روبه‌رو شدن با ترس از ریاضی با ابزارهای ریاضی و بازی‌های ریاضی آشنا شوند. ما در خانه ریاضیات در سطح دانشگاهی دانشجوهایمان را آموزش می‌دهیم که کارهای گروهی و کارهای بین رشته‌ای انجام دهند. الان در هیچ جایی نمی‌توان بدون کارگروهی پروژه‌ای را پیش برد؛ یک فرد نمی‌تواند در اتاق را ببندد و مشغول انجام تحقیقات شود. نیاز است که از متخصصان مختلف استفاده شود تا یک پروژه‌ به سرانجام برسد. دیگر زمان آن گذشته که یک نفر در اتاق را ببندد و درباره نظریه جبر یا آنالیز تحقیق کند. الان باید انجام کارهای بین رشته‌ای و گروهی متداول شود. ما در خانه‌های ریاضیات علاوه بر تمام مشکلاتی که برای نگهداری از خانه‌ها داشتیم، تلاشمان را انجام داده‌ایم.

به گفته‌ دکتر رجالی که یکی از بنیانگذاران مسابقات ریاضی در ایران است، این مسابقات در دهه 60 و زمانی که ایران با«افت ریاضی» روبه‌رو بود، پایه‌گذاری شد و تلاش شده تا افراد به ریاضی جذب شوند.

وی یکی از دستاوردهای این مسابقات را معرفی مریم‌میرزاخانی به جامعه ریاضی کشور عنوان کرد.

این استاد دانشگاه با بیان این‌که «من نگرانم که مانند الان می‌گویند چرا قبل از این که کشور دچار مشکلات اقتصادی شود، اقتصاددانان اقدامی نکردند در آینده بگویند که چرا قبل از این‌که ریاضی در ایران دچار بحران شود، ریاضیدانان اقدامی نکردند؟!» گفت: چهل سال است که کار من گفتن مسائل و مشکلات ریاضی بوده و من نگرانم که بعدا بگویند که چرا ریاضیدانان کاری نکردند، درصورتی که ما مسابقات ریاضی را پایه‌گذاری کردیم؛ الان آموزش ریاضی نیاز به معلمان عاشق دارد، اما با وضع فعلی آموزش‌وپرورش و بی‌توجهی به معلمان نمی‌توان آموزش خوب ریاضی را تضمین کرد.

توان ‌پیشرفت جوانان ما وجود دارد اما …

رجالی درباره وضعیت فارغ‌التحصیل مقطع کارشناسی با کارشناسی ارشد ریاضی گفت: این فارغ‌التحصیلان مجموعه‌ای از افرادی هستند که هیچ توانایی ندارند و فقط آماده شده‌اند تا در مقاطع بالاتر ادامه تحصیل دهند. این درحالی است که موفقیت امثال مرحوم “مریم میرزاخانی” و جوانانی که از خانه‌های ریاضیات به کشورهای خارجی رفتند، نشان می‌دهد که توان پیشرفت جوانان ما وجود دارد.

وی درباره مراودات علمی بین‌المللی دانشگاه‌ها در حوزه ریاضیات با اشاره به اینکه بیشتر ارتباطات، فردی است و قراردادهای بین وزارت علوم و دانشگاه‌های خارجی اغلب «صوری» است، گفت: تمام دانشگاه‌های دنیا با هم ارتباط دارند، اساتید می‌توانند بروند بیایند، الان مخصوصا با وجود اینترنت خیلی این امکان وجود دارد که بتوانند درگیر شوند؛ اما عملا بخشنامه‌های وزارت علوم به دانشجویان و استادان اجازه نمی‌دهد که خودشان درگیر شوند. اگر استادی بخواهد با یک دانشجو کار کند یا گروهی بین استادان ایرانی و خارجی کار کنند، متاسفانه با هزار مشکل روبه‌رو خواهند شد.

رجالی ادامه داد: مراوده یک طرفه معنا پیدا نمی‌کند، ما باید این امکان برایمان فراهم شود که یک نفر که دانشیار یا استاد دانشگاه یکی از دانشگاه‌های خارجی است، به عنوان استاد یا دانشیار در دانشگاه‌های ایران استخدام شود درصورتی که این قانون وجود ندارد و برای این که یک استاد را جذب کنیم، باید از مکانیزم وزارت علوم فرم‌های جذب را پر کند، گزینش شود و سپس وارد دانشگاه شود. وقتی هم که وارد دانشگاه شد به او «استادیار صفر کیلومتر» می‌گویند. پس ما مراوده از خارج نداریم.

این استاد دانشگاه درباره مشکلات دانشجویان برای گذراندن فرصت‌های مطالعاتی در خارج از کشور و استادان گفت: دانشجویان با هزار مشکل برای گذراندن فرصت مطالعاتی به خارج از کشور می‌روند. سال گذشته در روز جبر در خانه ریاضیات، میزگردی را درباره مشکلات خروج دانشجویان از ایران برای فرصت مطالعاتی برگزار کردیم. تمام مسائل در آن میزگرد تشریح شد و مباحث مطرح شده در آخرین شماره خبرنامه انجمن ریاضی ایران هم چاپ شده است. در حال حاضر دانشجوی ما به دلیل مسائل مالی و اجرایی نمی‌تواند به راحتی از دوره فرصت مطالعاتی‌اش در خارج از کشور استفاده کند و در محیط های علمی مباحث علمی را بیاموزد و این مباحث را به ایران منتقل کند؛ خیلی از دانشجویان به دلیل این که ویزاگرفتن مشکل شده از گذراندن فرصت مطالعاتی در خارج از کشور صرف‌نظر می‌کنند. ما در صورتی می‌توانیم مراودات بین‌المللی موفقیت آمیز داشته باشیم که هم از ایران افراد بروند و هم از دانشگاه‌های خارج از کشور ریاضیدانان و دانشجویان به ایران بیایند. الان بسیاری از استادان ایرانی که در دانشگاه‌های خارج از کشور هستند، تمایل دارند تمام یا مدتی از خدمت خود را در ایران بگذرانند؛ مثلا اگر فرصت مطالعاتی دارند فرصت مطالعاتی‌شان را در ایران بگذرانند، اما محملی وجود ندارد که ما از این مساله استفاده کنیم.

راهکار چیست؟

عضو هیئت‌علمی دانشگاه صنعتی اصفهان استقلال دانشگاه‌ها و حذف رشته‌های علوم‌پایه از دانشگاه‌های کوچک را راهکار برون‌رفت از وضعیت فعلی معرفی کرد و افزود: سازمان سنجش فقط باید سنجش کند. منظور ما این نیست که کنکور باید حذف شود؛ اصلا حذف کنکور مفهوم پیدا نمی‌کند. ما در سال 81 از طرف خانه ریاضی اصفهان و با همکاری تمام متخصصان کنکور جلساتی گذاشتیم، کمیته‌ای تشکیل شد و کمیته به یک جمع‌بندی رسید و آن جمع‌بندی را برای تصحیح نهایی برای همه فرستاد؛ بعد از تصحیح، طرح را به مجلس فرستادیم و مجلس در حال تصویب آن بود که متاسفانه کارتل کنکور اجازه نداد آن طرح پیاده شود و طرحی با عنوان “حذف کنکور” جایگزین آن شد که هنوز هم می‌دانیم قابل اجرا نیست.

وی در پایان درباره جزئیات طرح ارائه شده به مجلس در سال 81، گفت: “جداسازی سنجش از پذیرش و واگذاری پذیرش به دانشگاه‌ها؛ یعنی سنجش توسط سازمان سنجش انجام شود، ولی خود دانشگاه‌ها بر اساس نمرات دبیرستان و نمرات آزمون سنجش برای پذیرش دانشجو تصمیم‌گیری کنند”، “جداسازی دروس عمومی از تخصصی و درنظر گرفتن دروس عمومی به عنوان حداقل مورد نیاز برای ورود به دانشگاه‌ها؛ به این معنی که برای رتبه‌بندی دروس تخصصی درنظرگرفته شود، ولی دانش‌آموز ملزم به داشتن حداقل نمره‌ای برای دروس عمومی باشد”، “قابل‌تکرار بودن آزمون‌های سازمان سنجش؛ یعنی اگر دانش‌آموز در کنکورش موفق عمل نکرد، بتواند آزمون دیگری بدهد درواقع در یک سال چند کنکور برگزار شود که این باعث کاهش استرس میان داوطلبان می‌شود” و “آزمون‌های مدرسه‌ای استاندار شوند” از جمله جزئیات طرح ارائه‌شده به مجلس بود که در کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس تصویب و به صحن علنی فرستاده شد؛ اما در صحن علنی به جای این طرح، طرح حذف کنکور مطرح و تصویب شد. همان زمان هم ما گفتیم که این طرح غیراجرایی است، اما آن را تصویب کردند و طرح ما را کنار گذاشتند.

تشکيل حلقه مطالعه راهکارهای تبديل آموزش از رده خدمات به رده توليد

تشکیل حلقه مطالعه راهکارهای تبدیل آموزش از رده خدمات به رده تولید

7 آذر 1392 

صورتجلسه

مركز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت

به دنبال تلاش در رابطه با ارتقاء جایگاه آموزش در ایران، مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت حلقه‌ای را تشکیل داده است. این حلقه در خانه ریاضیات اصفهان مستقر می‌شود و یکی از حلقه‌های پشتیبان اندیشکده علم خواهد بود و لازم است گزارشات دوره‌ای از فعالیت‌های انجام شده به اندیشکده مذکور ارائه گردد.
حلقه‌ها محفل‌های خودجوش و پرانگیزه متشکل از اندیشمندان و صاحبنظرانی هستند که مایلند داوطلبانه در یکی از زمینه‌های مرتبط با الگوی پیشرفت به بحث و تبادل نظر و هم‌اندیشی بپردازند. از جمله اهداف محوری این حلقه‌ها آن است که گفتمان‌های عالمانه و نخبگانی و کارشناسانه حول موضوعات مرتبط با پیشرفت شکل گیرد، ظرفیت‌های علمی و تخصصی جامعه شناسایی و بتدریج بسترهایی برای نقش آفرینی آنها مهیا گردد. لذا تعامل مرکز با حلقه‌ها از نوع پروژه محوری و تامین اعتبار انجام یک پروژه نیست. حلقه‌ها می‌بایستی در صورت نیاز هزینه‌های انجام پروژه‌ها را از منابع دیگری تامین نمایند. آقای دکتر علی رجالی برای مدت سه سال بعنوان دبیر حلقه مذکور منصوب شدند.
جلسه اول با حضور اساتید و بزرگواران در روز پنجشنبه 7 آذر 1392 از ساعت 10 صبح الی 12 ظهر در محل خانه ریاضیات اصفهان برگزار شد. در این جلسه ضمن تبیین مساله و توافق روی اصول آن، تلاش شد تا ضمن تشکیل حلقه نسبت به برنامه‌ریزی انجام کار، تعریف پروژه‌های مورد نیاز جهت آماده نمودن طرح و تعیین نقشه راه برای حصول به نتیجه بحث‌هایی ایراد شد. بعلاوه، آقای مهندس نوید، دبیر کل شورای عالی آموزش و پرورش در رابطه با فعالیت‌های تحقیقاتی و نتایج منعکس شده در سند ملی آموزش و پرورش برای ارتقاء جایگاه آموزش در کشور، آقای کیامنش پیرامون تحقیقات انجام شده در سطح بین‌المللی در این راستا، آقای دکتر رنانی و آقای دکتر عماد زاده در مورد اقتصاد آموزش و پرورش سخنان و نظرات خود را ایراد فرمودند.
حضار جلسه را جناب آقایان دکتر رضا اسماعیلی، دکتر علیرضا کیامنش، مهندس مهدی نوید ادهم، دکتر علی زینل همدانی، دکتر علی دانایی، دکتر رنانی، دکتر مصطفی عمادزاده، دکتر سروش علیمرادی و دکتر علی رجالی تشکیل دادند. 


بسمه تعالی
دومین جلسه حلقه مطالعه راهکارهای تبدیل آموزش از رده خدمات به رده تولید
پنج‌شنبه 22 اسفند 1392، خانه ریاضیات اصفهان

صورتجلسه   

16:00 تا 16:05 خیر مقدم مدیر خانه ریاضیات اصفهان و معرفی اعضای حاضر
16:05 تا 16:15 بیان مجدد مسأله توسط دبیر حلقه
16:15 تا 16:40 مباحث کلی در رابطه با مسأله و صورت جلسه اول
16:40 تا 17:00 معرفی گروه آسمان توسط آقای اسماعیل‌زاده
17:00 تا 17:30 راهکار کسب اطلاعات در مورد میزان هزینه خانواده‌ها در زمینه آموزش فرزندان خود
17:30 تا 18:15 طرح اولین سئوال و بحث پیرامون آن: شاخص‌های توسعه‌یافتگی و راهکارهای تعیین رابطه بین هزینه‌های آموزش و این شاخص‌ها
18:15 تا 19:00 طرح دومین سئوال و بحث پیرامون آن: تعریف شاخص ارزش‌گذاری به آموزش در یک کشور و راهکارهای بررسی رابطه آن با شاخص توسعه‌یافتگی (حاصل از بحث اول)
19:00 تا 19:30 طرح سومین سئوال و بحث پیرامون آن: تعیین شاخص ارزش‌گذاری به کار معلم و شخصیت آن‌ها. راهکار تعیین رابطه این شاخص با شاخص توسعه‌یافتگی
19:30 تا 19:45 طرح چهارمین سئوال، بررسی سیاست وزارت آموزش و پرورش در رابطه با جذب کمک‌های مردمی و عدم تلاش در جهت جذب کمک‌های دولتی و بحث پیرامون این موضوع
19:45 تا 20:00 جمع‌بندی نظرات و برنامه‌ریزی ادامه کار
20:00 تا 20:45 نماز و شامکسانی که دعوت را پذیرفته‌اند :
– آقای مهندس محمدعلی اسماعیل‌زاده اصل – آقای دکتر رضا اسماعیلی – آقای دکتر پیرایی – آقای دکتر علی دانایی – آقای دکتر علی رجالی – آقای دکتر علی زینل همدانی – خانم زهرا شکوهی – آقای دکتر سروش علیمرادی – آقای دکتر مصطفی عمادزاده – خانم مریم قائمی – آقای دکتر علی‌رضا کیامنش – آقای مهندس عبدالحسین نفیسی – خانم ندا همتی‌پور

دومین جلسه حلقه با سخنان جناب آقای دکتر علی دانایی، خیر مقدم ایشان و معرفی اعضای حاضر آغاز شد. سپس صورت مسئله به‌همراه مباحث کلی در رابطه با آن و همچنین صورت جلسه اول، توسط دبیر حلقه جناب آقای دکتر علی رجالی مطرح شد. 

حاضرین جلسه : آقای مهندس محمدعلی اسماعیل‌زاده اصل، آقای دکتر رضا اسماعیلی، آقای دکتر پیرایی، آقای دکتر علی دانایی، آقای دکتر علی رجالی، آقای دکتر علی زینل همدانی، خانم زهرا شکوهی، آقای دکتر سروش علیمرادی، آقای دکتر مصطفی عمادزاده، خانم مریم قائمی، خانم ندا همتی‌پور
غائبین جلسه : آقای دکتر علی‌رضا کیامنش و آقای مهندس عبدالحسین نفیسی


سومین جلسه حلقه مطالعه راهکارهای تبدیل آموزش از رده خدمات به رده تولید

پنجشنبه 13 شهریور 1393

 2013 Global Teacher Status Index

علم بهتر است یا نفت؟!        

پیرو دو جلسه قبل حلقه مطالعه راهکارهای تبدیل آموزش از رده خدمات به رده تولید، سومین جلسه از ساعت 10 تا 15 روز پنجشنبه 13 شهریور 1393 در محل خانه ریاضیات اصفهان تشکیل خواهد شد. دستور جلسه پیشنهادی :

طرح مجدد مسئله و ارائه گزارشی از مطالعه مشابه در موارد ارزشگذاری به معلمان در انگلستان و نیز گفتگوهای دبیر حلقه در کانادا توسط دبیر حلقه،  استماع نظرات جناب آقای مهندس نفیسی، استماع نظرات، تجارب و مطالعات جناب آقای دکتر سرکارآرانی، گزارش آقای دکتر اسماعیلی در مورد طرح تغییر نگرش جامعه و مسئولان نسبت به جایگاه آموزش و پرورش، گزارش خانم ندا همتی پور از حقوق معلمان در کشورهای مختلف و بررسی وضعیت هزینه‌ها براساس دهک‌های مختلف درآمدی بر مبنای اطلاعات بانک مرکزی و اظهارنظر در مورد مطالعات لازم و برنامه‌ریزی ادامه کار

گزارش سومین جلسه حلقه مطالعه راهکارهای تبدیل آموزش از رده خدمات به رده تولید

به دنبال تلاش در رابطه با ارتقاء جایگاه آموزش در ایران، مرکز الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت، حلقه‌ای را تشکیل داده که در خانه ریاضیات اصفهان مستقر شده است. از جمله اهداف محوری این حلقه‌ها گفتمان‌های عالمانه و کارشناسانه حول موضوعات مرتبط با پیشرفت آموزش، بالا بردن ظرفیت‌های علمی و تخصصی جامعه، شناسایی و به تدریج ایجاد بسترهایی برای نقش آفرینی آن‌ها است. سومین جلسه در تاریخ 13 شهریورماه 1393 در محل خانه ریاضیات اصفهان با حضور افراد مذکور از ساعت10 تا 17 تشکیل شد.
مدعوین : آقایان مهندس محمدعلی اسماعیل‌زاده (گروه آسمان)، دکتر علی دانایی (دانشگاه اصفهان و خانه ریاضیات اصفهان)، دکتر علی رجالی (دانشگاه صنعتی اصفهان و خانه ریاضیات اصفهان)، دکتر محمدرضا سرکار آرانی (دانشگا تیکیو- تاکیو)، دکتر سروش علیمرادی (دانشگاه صنعتی اصفهان)، مهندس عبدالحسین نفیسی (پژوهشگر اقتصاد و آموزش و پرورش)، مهندس نوید (دبیر کل شورای عالی وزارت آموزش و پرورش) و خانم‌ها زهرا شکوهی (سازمان سنجش و آموزش کشور)، مریم وحید (دانشجوی دکتری ریاضی مالی و همکار خانه ریاضیات اصفهان) و ندا همتی پور (همکار خانه ریاضیات اصفهان)
در ضمن در این جلسه افراد زیر نیز شرکت داشتند : آقایان: صادق صادق‌پور (دفتر آموزش دبستانی وزارت آموزش و پرورش)، سید محسن گلدان‌ساز (بازنشسته آموزش و پرورش)، محمد ناصری (سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش)، علیرضا هاشمی‌زاده (اداره کل، انجمن‌های علمی آموزشی معلمان ریاضی استان) و خانم‌ها فاطمه احمدپور (دانشجوی دکتری آموزش ریاضی کرمان و همکار خانه ریاضیات اصفهان)، سیمین-دخت ا… بخش (دبیر ریاضی و همکار خانه ریاضیات اصفهان) و فاطمه هانی طبائی (دبیر ریاضی و همکار خانه ریاضیات اصفهان)
غایبان جلسه : آقای دکتر عمادزاده، آقای دکتر اسماعیلی

در ابتدا آقای دکتر دانایی، مدیر خانه ریاضیات اصفهان، با نام خدا جلسه را آغاز کردند و از حضور تمامی دوستان مخصوصا همکارانی که از تهران آمدند، تشکر کردند.  سپس آقای دکتر رجالی، دبیر حلقه، مروری بر نکات مطرح شده در جلسه قبل داشتند :

• آموزش، بعنوان مهمترین نیروی تولیدی کشور است.
• نتایج تیمز و المپیاد غیرهمبسته هستند.
• داده‌های ایالت‌های مختلف آمریکا نشان می‌دهند که هزینه آموزش در بهبود آموزش تاثیر ندارد.
• تاثیر مهاجرین بر اقتصاد بعضی کشورهای پیشرفته مانند آمریکا مهم است.
• داده‌های کشورهای مختلف نشان می‌دهد که حقوق معلمان و وضعیت نتایج آزمون‌های تیمز رابطه مستقیم دارند.
• ارزش‌گذاری به معلمان در جامعه (جایگاه اجتماعی معلمان) اهمیت دارد.
• بررسی‌های انجام شده در ایالت کبک (Quebec) نشان می‌دهد در ایالت کبک، از زمانی که آزمون‌های پیشرفت تحصیلی جهت ارتقا معلمان، توسط انجمن معلمان متوقف شده است، شاهد رکود آموزشی است.
• اگرچه جذب دانشجویان خوب، برای دوره‌های آموزش معلمان (مثل دانشگاه فرهنگیان) انجام شده است، ولی نگرانی‌هایی بر نحوه مناسب تربیت آنان وجود دارد.

در این پیشنهاداتی برای تقویت مراکز تربیت معلم با همکاری دانشگاه‌ها و استفاده از امکانات دانشگاه‌ها برای ارتقا کیفیت آموزشی ارائه شد. سپس گزارشی تحت عنوان 2013 Global Teacher Status Index که توسط موسسه VARKEY GEMS انگلستان تهیه شده را ارائه دادند. از جمله نکات مطرح شده به شرح زیر می‌باشد :

• حقوق معلمان باید افزایش یابد، اما مکانیزم افزایش حقوق باید براساس عملکرد معلم باشد، نه براساس معیارهایی مثل تعداد مقالات.
• تغییر نوع نگرش مسئولان جامعه به معلمان و آموزش
• پیشنهاد به وزیر آموزش و پرورش برای نامگذاری سال آینده به عنوان سال آموزش
این مقاله به سوالات زیر پرداخته بود:
• مسئولان جامعه چقدر به سیستم آموزشی اعتقاد دارند؟
• مسئولان جامعه چقدر به معلمان اعتقاد دارند؟
• آیا اتحادیه‌های صنفی معلمان قدرتمند هستند؟
• جایگاه اجتماعی معلمان چیست؟
• آیا خانواده‌ها فرزندانشان را تشویق می‌کنند که معلم شوند؟
• آیا خانواده‌ها فرزندانشان را تشویق می‌کنند که به معلم احترام بگذارند؟
• درباره حقوق معلمان چه‌طور فکر می‌کنند؟
• افزایش حقوق معلمان به چه صورت باید باشد؟

سپس در این رابطه، نکات زیر توسط حاضرین در جلسه مطرح شد :

• زمانی که همبستگی را بررسی می‌کنیم، در نظر داشته باشیم که آیا رابطه علّی هم وجود دارد و همین همبستگی را تایید می‌کند یا خیر.
• چه مکانیزمی برای ارتقاء کیفیت آموزشی وجود دارد که عاملی برای ارتقاء معلمان باشد.
• منظور از کیفیت چیست ( باید معیارهای کیفیت را درست تعریف کنیم ).
• مدیریت سیستم آموزشی ما در 50 – 60 سال گذشته به شکلی بوده که مرتبا افراد با انگیزه (معلمان) را دفع کرده است و ما باید روی این موضوع بحث کنیم.
• برای مطرح کردن بحث‌های کیفی احتیاج به یک پشتوانه‌ی کمی است که بتوان ادعاها را ثابت کرد. به همین دلیل نتایج مسابقه بین‌المللی تیمز را مورد بررسی قرار دادیم. معیارهای بین المللی مسابقه تیمز می‌تواند به عنوان معیار کمی، وضعیت آموزش را نشان بدهد.
• پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان به عنوان یک بهره‌وری از کار معلم، می‌تواند در ارزش‌گذاری موثر باشد.
• باید هرم «کوچک‌انگاری نظام آموزش» را برعکس کنیم تا پیش‌دبستانی و دبستان هم ارزش داشته باشند.
• از منظر فرهنگی گروه حاکم بر جامعه نقد و بررسی شود.
• در این مکانیزم افزایش حقوق، براساس عملکرد یا هر معیار دیگری، برای معلمان خوب، حس بی‌عدالتی ایجاد نکند. باید در نظر داشته باشیم روی بعضی از معیارها نظیر ایجاد فضای همکاری در دانش‌آموزان و بالا بردن اعتماد به نفس در دانش‌آموز، ابزاری برای سنجیدن عملکرد معلم نداریم.
• برای مشخص کردن شاخص‌ها باید کارگروه تشکیل شود.
• اگر حقوق را وابسته به عملکرد کنیم، چون عملکرد را نمی‌شود به راحتی سنجید، مشکل پیش می‌آید.
• کیفیت آموزش پرورش را باید به گونه ای کمیتی کرد و بر روی آن قیمت گذاشت و این کار بسیار سختی است.
• لازمه‌ی این‌که آموزش و پرورش بتواند به معلمانش بر اساس عملکرد دانش‌آموزان دستمزد بپردازد، این است که آموزش و پرورش هم بودجه‌ خود را از دولت یا مرجع بالاتری براساس عملکردش بگیرد.
• باید به تجربیات گذشته احترام بگذاریم و از آن‌ها بهره ببریم.

سپس به نکات زیر اشاره کردند :

• تغییر ساختار درآموزش و پرورش از نظر کیفیت، کم‌اثرترین پدیده و از نظر مدیریتی مصیبت‌بارترین است.
• در سال 1371 نظام آموزش متوسطه در بدترین شرایط اجتماعی – رفاهی قرار گرفت.
• در طی سال‌های متوالی ما شاهد این بودیم که با تغییر وزیر آموزش و پرورش، پژوهش‌های صورت گرفته برای بازیابی مشکلات نظام آموزشی و راه‌کارهای به دست آمده نادیده گرفته می‌شود و این عمل مورد بازخواست قرار نمی‌گیرد.
• تغییر باید به تدریج رخ دهد و از خارج نظام آموزشی باید شروع شود.
• نگاه بیرون به آموزش و پرورش نگاه منفی است.
• عملکرد وزیران آموزش و پرورش در مقایسه با سایر وزیران وقت خود ضعیف است.
• باید توده‌ی آموزش و پرورش را تحلیل کنیم.
• معاون متوسطه اداره کل آموزش و پرورش اصفهان توضیح می‌دادند که شهر اصفهان بیشترین مدرسه فرسوده را دارد، می توان از فارغ‌التحصیلان این مدارس کمک گرفت که مدرسه فرسوده‌ای که خودشان در آن درس خواندند را درست کنند. انجام این کار، مدیریت خوب درون آموزش و پرورش می‌خواهد.
• نگاه سیاسی امنیتی به آموزش و پرورش وجود دارد و ما باید بزرگان را قانع کنیم، برای تربیت فرزندانمان در مواردی می‌توانیم از کشورهای خارجی کمک بگیریم.
• آموزش و پرورش منضبط‌ترین، مظلوم‌ترین و صرفه‌جوترین وزارتخانه در کشور است.
• در نظام آموزشی به تجربه گذشته احترام بگذارند.
• معلمان برای رسیدن به نیازهایشان باید مطالبه‌گر باشند
• هرچه سنتی‌تر به آموزش و پرورش نگاه کنیم، نتیجه عکس می‌گیریم.

پس از صحبت‌های ایشان دکتر رجالی تاکید کردند که آموزش رکن اصلی است. سایر نظراتی که در این جلسه مطرح شد، عبارتست از :

• به آرامی باید این نکات مطرح شده در این نشست‌ها و حلقه‌ها را در خانه، محل کار، سازمان، سیاست و در فرهنگ ترویج دهیم.
• در بسیاری از موارد بهتر است به جای بررسی این¬که چه کنیم به این موضوع بپردازیم که چه کارهایی انجام ندهیم.
• واژگان متحدی به کار برده نمی¬شود.
• بحث خدمات و تولید یک بحث اجتماعی است.
• ژاپن درحال از دست دادن دهک اول دانش‌‌آموزانش است. در ایران نیز، مانند ژاپن، اولیا دانش آموزان کم کم به این نتیجه می رسند هزینه ای که صرف تحصیل فرزند خود می کنند و نتیجه‌ی مطلوب را نمی بینند، بهتر است صرف سایر نیازهای فرزند خود کنند.
• مشکل آموزش و پرورش با افزایش بودجه حل نمی‌شود.
• اتحادیه‌ی معلمان ژاپن جایگاه بالا و مهمی دارد.
• ما باید ببینیم سهم «من» چیست؟ خودمان چه کردیم؟ نه اینکه از وزیر و … بخواهیم کاری انجام دهند.
• اگر متوسط نمره تیمز را ۴۰۰ بگیریم، ۵۱ درصد دانش‌آموزان جهان زیر متوسط هستند، و این درصد برای ژاپن تنها یک درصد است.
• در صورتی به زبان متحد می‌رسیم که به جای پرداختن به معلم باید به معلمی پرداخت.
• کارهایمان را به دیگران واگذار نکنیم.
• صورت مسئله را باید درست تعریف کنیم.
• هدفمان باید قابل دسترسی و قابل اندازه‌گیری باشد.
• با اطلاعات و داده‌هایی که به دست می‌آوریم مسائل را آنالیز کنیم و تشخیص راه‌حل را به متخصصان بسپاریم.
• مساله ما ممکن است این باشد که چه‌طور احساس نیاز ایجاد کنیم.
• نحوه صورت‌بندی مساله و بیان پرسش مهم است.

پنج کتاب معرفی شده در این جلسه :

1- اقتصاد ایران: توسعه، برنامه‌ریزی، سیاست و فرهنگ نوشته‌ی: دکتر حسین عظیمی (آرانی)
2- آموزش و توسعه مباحث نوین در اقتصاد آموزش نوشته‌ی: عباس معدن دار آرانی، محمدرضا سرکارآرانی
3- فراسوی رشد اقتصادی پیش درآمدی بر توسعه‌ی پایدار، مترجمان: محمدرضا سرکارآرانی، عباس معدن‌دارآرانی
4- آنچه با پول نمی‌توان خرید، نویسنده: مایکل سندل، مترجم: حسن افشار
5- در جستجوی جامعه‌ی بلند مدت، نویسنده: کریم ارغنده‌پور

در گفتگویی که پیرو صحبت‌های آقای دکتر سرکارآرانی انجام شد، نکات زیر مطرح شد :

• «من» گفتن بستر مناسب لازم دارد و آن بستر در اینجا فراهم نیست.
• انجمن معلمان در آموزش و پرورش ایران جایگاهی ندارد و آموزش و پرورش به این انجمن بهایی نمی‌دهد.
• ایران اوضاعی مشابه ژاپن و کره در ریزش دانش‌آموزان دارد. به خصوص در دوره پیش‌دانشگاهی که دانش‌آموزان دغدغه کنکور دارند.
• در سطح دانشگاه هم شانس قبولی دانشجوی دانشگاه‌های دولتی در کنکور فوق لیسانس، از متوسط دانشگاه‌های پیام‌نور و آزاد کمتر است.
• شغل معلمی در جامعه یک حداقل‌هایی می‌خواهد.
• باید بستری وجود داشته باشد که در آن بتوانیم به معلمی بپردازیم.
• معلم در ایران تعریف ندارد.
• چگونه احساس نیاز به وجود آوریم؟
• چه چیزهایی می‌تواند آموزش را ارتقا دهد؟
• اگر بتوانیم توجه را به این سمت ببریم که بنگاه‌های کوچک و بزرگ کشور، به عنوان مسئولین اجتماعی به ارتقا آموزش منطقه خود کمک کنند، بسیار اثرگذار خواهد بود.
• همه جامعه باید کمک کنند که جامعه را تبدیل به مدرسه کنیم.

در جلسه بعداز ظهر خانم همتی‌پور گزارشی را تهیه کرده و ارائه دادند که نکات زیر در آن مطرح شد :

• گسترش فناوری‌های جدید و نقش آن در آموزش و پرورش، سرمایه‌گذاری بیشتر دولت در بخش آموزش را ضروری ساخته است.
• از این رو نظام آموزش و پرورش و دولت باید در کنار پرداختن به کمیت‌ها (توسعه دسترسی به آموزش) به کیفیت آموزش‌های داده شده (فرصت¬های آموزشی و محصول آموزش) هم توجه کنند.
• برای بررسی کیفیت آموزش در سایر کشورها، بهترین روش بررسی عملکرد آنان در مسابقات و آزمون‌هاست. به دلیل وجود نداشتن آزمونی مطابق با استانداردهای جهانی در ایران و چند کشور دیگر نتایج مسابقه TIMSS را مورد بررسی قرار می‌دهیم.
• با بررسی متغیرهای گوناگونی به این نتیجه رسیدند که هزینه آموزش و مربع هزینه آموزش با نمرات تیمز با هم تاثیرگذار بوده است.
• حقوق مکفی معلمان می‌تواند متغیر اثرگذار دیگری باشد.
• یافته‌های سازمان جهانی یونیسف نشان می‌دهد که مهم‌ترین عامل ضربه زننده بر دسترسی بیشتر کودکان به آموزش عمومی، سطح حقوق و دستمزد معلمان است.
• بررسی ها بر اساس داده‌های یونسکو، که شامل داده‌های سالانه بودجه ایران هم هست، انجام شود.
• بررسی‌ها نشان می‌دهد در کشورهای پیشرفته، هر چه میزان درآمد معلم کمتر از مشاغل دیگر باشد، افراد با کیفیت پایین‌تر، در نقش معلم، جذب نظام آموزشی خواهند شد.
• در بررسی‌های انجام شده رابطه‌ای خطی بین حقوق معلمان و درآمد سرانه وجود دارد.
• حقوق معلمان در میزان رشد دانش‌آموزان می‌تواند تاثیرگذار باشد.
• آموزش و پرورش باید مردم را در تصمیم گیری‌ها دخالت دهد و بدنه تصمیم‌گیری مدارس هیئت‌امنا یا انجمن اولیا و مربیان باشد.
• رابطه عملکرد و دستمزد را باید بررسی کرد.
• به جای اینکه فکر کنیم چگونه میزان بودجه آموزش را افزایش دهیم، به این مساله فکر کنیم که این بودجه باید صرف چه کارهایی بشود.
• باید نمرات و بودجه مناطق مختلف اصفهان (یا استان‌های مختلف) بررسی شود. که این کار به دلیل سیاست آموزش و پرورش و تجمع معلمان با سابقه و تحصیلات بالاتر در یک ناحیه سخت است.
• به کمک آموزش و پرورش، باید متوسط حقوق ثابت معلم، میانگین سال‌های تحصیل و میزان دریافتی ماهانه آن‌ها را در اختیار داشت و با هم مقایسه کرد.
• در برخی کشورها در جهت همگانی کردن آموزش، سرمایه‌گذاری هنگفتی شده است، و این سرمایه‌گذاری‌ها به شکل پایداری در جامعه آن‌ها حفظ شد.
• برای مشارکت همگانی درصدی از یارانه‌ای که دولت صرفه‌جویی می‌کند، به آموزش و پرورش اختصاص داده شود.
• در آموزش عالی معلمانی باید تربیت کنیم که استاندارد لازم را برای سیستم آموزش داشته باشند، که طبق آن آموزشی که می‌دهند، حقوق بالا برود.
• خانواده‌های هر منطقه به مدارس کمک کنند. می‌توان با این کار افراد جامعه را از معافیت مالیاتی بهره‌مند کرد.
• بهتر است بخش خصوصی، در آموزش و پرورش منطقه خودش سهیم باشد.
• اگر خانواده‌ها بیش از حد در آموزش دخالت کنند، ایجاد مانع می کنند؟
• باید کاری کنیم که امضای «معلم» اعتبار داشته باشد.
• تا وقتی که بحث معیشت مطرح است، عملکرد را وارد درآمد نکنیم.

دکتر علی رجالی، برگزيده انجمن رياضی ايران جهت اعطای جايزه بهزاد

جايزه “بهزاد” در سال 1391 به دکتر علی رجالی عضو هيات مؤسس خانه رياضيات اصفهان، معلم رياضی و عضو هيات علمی دانشکده رياضی دانشگاه صنعتی اصفهان، تعلق گرفت. منبع

در سال 1382 که دکتر مهدی بهزاد، اولين رييس انجمن رياضی ايران، عضو هيات علمی دانشکده رياضی دانشگاه شهيد بهشتی، به پاس خدمات ارزشمند و دراز مدت آموزشی، پژوهشی و مديريتی در داخل و خارج از کشور، به عنوان چهره ماندگارکشور برگزيده شد، پس از ايراد سخنرانی درباره وضعيت رياضيات ايران، هديه دريافتی خود از همايش چهره‌های ماندگار (اتومبيل سمند) را به انجمن رياضی ايران اهدا نمود. پس از آن انجمن رياضی ايران در نشست مورخ 24/7/1382 اعطای جايزه‌ای به نام مهدی بهزاد را به بهترين‌های مديرت در رياضی، تصويب کرد. اين جايزه در دوره‌های قبل به دکتر منوچهر وصال (1388) و دکتر اميدعلی کرمزاده (1389) تعلق گرفت.

سخنرانی رييس هيات امنای جايزه مهدی بهزاد و معرفی دکتر علی رجالی، برنده اين جايزه در سال 1391

سخنان دکتر رجالی در مراسم اهدا جايزه بهزاد

 شهریور ماه 1391

اجازه می­‌خواهم پس از شکرگزاری به درگاه احدیت و تشکر از آقایان دکتر بهزاد، دکتر تومانیان و انجمن ریاضی ایران، یادی از استادان بزرگوار آقای دکتر منوچهر وصال (اولین برنده جایزه بهزاد) و پرویز شهریاری (پدر آموزش ریاضی ایران) و آرزوی سلامتی برای استاد مصحفی داشته باشم.
دیشب با دکتر تومانیان عزیز یادی از کنفرانس دوازدهم ریاضی ایران در سال 60 و نحوه خرید پیاز با آقای تابش برای آماده‌­سازی مقدمات کار کنفرانس در آغاز جنگ تحمیلی داشتیم، در حالی که در کنار کنفرانس کارهای اساسی علمی مثل حضور معلمان ریاضی در این کنفرانس و برگزاری کارگاه هندسه جبری برای نخستین بار در حاشیه این کنفرانس را نیز برنامه­ریزی کرده بودیم. خوشحالم که در زمان حیات خود شاهد برگزاری مرتب کنفرانس­‌های سالانه و توسعه ریاضیات در ابعاد مختلف هستم.
این جایزه متعلق به من نیست، اول از همه به همسرم مریم و پسرم محمدرضا تعلق دارد که از وقت آن­ها صرف توسعه ریاضیات کرده­ام. تمام معلمان ریاضی ایران و همکارانم در خانه­‌های ریاضیات، انجمن ریاضی ایران، انجمن آمار ایران، شورای خانه­‌های ریاضیات ایران و انجمن­‌های علمی آموزشی معلمان ریاضی سراسر کشور در این جایزه سهیم هستند.
به دوستان جوان عرض می­کنم، تلاش کنید غیر از توسعه علم و پیشرفت رشته تخصصی خود، در جهت توسعه علوم و کمک به حل مسایل آموزش ریاضی کشور هم کمک کنید و در پایان عرض می­کنم آموزش باید از رده خدمات به رده تولید، تبدیل شود تا مسایل توسعه پایدار کشور حل شوند.
والسلام

دکتر علی رجالی و جایزه ترویج علم

​25 آبان 1396

در روز پنج‌شنبه 25 آبان‌ 1396 جایزه ترویج علم به دکتر علی رجالی عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی اصفهان و عضو هیئت مؤسس خانه ریاضیات اصفهان اهدا شد. ایشان سال‌ها در سطح محلی، ملی و بین‌المللی در مجامع مختلف مشغول فعالیت بوده و تاثیر به سزایی در شکل‌گیری بسیاری از نهادهای علمی ترویجی کشور داشته و مورد احترام و تایید همکاران خود در کلیه انجمن های علمی می‌باشد. 

اهدا این جایزه به ایشان و جایزه پل اردوش که قبلاً از طرف ICMI به ایشان تعلق گرفته بود، افتخاری برای خانه ریاضیات اصفهان و شهر اصفهان است.


علم باید به میان خانواده‌ها و مردم برده شود

دکتر علی رجالی، برنده جایزه ترویج علم تأکید کرد: علم را باید به میان خانواده‌ها ببریم، اما تا بستر و زیربناهای لازم توسط وزارتخانه‌ها و سیاست‌گذاران کشور فراهم نشود، هرچه در زمینه ترویج علم تلاش کنیم، به جایی نخواهیم رسید.

دکتر علی رجالی، دانش آموخته دکتری آمار از دانشگاه استنفورد (آمریکا) و عضو هیئت علمی دانشکده علوم ریاضی دانشگاه صنعتی اصفهان است. مشارکت در بنیانگذاری مسابقات ریاضی ایران، تأسیس خانه ریاضیات اصفهان، راه‌اندازی انجمن‌های علمی معلمان، بخشی از تلاش‌های 40 ساله این استاد ریاضی محسوب می‌شوند.

اعطای جایزه ترویج علم به دکتر رجالی، بهانه‌ای برای گفتگو با ایشان درخصوص چالش‌های ترویج علم در ایران بود:

شکستن دیوار بین معلمان و اساتید دانشگاه

عضو هیئت علمی دانشکده علوم ریاضی دانشگاه صنعتی اصفهان گفت: از زمانی که به اصفهان آمدم، توانستم همکاری مشترکی با معلمان ریاضی و اساتید دانشگاه‌های این شهر داشته باشم که حاصل این فعالیت‌ها، شکسته شدن دیوار میان معلمان و اساتید دانشگاه بود و فکر می‌کنم هر موفقیت دیگری که در این مسیر بدست آمده است، حاصل فروریختن این دیوار بود.

رجالی افزود: با بررسی وضعیت آموزش ریاضی و علوم در ایران به این نتیجه رسیدیم که نیازمند تغییر شرایط هستیم. سال 1362 مسابقات ریاضی دانش‌آموزی را در اصفهان آغاز کردیم و به دنبال آن، مسابقات ریاضی دانش‌آموزی در سطح کشور و سپس المپیادهای ریاضی و سایر رشته‌ها بوجود آمدند. از میوه‌های پرثمر مسابقات ریاضی، (مرحومه) دکتر مریم میرزاخانی بودند که چند سال قبل برنده جایزه فیلدز – بزرگترین جایزه ریاضیات در سطح جهان شدند. این افتخار بزرگی هم برای ایرانیان و هم برای خانم‌های ریاضیدان بود.

در طول 40 سالی که در دانشگاه و آموزش و پرورش خدمت کرده‌ام، با همکاری دوستان موفق شدیم انجمن‌های علمی معلمان را در سراسر کشور راه اندازی کنیم و اتحادیه انجمن‌های علمی- آموزشی معلمان ریاضی سراسر کشور، در اثر همین فعالیت مشترک بوجود آمد.

الگوبرداری جهانی از خانه ریاضیات اصفهان

برنده جایزه ترویج علم اظهار داشت: برای سال 2000 میلادی – سال جهانی ریاضیات – ستادی را در وزارت علوم تشکیل دادیم که ایجاد خانه‌های ریاضیات، حاصل یکی از کارهای این ستاد بود. نخستین خانه ریاضیات در اصفهان درسال 1377 تشکیل شد و به دنبال آن، 35 خانه ریاضیات در سراسر کشور ایجاد شدند. همچنین، باتوجه به شناختی که جامعه بین‌المللی آموزش ریاضی از خانه‌های ریاضیات بدست آورد، 2 خانه ریاضیات در فرانسه و بلژیک با الگوگیری از خانه ریاضیات اصفهان تشکیل شد و در آخرین کنگره بین‌المللی آموزش ریاضی شبکه بین‌المللی خانه‌های ریاضیات شکل گرفت.

افت شدید علم در سطح مدارس و دانشگاه‌ها

رجالی تأکید کرد: متأسفانه در شرایط فعلی، باتوجه به پذیرش بیش از حد دانشجو در دانشگاه‌ها، مسأله بیکاری فارغ‌التحصیلان به دلیل بی برنامه بودن آموزش عالی کشور، وضعیت بد معلمان، تبلیغی که کلاس‌های کنکور در سطح کشور انجام می‌دهند و بیشترین وقت خوب تلویزیون در اختیار آنها است، با افت شدید علم در کشور در سطح مدارس و دانشگاه‌ها روبرو هستیم. امیدوار بودیم که تلاش‌های ما با هدف ترویج علم به ثمر برسند، اما هربار شاهد صدور بخشنامه‌ای بر ضد این تلاش‌ها از سوی وزارتخانه‌های مختلف بودیم.

وی افزود: به عنوان مثال می‌توان به مسابقات و المپیاد ریاضی اشاره کرد که متعاقب آن، تجربه ناموفق چین در راه‌اندازی مدارس تیزهوشان در ایران پیاده شد. فکر کردیم با ایجاد مدارس تیزهوشان، افراد مستعد را شناسی می‌کنیم، درصورتی که در حال حاضر تیزهوش‌سازی می‌کنند. مدارس ابتدایی ما گرفتار آموزش کنکور برای ورود به تیزهوشان هستند؛ از همان سال‌های اول دبستان، علم را به صورت کلیشه‌ای و به فرم کنکوری به دانش‌آموزان ارائه می‌دهند و تنها وقت آنها را تلف می‌کنند. متأسفانه با این پدیده روبرو هستیم و مدارس خاص به جای کمک به ترویج علم، مانعی در برابر ترویج علم هستند.

بی‌اهمیتی به آموزش کشور و وضعیت معلمان

رجالی با اشاره به ارائه طرحی در زمینه کنکور به مجلس گفت: با کمک تمام افرادی که تا سال 1381 در زمینه کنکور فعالیت داشتند، طرحی را در خانه ریاضیات اصفهان آماده کرده و به مجلس ارائه کردیم که متأسفانه در روزهای آخر به طرح حذف کنکور تبدیل شد که عملا اجرای آن غیرممکن بود.

وی خاطر نشان کرد: در حال حاضر با مشکلات متعددی در زمینه آموزش روبرو هستیم. مدارس یکی از مهمترین پایگاه‌ها برای ترویج علم هستند، اما وضعیت مدارس و معلمان کشور را با کشورهای دیگر مثل کره جنوبی، چین، ژاپن و سنگاپور مقایسه کنید. آیا وضعیت معلمان ما مناسب است؟ تا فکری به حال وضعیت آنها نکنیم، نمی‌توانیم کاری در زمینه ترویج علم بین دانش‌آموزان انجام دهیم. اگر بتوانیم در مدارس کاری انجام دهیم، نتیجه آن افرادی مثل میرزاخانی می‌شوند، ولی اگر در مدارس مشکل داشته باشیم، هرچقدر هم در زمینه ترویج علم کار کنیم، به جایی نخواهیم رسید. متأسفانه درحال حاضر به صورت تفریحی به بحث ترویج علم نگاه شده و در جامعه، اهمیتی به خود علم داده نمی‌شود.

علم باید به میان خانواده‌ها و مردم برده شود

برنده جایزه ترویج علم تأکید کرد: علم باید را به میان خانواده‌ها و مردم ببریم. این تلاش تاحدودی توسط خانه‌ها، انجمن ها و مراکز مختلف انجام می‌شوند؛ اما تا بستر و زیربناهای لازم توسط وزارتخانه‌ها و سیاست‌گذاران کشور فراهم نشود، هرچه در زمینه ترویج علم تلاش کنیم، به جایی نخواهیم رسید.

عضو دانشگاه صنعتی اصفهان ضمن قدردانی از تلاش مسئولان انجمن ترویج علم گفت: مروجان علم به دنبال کسب جایزه نیستند، چراکه فکر می‌کنند رسالت آنها در ترویج علم است؛ اما تمامی تلاش‌هایی که انجمن انجام می‌دهد – نه فقط در راستای اهدای جایزه ترویج علم است، بلکه فعالیت‌های ارزشمندی هستند که بیش از جایزه، اثرگذارند.

شناسایی نقاط کور علمی کشور، وظیفه روزنامه نگار علم

رجالی با اشاره به اهمیت نقش رسانه‌ها در زمینه ترویج علم تأکید کرد: رسانه‌ها باید مسائل و مشکلات جامعه را رونمایی کنند. فرض کنید شما گزارش‌هایی در مورد اهدای جایزه ترویج علم تهیه می‌کنید، اما از انعکاس وضعیت معلمان، کتاب‌های درسی، برنامه درسی یا مشکلات مدارس غافل هستید. معتقدم یک خبرنگار و خبرگزاری که در زمینه علم کار می‌کند، باید این نقاط کور علمی کشور را هم شناسایی کند.

 

 

اهدا تابلو از طرف مرکز انجمن‌های علمی اصفهان و آموزش و پرورش به دکتر علی رجالی

پاییز 1396

اهدا تابلو از طرف مرکز انجمن‌های علمی اصفهان و آموزش و پرورش به دکتر علی رجالی بابت تقدیر از زحمات و همکاری‌های صمیمانه و خالصانه ایشان با آموزش و پرورش و انجمن‌ها و تبریک به مناسبت دریافت جایزه ترویج علم 1396

 

 

هشداردر مورد وضعیت آمار کشور

تقدیم به روح بزرگ استاد فرهیخته ، دوست عزیزمان جناب دکتر ناصر رضا ارقامی، استاد دانشگاه فردوسی مشهد و برگزارکننده دومین کنفرانس آمار ایران

ریاست محترم انجمن آمار ایران

با سلام و احترام ،اجازه می‌خواهم در این نامه سرگشاده هشدارهایی در مورد وضعیت آموزشی، پژوهشی وخدماتی (یا صنعت) آمار کشور ارائه دهم و درخواست کنم انجمن آمار ایران (که درسال 1371 با برگزاری نخستین کنفرانس آمار ایران با مشارکت تمام دانشگاهیان و نهادهای آماری کشور، به منظور هماهنگی جهت بهبود آموزش، پژوهش، تولید نیروهای مورد نیاز ورفع مشکلات آماری کشور در ایران شکل گرفت) با تشکیل گروه‌های کارشناسی و انجام تحقیقات و اجرای پروژه‌های مطالعاتی با حمایت مرکز آمار ایران، بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، بیمه مرکزی ایران وسایر نهادها و سازمان‌های آماری یا آنان که از آمار استفاده می‌نمایند، این مشکلات را بررسی و راهکارهای اجرایی ارائه دهد. شاید بسیاری از این مطالعات تا سال آینده جواب دهند که خوبست نتیجه آنها در کنفرانس بعدی آمار ایران ارائه گردند و یا سمیناری مشابه سمینار علوم ریاضی و چالش‌های آن، برای حل مسائل علم آمار کشور به طور خاص برگزارگردد.

  1. مهمترین مسأله، آموزش آمار مدرسه‌ای است، که نه تنها برای عمومی‌سازی آمار، بلکه برای جذب دانش‌آموزان نخبه و مستعد به این رشته مهم علمی (که خود علم انجام علوم دیگر است) اهمیت دارد. زمانی با پی‌گیری‌های متعدد درسی به نام آمار و مدل‌سازی برای همه دانش‌آموزان کشور اجباری شد، ولی چون در آموزش و پرورش آمادگی ارائه این درس به روش صحیح وجود نداشت و بسیاری از معلمانی که به تدریس این درس اشتغال داشتند، نه تنها به موضوعات این درس آگاه نبودند، بلکه به آن اهمیت نمی‌دادند، در این زمینه موفق نشد. البته این درحالی است که جداسازی این درس واجباری شدن درس آمار برای تمام  دانش‌آموزان دبیرستان در ایران، در همه کنفرانس‌ها وکنگره‌های بین‌المللی با استقبال آموزشگران و متخصصان آمار روبرو بود. تلاش‌های خانه ریاضیات اصفهان (تحت برنامه‌ریزی آقای دکتر پارسیان وهمکارانشان با کمک اتحادیه انجمن‌های علمی، آموزشی معلمان ریاضی ایران) و ارائه 8 دوره آموزش معلمان در سراسرکشور و تهیه جزوات قابل استفاده برای معلمان تاثیری در اصلاح این مشکل نداشت (به این دلیل که بسیاری از معلمانی که آمار تدریس می‌کردند، در این دوره‌ها شرکت نکرده بودند.) حتی گنجاندن چند سوال آمار هم در آزمون‌های ورودی دانشگاه‌ها (به دلیل تعداد محدود آن‌ها واین که امکان آن نبود که با سوالات تستی بتوان توانایی درک داده‌ای دانش‌آموزان را ارزیابی کرد) وحتی تلاش چند سال اخیر برای تعریف کارگاهی به منظور معرفی علوم آمار واحتمال واهمیت آنها در علوم مختلف ونقش آن درزندگی فردی شهروندان ومعرفی پروژه‌های قابل ارائه در کلاس درس، که در استان‌های مختلف برای دبیران آمار ارائه شدند ومورد استقبال آن ها هم قرار گرفتند و یا برگزاری چند دوره مسابقات آمار توسط خانه ریاضیات اصفهان (به دلیل عدم امکان تبدیل آن به المپیاد آمار کشوری، علی رغم تلاش فراوان و دریافت قول از سازمان‌هایی مثل بانک مرکزی جهت حمایت از برگزاری آن) نتوانستند تغییری در شناسایی اهمیت علم آمار در بین دانش‌آموزان بوجود آورند. اکنون هم که دوستان بدون وجود استانداردهای بومی آموزشی، مباحث و موضوعات آمار را در لابلای کتاب‌های ریاضی، بدون هماهنگی وایجاد ارتباط افقی با سایر مباحث کتاب آورده‌اند، مطمئنا آینده بهتری را برای جذب دانش‌آموزان مستعد به این رشته از دانش بشری و درک مفاهیم آن واهمیت دادن به علم داده‌ها، نمی‌توان پیش‌بینی کرد. انجمن آمار ایران تجربه موفق سال‌های 1360 انجمن ریاضی ایران را در جذب دانش‌آموزان به رشته ریاضی خوبست مورد توجه قرار دهد و با الگوگیری از آن تجربه که افرادی چون پروفسور مریم میرزاخانی را به جامعه تحویل داد، تلاش کند استانداردهای آمار مدرسه‌ای را از نظر محتوی، تدریس و ارزشیابی تنظیم وراهکارهای موثری را برای ارتقای آموزش آمار مدرسه‌ای تنظیم و ارائه دهد.

  2. آزمون‌های ورودی دانشگاه‌ها بلیه دیگری است که علی‌رغم تلاش خانه ریاضیات اصفهان در سال 1381 برای ارائه راه حل‌های جدید به دلیل وجود کارتل کنکور به جایی نرسید، که این خود مانعی برای توسعه علم آمار و جذب دانش‌آموزان مستعد به این رشته است. انجمن آمار ایران به کمک سایر انجمن‎‌های علمی می‌تواند در این زمینه هم راهکارهایی را تهیه نماید. 

  3. برنامه درسی دوره کارشناسی آمار و اصولا اثبات این که آیا در شرایط فعلی که اولا دانش‌آموزان و خانواده‌ها به این علم اهمیت نمی‌دهند و از سوی دیگر با افزایش بی‌رویه دوره‌های کارشناسی و عدم جذب دانش‌آموزان به رشته ریاضی در مدارس، دانشجویان مستعد کمتر به این رشته جذب می‌شوند، آیا دوره کارشناسی آمار برای ایران ضروری است یا نه؟ مورد دیگری است که  انجمن آمار ایران بدون تعصب می‌تواند به آن بیاندیشد. آیا بهتر این نیست که دانشجویان سایر رشته‌ها مثلا ریاضی پس از درک اهمیت و کاربردهای این رشته به آمار کشانده شوند و با استفاده از توان قبلی خود ، در این رشته بدرخشند. بنده قصد ندارم پیشنهاد انحلال دوره کارشناسی آمار را در ایران ارائه دهم، ولی انجمن آمار ایران می‌تواند با مطالعه دقیق و با لحاظ نمودن شرایط موجود در این زمینه  راهکار ارائه دهد. برای تامین معلمان آمار و کارشناسان آمار مؤسسات آماری هم می‌توان از فارغ التحصیلان کارشناسی ارشد استفاده کرد. ولی به هرحال برنامه‌ریزی متمرکز برای دانشگاه‌ها به صلاح آموزش عالی کشور نیست و باید در این زمینه به طور کلی تجدید نظری صورت گیرد. (گرفتن دانشجو به صورت متمرکز، برنامه‌ریزی درسی متمرکز و اخیرا و متاسفانه جذب  وارتقای متمرکز اعضای هیات علمی، دانشگاه‌های ما را به ادارات خشگ و فسیل شده واساتید ما را غیر متعهد  به کار خود و غیر مسئول در مورد موفقیت دانشجویان و بی‌توجه به تدریس تبدیل کرده است). انجمن آمار ایران با فراهم آوردن امکان نظر سنجی و بحث آزاد بین اساتید، فارغ‌التحصیلان وکارشناسان آماری و نیز انجام مطالعات تطبیقی با در نظر گرفتن شرایط بومی می‌تواند راهکاری را ارائه دهد تا دانشگاه‌های مختلف با توجه به آن و با در نظر گرفتن شرایط خود برنامه‌ریزی نمایند. به هرحال رسالت انجمن آمار ایران است که راه‌های مطالعاتی برای تعیین برنامه‌های آموزشی غیر متمرکز دوره‌های مختلف تحصیلی را هموار سازد و این به نفع نهادها ومؤسسات آماری است که کمک کنند تا نیروهای آتی آنان به خوبی آماده شوند. سابقه توسعه علم آمار در ایران هم همین واقعیت را نشان می‌دهد، زمانی که بسیاری از ما به دلیل علاقه وعشق به علوم ریاضی لیسانس خودرا در ریاضی گرفتیم وبعد جذب آمارشدیم. 

  4. کارآموزی‌های غیر برنامه‌ریزی شده، هم مقوله دیگری است که انجمن آمار ایران با توجه به ماهیت مشترک دانشگاهی- اجرایی خود باید بتواند در مورد آن برنامه‌ریزی کند و دانشجویان را درحین تحصیل، با هماهنگی و داشتن دو راهنما(یکی از میان اعضای هیأت علمی ودیگری از میان کارشناسان درگیر در مسائل آماری) به کار آموزی کنترل شده وهدف‌دار وا دارد. این به نفع سازمان‌های آماری کشور هم هست که بتوانند نیروهای آتی خود را از میان این کارآموزان شناسایی و تربیت نمایند. 

  5. بی‌توجهی به تدریس که اخیرا بلای بزرگی برای آموزش عالی کشور است، نیز مقوله دیگری است که دروس آمار و به طور خاص دروس سرویس آمار را تحت تأثیر خود قرار داده است. در این راستا باز هم انجمن آمار ایران خوبست تلاش مضاعفی انجام دهد تا هم فارغ‌التحصیلان آمار از آموزش‌های خود در کار بهره گیرند و هم فارغ‌التحصیلان سایر رشته‌ها به اهمیت علم آمار توجه بیشتری داشته باشند.

  6. ورود به دوره کارشناسی ارشد هم که خود مسیری انحرافی در برنامه آموزشی دانشجویان آمار است. آنان که در طول دوره کارشناسی، همانند دبیرستان، به جای پرداختن به درک مفاهیم و یادگیری انجام پروژه‌های واقعی، به از حفظ کردن روش‌ها و مفاهیم آماری می‌پردازند، در دوره‌های تحصیلات تکمیلی کاری از پیش نمی‌برند. متأسفانه تلاش دکتر شهشهانی و حقیر هم درسال 1385 برای الگوسازی آزمون علوم ریاضی فرهنگستان، به دلیل بدنه لخت فرهنگستان به جایی نرسید. انجمن آمار ایران با همکاری سایر انجمن‌ها در این زمینه هم می‌تواند بررسی‌هایی را انجام و راهکارهایی را ارائه دهد. (اخیرا بسیاری از اساتید آمار دانشگاه‌های آمریکا وکانادا و مخصوصا ایرانیان غیر مقیم در تماس‌های خود از وضعیت بسیار بد فارغ‌التحصیلان آماری ایران که جهت ادامه تحصیل به خارج می‌روند، گله دارند و عدم توان آنان را در درک مفاهیم و روش‌های ریاضی مورد نیاز در رشته آمار از یک سو وعدم درک داده‌ها، از سوی دیگر مطرح می‌نمایند. انجمن آمار ایران به کمک دانشگاه‌ها و اساتید داخل وخارج کشور می‌تواند این مسأله را ریشه‌یابی و به حل آن اهتمام ورزد.)

  7. برنامه دوره‌های کارشناسی ارشد نیز با متمرکز شدن، راه انحرافی طی می‌نماید و بزودی این دوره را هم ( اگر تا کنون نکرده) فسیل خواهد کرد. انجمن آمار ایران می‌تواند راه حلی را ارائه دهد که دانشگاه‌ها با توجه به توان خود از یک سو و نیازهای جامعه و با در نظرگرفتن وضعیت جهانی این علم، برنامه‌ریزی نمایند. 

  8. گسترش بی‌رویه و بدون آمادگی دانشگاه‌ها در ایجاد دوره‌های کارشناسی و کارشناسی ارشد آمار نیز مقوله دیگری است که باعث اضمحلال آمار در ایران شده است. بسیاری از فارغ‌التحصیلان آماری کشور نتوانسته‌اند در حین تحصیل از وجود اساتید و امکانات آموزشی لازم بهره گیرند، ولی در حال حاضر به عنوان فارغ‌التحصیلان آمار کشور در سازمان‌های آماری و دوره‌های عالی معرفی می‌شوند. انجمن آمار ایران خوبست راهکاری را ارائه نماید که مشخص شود حداقل شرایط لازم برای پذیرش دانشجو برای هر دوره تحصیلی آمار چه باید باشد.

  9. وضعیت دوره دکتری آمار درایران را شاید فاجعه‌ای بزرگ برای توسعه علم آمار بتوان نامید. برای رد یا اثبات این ادعا (که می‌دانم بسیاری از دوستان را از دست من دلخور می‌کند)، انجمن آمار ایران خوبست یک مطالعه‌ای دقیق با انجام تطبیقی بین رشته‌های آماری متداول در دنیا و در ایران، مقالات منتشر شده از فارغ‌التحصیلان ایرانی، درمقایسه با موارد مشابه در دنیا انجام دهد و به این سؤالات جواب دهد: آیا با این وضعیت به نفع آمار کشور است که دوره‌های دکتری لجام گسیخته وبدون ضابطه دقیق و علمی، در حالی که به نوعی با بسته بودن درها  وعدم ارتباط علمی وعدم امکان جذب نیروهای جدید با تخصص‌های مطرح (هم به دلیل امنیتی شدن دانشگاه‌ها، هم متمرکز شدن جذب اعضای هیأت علمی و هم با توجه به امکان  فراوان شغلی برای فارغ‌التحصیلان آمار در خارج کشور) روبرو هستیم، باز هم ادامه یابد؟، آیا این فارغ‌التحصیلان همانند دوره‌های کارشناسی وکارشناسی ارشد بی‌کار نخواهند بود؟، آیا مقالات نوشته شده در این دوره‌ها اصلا محلی از اعراب در پیشرفت علم آمار در دنیا دارند؟، آیا ما از روند توسعه علم آمار در دنیا دور نیستیم؟، آیا حداقل این تحقیقات، کاربردی در زندگی ایرانیان دارند؟، آیا این درست است که اعضای هیأت علمی آمار ما برای ارتقای خود مجبور می‌شوند بدون آمادگی لازم، دانشجوی دکتری بگیرند و او مجبور شود با تماس با آماردانان خارجی موضوع پیدا کند و خودش مقاله‌اش را با هر بدبختی که شده و حتی با پرداخت پول چاپ کند و نام یکی ازما را هم به عنوان استاد(!) راهنما در اول مقاله بیاورد؟، آیا این درست است که دانشجوی دکتری ما بعضا فقط با یک استاد کار کند، همه درس‎‌ها را با او بگیرد و پایان‌نامه‌اش را هم با او بگذراند، حتی اگر استاد واقعا توانا باشد؟و سؤال‌های مشابه… 

  10. اما صنعت آمار: یک زمان بانک مرکزی بهترین دانش‌آموزان ما را انتخاب می‌کرد و به آنها بورس می‌داد که در بهترین دانشگاه‌های دنیا درس بخوانند وبرگردند وبخش‌های آمار بانک مرکزی و سایر بانک‌ها را اداره کنند. اما حالا چی؟، برنامه‌ریزان مراکز آماری کشور چگونه انتخاب و تربیت می‌شوند؟. آیا با این همه گسترش دوره‌های تحصیلاتی، دانشگاه‌های ما توان آماده‌سازی نیروهای آماری کشور را دارند؟، آیا در این زمینه درست عمل می‌کنند؟ و آیا واحدهای آماری به این مسأله اعتقاد دارند که نیروهای آنان باید از میان نخبگان انتخاب شوند؟. انجمن آمار ایران با همکاری نهادهای آماری می‌تواند تلاش کند به این سؤال‌ها وسؤالات مشابه جواب دهد. 

  11. کارها و پروژه‌های آماری: در این زمینه انجمن آمار ایران تلاش‌هایی را انجام داده است که نظام آمارشناسی و طرح رتبه‌بندی نمونه‌ای از راهکارهاست. باید تلاش شود که این دو مقوله به موازات هم پیش بروند تا هم مشکل کار برای فارغ‌التحصیلان آماری حل شود وهم کارها وپروژه‌های آماری به روش‌های صحیح اجرایی شوند و نتایج ارائه شده توسط آن پروژه‌ها قابل استناد باشند.

  12. ارتباط بین رشته‌های مختلف آماری نیز مسأله دیگری است که نیاز به بررسی دارد. آیا انجمن آمار ایران توانسته است نیروهای آمار زیستی و نیز کارشناسان آماری  را با متخصصان آماری دانشگاه‌های وزارت علوم هم فکر، همکار وهم افزای یکدیگر (همان‌طور که در اهداف برگزاری کنفرانس اول وشکل‌گیری انجمن مورد نظر بود) در یک حلقه واحده جمع کند تا کارهای علمی آماری منسجم‌تر و عالمانه‌تر اجرا شوند؟. در این زمینه هم انجمن آمار ایران می‌تواند تلاش کند. 

  13. ارتباط صنعت ودانشگاه: به عنوان یک نمونه، مرحوم دکتر علیمرادی با همکاری دوستان دیگر در دانشکده ریاضی دانشگاه صنعتی اصفهان تلاش فراوان کردند که نقش آمار را در صنعت به نمایش بگذارند و تا زمانی که مرکز پژوهشی آمار در این دانشگاه اجازه داشت به فعالیت‌های خود ادامه دهد، در این تلاش خود به حدی موفق عمل کردند که عده‌ای از فارغ‌التحصیلان آمار دانشکده به صنعت جذب شدند (یکی از رسالت‌های مفقوده دانشگاه‌ها) و خیلی از مسائل صنعت هم روشن و بر اساس اطلاعات بدست آمده بسیاری از آن‌ها حل شدند. این تجربه وسایر تجارب ارزشمند دیگر دانشگاه‌ها خوبست جمع‌آوری و رهنمودی را برای ایجاد ارتباط بیشتر دانشگاه‌ها و صنعت توسط انجمن آمار ایران ارائه دهد.

با تشکر واحترام                            
علی رجالی                               
معلم ریاضی و عضو هیات علمی آمار دانشگاه صنعتی اصفهان
اول شهریورماه 1396                       

آشنایی با نمونه‌هایی از مسائل جالب تاریخ ریاضیات اسلامی

نرگس عصارزادگان

فایل مقاله به زبان فارسی  

فایل به زبان لاتین مقاله 

مقدمه: 
چرا توجه به تاریخ ریاضی در آموزش ریاضی اهمیت دارد؟ شاید این پرسش بسیاری از معلمان ریاضی باشد.
استفاده از تاریخ ریاضی در آموزش می‌تواند به چند دلیل اهمیت داشته باشد که در زیر به تعدادی از آن‌ها اشاره می‌شود:

  1. به افراد اجازه می‌دهد تا فرایندهای ریاضی حل مسأله و ساختن برهان‌ها را تجربه کنند؛

  2. درک ماهیت ریاضی یعنی این مطلب که ریاضیات هیچگاه پایان نمی‌یابد و همیشه ایده‌هایی برای بسط وجود دارد را گسترش می‌دهد؛

  3. افراد مشاهده می‌کنند که پایان یک کار ریاضی توسط یک ریاضیدان می‌تواند نقطۀ آغاز مطالعات بعدی در ریاضی باشد، یعنی به روند توسعه‌ای ریاضیات پی می‌برند؛

  4. بررسی کارهای ریاضی‌دانان ایرانی باعث افزایش اعتماد به نفس فراگیرندگان می‌شود؛

  5. انگیزه و شوق مطالعه در ریاضیات در افراد افزایش می‌یابد.

اشاره به تاریخ ریاضی در کتاب‌های درسیِ دوره‌ها و پایه‌های مختلف در کشور ما منحصر به معرفی یک ریاضیدان و یا چاپ عکس ریاضیدان‌ها پشت جلد کتاب‌های درسی است. از این‌رو، علی رغم داشتن پیشینۀ غنی در ریاضیات اسلامی و ایرانی فارغ التحصیلان مدارس ما کمترین اطلاعاتی در رابطه با روند شکل‌گیری و پیشرفت ریاضیات در ایران و جهان ندارند. بنابراین ضروری است جهت آشنا کردن معلمان و دانش‌آموزان با زمینه‌هایی که می‌تواند در ارتباط با استفاده از تاریخ ریاضی در آموزش مؤثر باشد اقداماتی صورت پذیرد. این اقدامات می‌تواند در حوزه‌های زیر انجام شود:

  1.  کار کردن با منابع اصلی تاریخی (که می‌تواند شامل تصاویر یا کپی متن اصلی کتاب‌ها باشد)؛

  2.  کاربرد روش‌ها یا الگوریتم‌های قدیمی (برای مثال الگوریتم یافتن اعداد تام، متحابه و …)؛

  3.  استفاده از ریاضیات بازآفرینی شده ( Recreational Mathematics)؛

  4.  استفاده از ریاضیات قومی؛

  5.  اجرای بازی‌های ریاضی، معماها و ریاضیات سرگرم کننده که در تاریخ ریاضی یافت می‌شود؛

  6.  ریشه‌یابی نامگذاری مفاهیم ریاضی (برای مثال ریشه نامگذاری log چیست)؛

  7.  بررسی روند کشف و شکل گیری مفاهیم ریاضی (برای مثال انتگرال)؛

  8.  بررسی ارتباط‌های تاریخی ریاضی با سایر علوم؛

  9.  بررسی رابطۀ هنرهای اسلامی به ویژه کاشی کاری با هندسه؛

در نوشته‌ای که پیش رو دارید به دو نمونه مسئلۀ جالب توجه از تاریخ ریاضی ایرانی/ اسلامی اشاره شده است.

الف) تقسیم یک زاویۀ قائمه به پنج زاویۀ مساوی تنها با استفاده از پرگار و خط کش غیرمدرج

تقسیم یک زاویه قائمه به پنج زاویۀ هجده درجه با استفاده از خط کش غیرمدرج و پرگار در گذشته برای رسم گره‌های مربوط به الگوهای کاشی‌کاری و هنرهای اسلامی به کار می رفته است. یکی از آن الگوها که «رز ده پر» نام دارد در شکل 1 عرضه شده است. روش رسم و ایده‌های مربوط به حل این مسألۀ جالب از تاریخ ریاضیات ایرانی/ اسلامی گرفته شده است. تمامی شکل‌ها توسط نویسنده به ہوسیلۀ نرم افزار هندسی Geometer’s Sketchpad (GSP) رسم شده است.

 

 

مطالعه هندسی برخی ترکیبات طراحی موزائیک و پازل در مقاله قرن 13 میلادی

پروفسور رضا سرهنگی

Proceedings of Bridges 2015
ریاضی، موسیقی، هنر، معماری و فرهنگ

فایل

درگذشت پروفسور رضا سرهنگی

با نهایت تأثر و تألم به اطلاع می‌رسانیم پروفسور رضا سرهنگی  (2016-1952)، مؤسس و بیانگذار مؤسسه Bridges، بزرگترین جامعه ریاضیات و هنر، به‌علت بیماری قلبی درگذشت. او مدت‌ها از بیماری قلبی رنج می‌برد و علی رغم پیوند قلب در ماه می، در تاریخ 2 جولای 2016 دارفانی را وداع گفت. پروفسور رضا مجموعه کنفرانس‌های Bridges را در سال 1998 آغاز نمود و زندگی خود را اختصاص به زیبایی‌های ریاضیات و هنر داد. Bridges  اثری ارزنده از تلاش‌های او در زمینه هنر است و میراث او ادامه خواهد یافت. کنفرانس امسال برای ادای احترام به او و کارهای او برگزار خواهد شد. یاد و خاطره او همیشه زنده خواهد ماند.

تاریخچه Bridges جامعه ریاضی  و هنر

رضا سرهنگی استاد برجسته ریاضیات در دانشگاه تاوسون (Towson)، مریلند در ایالات متحده بود. او به آموزش مطالعه طرح‌ها و الگوهای ریاضی به دانشجویان تحصیلات تکمیلی  و نظارت بر پروژه‌های تحقیقاتی آنها در این زمینه مشغول بود. او همچنین بنیانگذار و رئیس مؤسسه Bridges و برگزار کننده کنفرانس‌های بین‌المللی Bridges بود. ارتباط ریاضی، هنر، موسیقی و علوم (www. BridgesMathArt.Org). این کنفرانس‌ها تا کنون در Banff Center, Canada- London University, England- University of Granada, Spain-University of Basque Country, San Sebastien Spain-the City of Leeuwarden, the Netherlands-  The Pecs Cultural Center, Pecs, Hungary، برگزار شده است.

سرهنگی مدرس ریاضیات، طراح گرافیک، معلم درام، نمایشنامه نویس، کارگردان تئاتر و طراح صحنه در ایران قبل از مهاجرت به ایالات متحده در سال 1986 بود. او مقطع دکترا در ریاضیات کاربردی، در تئوری کنترل را تحت نظارت پروفسور H.W.Wang، در دانشگاه ایالتی ویچیتا (Wichita) در کانزاس به پایان رساند. در طول زمان  اقامتش در کانزاس، به تدریس ریاضیات مشغول و رئیس بخش ریاضیات در کالج Winfield، کانزاس (1994-2000) بود.

در طول سال‌های 1996-1997، برنامه‌ای در زمینه کاربرد فن آوری در مطالعات ریاضی تنظیم کرد که این برنامه در سراسر کشور به عنوان یکی از 20 برنامه‌ی نوآورانه با استفاده از فناوری در دوره‌های آموزش ریاضیات به رسمیت شناخته شد و توسط پروژه  Annenberg/CPB، بنیاد ملی علوم (NSF) و دانشگاه مرکزی میشیگان پشتیبانی شد.

در سال 1997، با کمک گروهی از دانشجویانش، یک درام  با عنوان ” معجزه در ایستگاه اتوبوس شماره 13 ” در Winfield کانزاس نوشت. در آوریل 2000 جایزه ampus-wide Fassnacht Exemplary Teaching را دریافت کرد.

در دانشگاه تاوسون، مریلند، رضا سرهنگی برنامه کارشناسی ارشد آموزش ریاضی را به مدت چهار سال اداره کرد. علاوه بر نوشتن بیش از پنجاه مقاله در ریاضیات و طراحی، سرهنگی ویرایشگر / همکاری سردبیر 13 مجله Bridges را برعهده داشت. او همچنین نویسنده کتاب درسی در هندسه دانشگاهی، مقدمات هندسه  پیرسون برای معلمان است. سرهنگی یکی از بنیانگذاران و سردبیر مجله ریاضیات و هنر که توسط تیلور و فرانسیس در لندن، انگلستان منتشر شد، بود.

دکتر سرهنگی علاقه زیادی به ریاضیات و آموزش ریاضیات داشت. او مقالات زیادی از ریاضیات در مجلات معتبر مانند IEEE در کنترل اتوماتیک، مجله ارتعاشات و کنترل، مجله بین‌المللی ریاضی کاربردی و علوم کامپیوتر، مجله بین‌المللی ریاضیات محض و کاربردی و مجله بین‌المللی علوم سیستم منتشر کرده است. مقالات وی در زمینه آموزش ریاضیات در مجله دانشکده ریاضیات اوهایو، فصلنامه شورای معلمان ریاضی مریلند، یادداشت‌های او در مجله انجمن ریاضی کانادا، مجله معلم ریاضیات ویسکانسین، و در مجلات ریاضیات مانند ریاضی افق (در انجمن ریاضی امریکا) و پی در آسمان (مؤسسه پسفیک علوم ریاضی، کانادا) موجود است.

مطالعات در زمینه ریاضیات معماری و طرح موزائیک فارسی از جمله آخرین کارهای اوست. مقالات او در این زمینه در مجله Nexus Network منتشر شده است. معماری و ریاضیات، مجله Symmetrion (تقارن، فرهنگ و علوم)، مجله ریاضی ویژوال و مجله انجمن بین‌المللی مطالعات ایرانی است. 

میزگرد چهل و ششمین کنفرانس ریاضی ایران

به نام خدا
میز گرد چهل و ششمین کنفرانس ریاضی ایران

آقای دکتر علی رجالی: میز گرد امروزمان را با نام خدا در رابطه با تربیت معلم ریاضی و چالش‌های آن در ایران شروع می‌کنیم.
من تلاش می‌کنم برنامه و اهداف میز گرد را در چند دقیقه خدمتتان عرض کنم، بعد آقای انتظاری تاریخچه‌ی تربیت معلم ریاضی در ایران را مطرح می‌کنند، خانم دکتر غلام آزاد صلاحیت‌های لازم و استانداردهای جهانی برای معلم ریاضی را به طور اختصار مطرح می‌کنند، آقای دکتر عامری مسئله دانشگاه فرهنگیان و تأثیر آن بر دوره کارشناسی ریاضی دانشگاه‌ها را مطرح می‌کنند و بعد از آن آقای دکتر رضایی معضلات موجود و چشم اندازی برای آینده را مطرح می‌کنند.
بیشتر هدف ما این بود که از حضار استفاده کنیم و در حال حاضر 60 دقیقه را در اختیار حضار قرار می‌دهیم که نظرات خودشان را بیان کنند و در پایان هم اعضای میز گرد صحبت‌هایی خواهند کرد.
تلاش ما این است که این میز گرد را ثبت کنیم. برنامه این میز گرد در حال ضبط شدن است که انشالله بعداً به صورت نوشته بیرون بیاید و بتواند به عنوان یک مستندی برای مساله تربیت معلم ،دانشگاه فرهنگیان و تأثیرات متقابلش چه در آموزش مدرسه‌ای و چه در آموزش دانشگاهی به عنوان مستندی برای انجمن ریاضی ایران و این کنفرانس بماند.
اول از همه اجازه می‌خواهم که به عرض برسانم در سال گذشته تا امسال، ما یکی از عزیزانمان را از دست دادیم، مرحوم دکتر منصور معتمدی، ریاضی‌دانی که به مسائل معلمان هم بسیار علاقه‌مند بودند و در مجلات مختلف توصیفی مخصوصاً مقالات متعددی را می‌نوشتند. مدتی همکار مجله فرهنگ و اندیشه ریاضی بودند و ایشان را ما در چندماه گذشته از دست دادیم، اجازه می‌خواهم که یک فاتحه‌برای شادی روح ایشان خوانده شود.
ببخشید که میز گرد را با این خبر بد شروع کردیم ،ولی ما هنوز خبر بسیار خوب خانم مریم میرزاخانی که افتخاری هم برای زنان و هم برای ایرانیان و هم برای ریاضی‌دانان هست و حاصل یا شناخته شده‌ی پدیده‌هایی است که در ریاضیات ایران به وجود آمده است، این خبر را هم داریم و این مساله را هم باید به همه همکاران تبریک بگویم.
اما اهداف میز گرد:
ما در انجمن ریاضی ایران، مخصوصاً در این دوره جدید تلاشمان بر این است که انشالله اگر بقیه دوستان شورای اجرایی هم قبول بکنند ، یک مقدار در رابطه با ریاضیات مدرسه‌ای که فکر می‌کنیم بسیار موثر است و اگر آن‌جا مغفول بماند، ما در دانشگاه هم نمی‌توانیم کاری انجام بدهیم، حتماً فعالیت‌هایی داشته باشیم و اما چون  قرار است که یک سمیناری را در 29 و 30 ام مهرماه همین امسال (94) در رابطه با چالش‌های علوم ریاضی در ایران در تهران داشته باشیم، به همه مسائل آن امروز نمی‌خواهیم توجه کنیم و تصمیم گرفته شد که فقط در رابطه با اهمیت و نقش معلمان ریاضی به این دلیل که نقش معلمان ریاضی د رآموزش ریاضیات بسیار اهمیت دارد و ایجاد دانشگاه فرهنگیان که هم می‌تواند اگر به خوبی اداره نشود و کیفیت لازم را نداشته باشد، روی کیفیت آموزش تأثیر منفی بگذارد و همین که اصلاً خود وجود آن برای دوره‌های لیسانس دانشگاه‌هاو لیسانس علوم پایه به طور کلی مخرب خواهد بود، چون یک رشته کاری را از فارغ التحصیلان رشته‌های ریاضی گرفته است، از این نظر ما همتمان را روی این مسئله معطوف کردیم. ما دو جلسه هماهنگی برای این میز گرد داشتیم، علاوه بر این دوستانی که این‌جا در خدمتشان هستیم، آقای دکتر کیامنش هم در رابطه با مباحث این میز گرد به ما خیلی کمک کردند. البته در حال حاضر ایران نیستند و به همین خاطر ما فقط با همین دوستان میز گرد را شروع می‌کنیم.
من یک اشاره کوتاهی راجع به تاریخچه این مسئله  در ایران دارم. همیشه در رابطه با تربیت معلم ریاضی به دلیل اهمیت آن بحث‌های متعددی انجام شده است، زمانی که گزارش دومین کنفرانس ریاضی کشور را مطالعه می‌کردم که در سال 1350 در دانشگاه صنعتی شریف برگزار شده بود، در میز گردی که افرادی چون پروفسور فاطمی هم در آن میز گرد شرکت داشتند بسیاری از مسائل و معضلات برنامه ریزی آموزشی و تربیت معلم در آن جا هم مشابه حالا مطرح شده بود، که ما سعی می‌کنیم در گزارش میزگردمان حتماً اشاراتی به آن مسأله داشته باشیم. من بیش‌تر از این وقت دوستان را نمی‌گیرم و از آقای انتظاری، دبیر ریاضی استان یزد و بنیان گزار خانه ریاضیات یزد خواهش می‌کنم که جلسه را ادامه بدهند.

آقای انتظاری:
” زیباترین اصلاح و بازسازی آموزش و پرورش در صورتی که معلم به تعداد کافی و با کیفیت مطلوب در اختیار نباشد با شکست روبرو خواهد شد.“                                                          پیاژه

سلام علیکم، بسم الله الرحمن الرحیم، توجه به تعلیم و تربیت و آداب معلمی از دیر باز در فرهنگ اسلامی و ایرانی جایگاه خاصی داشته است. برای اینکه اهمیت موضوع و دغدغه مردم  و مسؤلین در این رابطه مشخص شود ابتدا به صورت مختصر تاریخچه تربیت معلم در ایران را بیان و سپس منش  معلمی را با رفتارهای معلمان بزرگی همچون پروفسور فاطمی و …  بیان می‌کنم و در پایان کلیاتی برای مراحل انتخاب  معلم به صورت پیشنهادی ارائه  می‌نمایم..
مطالبی که خدمتتان بیان می‌کنم ازنظرات تعدادی از اساتید و معلمان استفاده شده وبه  مطالب  مجلات تعلیم و تربیت، یکان، رشد و برهان استناد نموده‌ام.
تربیت معلم در ایران را می‌توان به 5 دوره تقسیم نمود.

1) تربیت معلم قبل از سال 1297
• تا آغاز دوره مشروطه در ایران دولت مرکزی برای تأسیس مدرسه و تربیت معلم هیچ گونه مسئولیتی برای خود قائل نبود و هر مدرسه متولی مخصوصی داشت که از محل درآمد موقوفات اداره می‌شد و معلم ها از میان طلاب ساعی و با استعداد توسط استادان آن ها برای تدریس انتخاب می شدند و مکتب خانه هایی هم برای فرزندان عامه مردم در محلات وجود داشت.

2) دوره تأسیس دارالفنون ودارالمعلمین و دارالمعلمات و مراکز تربیت معلم از آغاز مشروطیت تا 1312
• پس از تأسیس دارالفنون در سال 1229 هجری شمسی و ایجاد مدارس جدید،  نیاز به معلمینی که با اصول تعلیم و تربیت جدید آشنا باشند به خوبی احساس می‌شد که به دنبال‌آن فعالیت‌های خوبی در این زمینه انجام گرفت.
• اولین اقدام رسمی در زمینه تربیت معلم تصویب قانونی توسط مجلس شورای ملی در  سال 1290 بود که طبق این قانون برای اولین بار مجوز اعزام 30 نفر جهت ادامه تحصیل به خارج از کشور صادر شد.
• در سال 1297 قانون تأسیس «دارالمعلمین مرکزی» (دارالمعلمین و دارالمعلمات) توسط مجلس شورای ملی تصویب شد. از این تاریخ مراکز تربیت معلم زن و مرد به وجود آمد که دولتی و رایگان بود. وظیفه آن تربیت معلم برای مدارس ابتدایی و دوره اول متوسطه بود. (دوره تربیت معلم ابتدایی دو سال نظری و یک سال عملی و تربیت معلم برای دوره اول متوسطه سه سال نظری و یک سال عملی)
• در فروردین سال 1306 اساسنامه «دارالمعلمین اکابر» به تصویب رسید. هدف آن رفع نقایص تدریس معلمان ابتدایی در یک دوره یک ساله بود که شرکت کنندگان در صورت عدم موفقیت در امتحانات آن، از شغل معلمی محروم می شدند.
• در مهرماه 1306 اساسنامه دوره تحصیلات فنی « دارالمعلمین ابتدایی ولایات و ایالات » به تصویب شورای عالی معارف رسید هدف آن تأمین معلم ابتدایی برای شهرهای ایران بود. متقاضیان با مدرک دوره اول متوسطه وارد این مرکز می شدند و در صورت موفقیت، در دوره یک سالة آن گواهی « فارغ التحصیلی معلمی» اعطا می شد.
• در سال 1307 قانون اعزام دانشجو به خارج از کشور برای تحصیل در دانشگاههای معتبر اروپا به تصویب رسید که تا 6 سال هر سال 100 نفر اعزام شوند که می‌بایست 35% از این دانش جویان در رشته تعلیم و تربیت تحصیل کنند و برای معلمی آماده شوند.
• در سال 1307 برای تأمین دبیران مورد نیاز دبیرستان ها، دارالمعلمین مرکزی به دارالمعلمین عالی تبدیل گردید دوره تحصیلات آن 3 سال و ورودی آن دارندگان گواهینامه کامل موسطه رشته های ادبی و علمی بودند که دانشجویان می‌بایست علاوه بر دروس تخصصی رشته تحصیلی خود مواد درسی علوم تربیتی را نیز فراگیرند. این فارغ التحصیلان با رتبه 4 به استخدام در می‌آمدند در صورتی که سایر کارکنان دولت با رتبه 3 استخدام می‌شدند.

3) دوره تصویب قانون تربیت معلم و تأسیس دانش سراهای مقدماتی و عالی و دیگر مراکز تربیت معلم از 1312الی 1357
• در اسفندماه 1312 بنا بر قانون تربیت معلم دولت مکلف شد تا مدت 5 سال، 25 باب دانش سرای مقدماتی در ولایات و یک باب دانش سرای عالی دختران در تهران تأسیس نماید و دانش سرای عالی پسران را نیز تکمیل نماید. دراین قانون مقرر شده بود برای جذب افراد بهتر برای شغل دبیری، به معلمان حق مسکن و تأهل و فوق العاده خارج از مرکز پرداخت شود و حقوق و مزایای دبیران از همه ادارات بیشتر شود.
• در سال 1313 دارالمعلمان عالی به دانش سرای عالی تغییر نام یافت، که بعد از تآسیس دانشگاه تهران به دانشکده ادبیات و دانشکده علوم وابسته شد ولی در سال 1334 دانش سرای عالی از دانشکده ادبیات و علوم مجزا گردید و در سال 1338 قانون استقلال دانش سرای عالی به تصویب رسید.
• در سال 1314 مراکز تأمین مربیان هنر و موسیقی مدارس تأسیس شد.
• در سال 1322 قانون تعلیمات اجباری تصویب شد که به موجب آن دانشجویان دوره های دو ساله کمک آموزگاری از بین فارغ  التحصیلان ششم ابتدایی و دوره یک ساله از بین فارغ التحصیلان سوم متوسطه انتخاب می‌شدند که به دلیل ضعف دارندگان گواهی نامه ششم ابتدایی از سال 1324 شرط اصلی ورود به این دوره  داشتن گواهی نامه سوم متوسطه تعیین شد.
• در سال 1325 اساسنامه کلاس‌های تربیت معلم تصویب شد.
• درسال 1327 اساسنامه دانش سرای تربیت بدنی مصوب شد.
• در سال 1328 اساسنامه دانش سرای کشاورزی به تصویب رسید.
• در سال 1334 اساسنامه دانش سرای عشایری به تصویب رسید.
• در سال 1338 دوره یک ساله تربیت معلم تأسیس شد که به علت شروع به کار سپاهیان دانش به ترتیب در سال های 1341و1347 تربیت معلم یک ساله پسران و دختران منحل گردید.
• در سال 1341 تربیت معلم فنی و حرفه ای به تصویب سورای عالی فرهنگ رسید.
• در سال 1343 دانش سرای عالی صنعتی تأسیس شد.
• در سال 1343 دانش سرای عالی به سازمان تربیت معلم و تحقیقات تربیتی تبدیل شد.
• تأسیس دانش سرای عالی سپاه دانش سال 1343
• تأسیس مرکز تربیت معلم دینی سال 1345
• در سال 1346 مجدداً دانش سرای عالی دایر و مؤسسه تدریس ریاضیات به آن افزوده شد.
• تأسیس مرکز تربیت معلم استثنایی سال 1347.
• تأسیس دانشکده های علوم تربیتی در دانشگاه ها از سال 1347.
• در سال 1348 دانش سرای راهنمایی تحصیلی دایر شد.
• تأسیس مراکز تربیت مربی کودک 1351.
• در سال 1353 دانش سرای عالی به دانشگاه تربیت معلم تغییر نام یافت.
• تا سال 1357 تغییراتی در اساسنامه و رویکردهای مراکز تربیت معلم بوجود آمد.

4) دوره بازنگری در برنامه های تربیت معلم و گسترش این مراکز از 1358 تا 1381
• توقف پذیرش دانشجو برای مراکز تربیت معلم و تربیت دبیر به منظور تجدید نظر در اساسنامه و برنامه های درسی و ساختار آموزش و پرورش.
• در سال 1358 اساسنامه جدید مراکز تربیت معلم با تأیید شهید رجایی به اجرا درآمد.
• تصویب اساسنامه جدیدمراکز دو ساله تربیت معلم در شورای عالی آموزش و پرورش سال 1361
• تأسیس مراکز چهار ساله و دو ساله تربیت معلم از سال 1362.
•  تصویب قانون متعهدین خدمت در آموزش و پرورش مجلس شورای اسلامی سال 1369.
• از سال 1369 آزمون ورودی مراکز تربیت معلم در آزمون ورودی دانشگاه‌ها ادغام شد.
• در سال 1369 مراکز تربیت معلم دو ساله فنی و حرفه‌ای دایر شد.
• ادامه فعالیت دانشگاه تربیت معلم تهران و شهرستان ها.
• در سال 1376 مراکز تربیت معلم تعطیل شد.
• در دانشگاه‌های مختلف به ویژه دانشگاه‌های تربیت معلم، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی و آموزشکده‌های فنی وحرفه‌ای رشته‌های تربیت دبیر وجود داشته که دانشجویان آن با سپردن تعهد خدمت در حین تحصیل از حقوق و مزایای آن استفاده می‌نموده‌اند.
• دانشگاه شهید رجایی که عهده‌دار تربیت دبیر فنی و حرفه‌ای بود در سال 1381به تربیت معلم در رشته های دیگر اقدام نموده است.

5) نگرش جدید در تربیت و تأمین معلمان مورد نیاز از 1381 تا حال
• از سال 1381  مراکز تربیت معلم محدود و برخی تعطیل شدند.
• طبق قانون مصوب سال 1386 :
•  مراکز تربیت معلم دوساله، چهارساله، دانش سراهای تربیت معلم و شبانه روزی تعطیل گردد.
• معلمان مورد نیاز دوره های مختلف تحصیلی آموزش و پرورش از فارغ التحصیلان دانشگاه‌های گوناگون کشور با گذراندن دوره‌های یک ساله یا دو ساله مهارت‌های تعلیم و تربیت تأمین گردند.
• شاغلان در مدارس وزارت آموزش و پرورش به تناسب نیاز در دانشگاه‌ها و مدارس عالی در دوره های کارشناسی و کارشناسی ارشد ادامه تحصیل دهند.
• جذب سرباز معلم و به کارگیری معلمان حق التدریسی.
• بالاخره ایجاد دانشگاه فرهنگیان، ادامه این سیر تاریخی است.

دیدگاه
با بررسی سیر تحول آموزش و تربیت معلم مشاهده می‌کنیم که دست اندر کاران تعلیم و تربیت همواره در فکر جذب نیروهای کارآمد برای آموزش بوده و هستند و در تصویب قوانین توجه به کرامت معلم، تأمین هزینه های معیشتی، به وجود آوردن فرصت های مطالعاتی برای به روز شدن اطلاعات علمی و تربیتی شده است تا معلم بتواند به صورت تمام وقت در خدمت آموزش باشد و با منش و رفتار عالی معلمی بتواند راه و رسم چگونه آموختن و چگونه اندیشیدن و چگونه زیستن را به شاگردان بیاموزد. اما این‌‌که تا چه اندازه این قوانین اجرا شده است جای تامل دارد.
رفتار و منش و سخنان نغز معلم‌های ماندگاری همچون پروفسور هشترودی و فاطمی، دکتر حسابی، شهریاری، مصحفی، بهزاد و…از بیانات خودشان ویا شاگردان‌آن ها

• معلم که درس می‌دهد اگر درسش به ذهن دانش‌آموز ننشیند، زحمتش به هدر رفته است.
• لازم است که ارتباط معلم و شاگرد از حالت رسمی بیرون آمده و جنبه دوستانه داشته باشد زیرا که اگر درس معلم بر اثر شناخت محصلین تنظیم شده باشد نتیجة مؤثرتر خواهد داشت.
• فارغ التحصیلان ایرانی که به دانشگاه‌های خارج از کشور راه می‌یابند در ابتدا به خاطر وسعت معلومات و تسلط بر حل مسئله جلوه می‌کنند اما همین که مرحله تحقیق و گزارش نویسی و اظهار نظر فرا می‌رسد احساس می‌کنند از قافله عقب هستند زیرا در آموزش ما به جنبه ایجاد تعقل در محصل توجهی نمی‌شود.
• باید اذعان کرد که شغل معلمی از مزایای مادی قابل توجهی برخوردار نیست بنابراین اشخاصی به این شغل روی می‌آورند، که یا عشق به معلمی را در سینه دارند یا دستشان از شغل‌های نان و آب دار کوتاه است.
• برای گرایش به شغل معلمی وجود جاذبه‌هایی لازم است. اما نباید به عنوان جاذبه به کسی که تخصص لازم را ندارد اجازه داد به معلمی بپردازد.
• معلم باید از روی علاقه و دلگرمی کار کند. برای دلگرمی معلم تأمین نیازهای مادی و رفاه اجتماعی او لازم است اما کافی نیست. شخصیت معلم باید آن گونه که شایسته مقام اوست محترم باشد.
• کسانی که در سلسله مراتب اداری می‌خواهند کار معلم را ارزیابی کنند باید از نظر مرتبه علمی و تربیتی بالاتر از او باشند.
• چون شاگرد تحت تأثیر افکار و منش معلم قرار می‌گیرد باید معلم به گونه¬ای برخورد کند تا شاگردان او در آینده افراد مفید برای جامعه باشند نمونه بارز چنین معلمی مرحوم پروفسور فاطمی بود که اگر نگوییم صددرصد ولی بالای نود درصد  معلم‌های موفق سالیان گذشته در کلاس های درس این استاد فقید حضور داشته و از محضر ایشان بهره ها برده اند.
• باید معلم برای هر جلسه تدریس طرح درس جدید و به روز داشته باشد چنان که استاد فاطمی خود در یکی از کلاس‌های تمرین دبیری گفته که : من تا کنون 27 بار همین مکانیک استدلالی را که به شما تدریس می‌کنم درس داده ام اما همیشه قبل از شروع کلاس و یا شب قبل همه مطالبی را که می‌خواهم تدریس کنم دوباره مرور می‌کنم و اکثراً متوجه شده ام که باید به بعضی از نکات بیشتر اهمیت دهم و یا از بعضی مطالب صرف نظر کنم و بطور کلی طرح درس جدیدی برای درس باید در نظر داشته باشم.
• معلم در کلاس درس باید زمانی را برای سؤال محصلین پیش بینی کند و به سؤالات آن ها ولو ساده باشد پاسخ دهد.
• هر معلم هر چقدر هم که در درس خود متبحر و به برنامه درسی خود مسلط باشد لازم است که قبلاً مطالب درسی هر جلسه را مرور و یادداشت کند.
• معلم باید برای هر کلاس درس با توجه به محصلین آن، طرح درس مخصوص داشته باشد.
• معلم باید نسبت به کار خود اجتهاد داشته باشد.
• ویژگی عمده برای پی‌گیری این حرفه انسانی، پیش از هر چیز، داشتن عشق و علاقه به آن است.
• استاد فاطمی از جوانی به حرفه معلمی عشق می‌ورزید او در سال 1306 به عنوان رتبه اول به پاریس اعزام گردید و با اینکه می‌توانست هر رشته ای را برگزیند، وارد رشته ریاضی دانشسرای عالی پاریس شد تا معلم شود.
• معلم واقعی انسانی است خود ساخته، بی نیاز، وارسته و بردبار و پایبند اصول اخلاقی، بهترین سرمایه او در زندگی، شاگردان وآثار علمی او هستند.
• در کلاس‌های تمرین دبیری استاد فاطمی دانشجویان در می‌یافتند که معلمی آسان نیست و موفقیت در این حرفه رموز فراوان دارد.
• مغلم باید در کلاس، مفاهیم را به صورت دقیق تدریس نماید و وارد مباحث رو بنایی برای شرکت در آزمون‌هایی مانند کنکور نشود.
• آقای امیری در یک مصاحبه  با آقای پرویز شهریاری :  اگر الان 20 ساله بودید چه شغلی را انتخاب می‌کردید؟ آیا باز هم شغل معلمی را انتخاب می‌کردید؟
  گفتند به چند دلیل بله باز هم این شغل را انتخاب می‌کردم.
اول این‌که تا زنده‌ هستی نتیجه‌ی کارت را می‌بینی مثلا می‌بینی که دانش‌آموزت مهندس شده است یا دکتر و گاه کسی استادی، مهندسی، معلمی، پزشکی در محیطی تو را می‌شناسد و به نزد تو می‌آید و متوجه می‌شوی یکی از شاگردانت است و از این‌که در موفقیت او سهمی داشته‌ای شاد می‌شوی.
دوم این‌که معلم‌ها در 2 نسل زندگی می‌کنند یکی نسل خودشان و دیگری نسل کسانی که به آن‌ها تدریس می‌کنند در نتیجه نه تنها شادتر هستند بلکه کمترین فاصله ارتباطی را با فرزندانشان دارند.
سوم این‌که همیشه در حال یادگیری هستی چه سر کلاس و چه بیرون از کلاس.
مهم‌تر این‌که به تعداد ساعاتی که در روز تدریس می‌کنی دروغ نمی‌گویی .اصلا نمی‌توانی دروغ بگویی. معلمی شغلی است که امکان دروغ گفتن در آن نیست. آری اگر به گذشته برمی‌گشتم دوباره معلم می‌شدم.
• خانم دکتر زهرا گویا در باره پرویز شهریاری می‌گوید:
بارزترین و به یادماندنی ترین وجه «پرویز شهریاری»، معلمی او بود! « معلمی معشوق» شهریاری بود و این عشق را با سخاوت به مخاطبش می‌داد.
من بارها و بارها شاهد شنیدن خاطرات معلمی وی بودم، گاهی بارها یک خاطره را شنیدم و هربار که شنیدم، گریستم (گریه‌ای شیرین) و از آن آموختم. «پرویز شهریاری» در شکل گیری شأن معلمی‌ام نقش برجسته ای داشت. همیشه با لذت و کنجکاوی به حرف هایش گوش دادم و تلاش کردم تا معلمی را از وی بیاموزم. او معلمی توانا، باصلابت، نوآور، عاشق، با پشتکار و اثرگذار بود. مکتب معلمی ریاضی «شهریاری» قابل مطالعه و نظریه پردازی است و جا دارد که گنجینه تجربیات اغلب منحصربه فرد وی در رابطه با تدریس ریاضی مدون شود و از دل آنها، نظریه‌های آموزش ریاضی در حوزه آموزش معلمان ریاضی تدوین شود. «شهریاری» در هر عرصه‌ای که وارد شد، خوش درخشید و آن را توسعه داد و به آن آبرو بخشید، ولی به گمان من، شهریاری معلم ریاضی گوهر نابی بود که بازتولیدش تقریبا ناممکن است.
• استاد بزرگ پرویز شهریاری که خود دانشجوی پروفسور هشترودی بوده است درباره‌ی استاد   می نویسد :
نخستین بار که استاد را شناختم در دانشگاه تهران بود که به عنوان دانشجو در کلاس درس او حاضر شده بودم . وقتی که از کلاس بیرون آمدم ، به واقع دگرگون شده بودم . پس به این ترتیب هم می‌شود درس داد ، پس می‌توان معلم ریاضی بود ولی روح و ذهن دانشجو را چنان افسون کرد که او در برابر شرف انسانی و دانش عام و همه جانبه‌ی استاد ، از طرفی ، خود را کوچک احساس کند و از طرفی دیگر ، پُر از شوق و امید شود . … درس استاد درس انسانیت و درست اندیشیدن بود و آدمی را در دنیایی از شوق و شگفتی فرو می‌برد .
• روزی یکی از دانشجویان دکتر حسابی به نزد ایشان رفته به دکتر عرض کرد که :
شما من را سه ترم در این واحد انداختید . من که نمی‌خواهم موشک هوا کنم . من می‌خواهم در روستایمان معلم شوم . دکتر در جواب فرمودند که : قبول که شما نمی‌خواهید موشک هوا کنید و فقط می‌خواهید معلم شوید ولی شما به من تضمین می‌دهید که هیچکس از شاگردان شما در روستا نمی‌خواهند که موشک هوا کنند.

از مطالب بیان شده نتیجه می‌گیریم که : عشق و علاقه به معلمی و جایگاه والای اجتماعی و کم بودن تنگاهای مالی معلمین،  باعث می‌شده تا معلم از کارش لذت ببرد و هم مشوق دیگران برای گرایش به شغل معلمی باشد. ولی متاسفانه اکنون به دلایل مختلف ما در کلاس‌های درس بطور مستقیم و یا غیر مستقیم به شاگردان می‌فهمانیم که اگر میخواهی زندگی کنی به دنبال این حرفه نرو. اغلب فارغ التحصیلان وقتی از معلمین شاخص خود صحبت می‌کنند.

  ویژگی‌های مشترک زیر را برای آن‌ها بیان می‌کنند:
• شاد و خنده رو
• ساده پوش ولی شیک
• باوقار
• مسلط بر تدریس
• دارای طرح درس مناسب
• مرتب و منظم
• فروتن  و متواضع
• عدم خسته شدن ازپرسش و پاسخ به جای شاگرد
• وادار کردن شاگرد به مطالعه و تحقیق
• برخورد یکسان با شاگردان از منظر جایگاه اجتماعی آنها
• …..

کلیات پیشنهاد برای تربیت معلم

با توجه به اهمیت تربیت معلم و این‌که دانش‌آموز در موقع ورود به تحصیلات عالی به خوبی نمی‌تواند تصمیم بگیرد که معلمی را دوست دارد یانه و آیا می‌توند معلم توانمندی شود یا خیر،  مراحل  زیر را برای تأمین مدرس در هر پایه تحصیلی و هر درس پیشنهاد می‌نمایم.

1) در دوره کارشناسی و در حین تحصیل، دانشجویانی از دانشگاه‌های مختلف از نظر توان علمی شناسایی شوند.
2) با کمک اساتید، دانشجویانی را که علاقه به تدریس دارند را شناسایی شوند.
3) از افرادی که واجد شرایط فوق می‌باشند تعداد مورد نیاز را از طریق آزمون کتبی و شفاهی انتخاب نمود.
4) افراد انتخاب شده درمراکز مخصوص تعلیم و تربیت مانند دانشگاه فرهنگیان در یک دوره دو ساله درس‌های تئوری و عملی و کارورزی را زیر نظر اساتید و مربیان مجرب و خبره فرا بگیرند. و پس از اتمام دوره، به آنها  مدرک کارشناسی ارشد داده شود.
5) به افرادی که پس از گذراندن دوره های فوق، مدرک کارشناسی ارشد را اخذ نموده اند اگر توان و صلاحیت معلمی را دارند گواهی نامه تدریس داده شود.
6) افراد انتخاب شده در بند 3 به صورت موقت استخدام شوند و از این افراد تعهد گرفته شود که استخدام قطعی آن ها منوط به گذراندن دوره های مربوطه و دریافت گواهی نامه تدریس می‌باشد.
7) پس از احراز صلاحیت معلمی، با حقوق و مزایای مکفی به صورت تمام وقت استخدام شوند.
8) در حین خدمت، با گذاشتن دوره های بازآموزی سطح اطلاعات علمی و تربیتی آن ها را بالا برد.
9) همواره عملکرد آن ها مورد ارزیابی قرار گیرد تا در صورت بروز افتی از نظر علمی یا مهارت‌های خاص،  با آموزش‌های لازم  اصلاح گردد.
از این‌که به علت زمان کوتاه سریع صحبت نمودم و از بعضی مطالب تند  گذشتم معذرت خواهی می‌‌کنم.

خانم دکتر غلام آزاد: به نام خدا و با سلام خدمت همه‌ی دوستانی که به این میز گرد تشریف آوردید. من امروز صحبتم را با کارکردهایی که در جوامع مختلف برای مدرسه در نظر گرفته می‌شود، شروع می‌کنم: آموزش مدرسه‌ای به عنوان راهی برای انتقال ارزش‌ها و اخلاقیات جامعه؛ یا مدرسه به عنوان راهکاری برای نیل به جامعه‌ای بهتر از طریق آموزش بیشتر جوانان. همان طور که می‌بینید یکی نگاهی به گذشته دارد و دیگری نگاهی به آینده دارد. ولی در هر دو شکل آن‌چه که قابل تامل است، این می‌باشد که کیفیت آموزشی که دانش‌آموزان در مدرسه دریافت می‌کنند به هوش و ذکاوت، دانش و مهارت‌های حرفه‌ای معلمانشان بستگی دارد. و این به نوبه‌ی خودش بستگی دارد به

• گزینش بهترین متقاضیان برای معلمی
• پیش بینی آموزش‌های پیش از خدمت با کیفیت برای معلمان
• حمایت و پشتیبانی با کیفیت بالا از معلمان تازه کار
و نهایتاً این که معلم هیچ‌گاه رها نشود، یعنی از طریق برنامه‌ریزی برای
• آموزش ضمن خدمت حرفه‌ای مستمر و با کیفیت برای معلمان
ولی در واقعیت، آن‌چه که در کشورهای مختلف از جمله در ایران ملاحظه می‌شود، این است که متقاضیانی که شاید بالاترین کیفیت را ندارند برای معلمی متقاضی می‌شوند، دانش موضوعی و تحقیقاتی  عملاً به عمل تدریس پیوند نمی‌خورد و معلمانی یافت می شوند که برای تضمین بقاء خودشان بیش‌تر نگران مسائل عملی هستند. پرداخت ضعیفی  به معلمان می‌شود، موسسه‌های آموزشی خارج از دسترس مدارس و همین طور مسیرهای مبتنی بر اشتغال که متمایل به کاهش کیفیت و پرستیژ تربیت معلم هست ،بوجود آمده اند.
این مواردی که اشاره کردم از یک مطالعه‌ی تطبیقی که مسائل مرتبط با آموزش معلمان  ده کشور را مورد بررسی قرار داده بود گرفته شده است. همان طور که ملاحظه می‌کنید مسائلی که ما در جامعه‌ی خودمان داریم ، با مسایلی‌که در کشورهای شرقی و غربی مطرح هست، بسیار نزدیک می باشد.
با بررسی اسناد ملاحظه شد که صلاحیت‌های لازم معلمی ریاضی در سطح دبیرستان در کشورهای مختلف اشتراک‌های زیادی دارد. برای بحث امروز من 4 کشور را بررسی کردم که خیلی گذرا اشاره‌ای به آن‌ها داشته باشیم . این کشورها  چین، سنگاپور، انگلیس و آمریکا هستند. دلیل انتخاب کشور چین به دلیل رشد سریعی که در دو سه دهه‌ی گذشته داشته است، کشور سنگاپور به دلیل درخشش عالی که در آموزش‌های بین المللی از لحاظ آموزش ریاضی از خودش نشان داده است. انگلیس به عنوان کشوری که برنامه درسی ملی دارد. آن‌چه که ما هم شروع به ترویج آن در آموزش ریاضی و همه آموزش کشورمان کردیم و آمریکا به عنوان کشوری که آموزش آن استاندارد مدار است.
در چین، همان‌طور که اشاره کردم، اصلاحات اجتماعی و آموزشی درطی سی سال گذشته تأثیر عمیقی بر تربیت معلم در این کشور داشته است و یکی از دلایل عمده آن آموزش اجباری 9 ساله است ،که برای همه کودکان در نظر گرفتند. این آموزش اجباری 9 ساله باعث شد که پیش‌بینی تامین نیروی انسانی لازم برای آموزش به کودکان را بکنند و در نتیجه سرمایه گزاری در تربیت معلم برای مدرنیزه کردن کشور ضروری تشخیص داده شد. در این جدول من سعی کردم که مشخصات را برجسته کنم ،ولی آن‌چه که می‌خواهم بیشتر مورد توجه قرار گیرد ،این هست که کسانی که می‌خواهند معلم ریاضی بشوند علاوه بر دوره‌ی چهارساله‌ای که منجر به لیسانس می‌شود ،یک گواهی تربیت معلم یکساله هم باید بگیرند و باید درس‌هایی در این دوره بگذرانند.
آن‌چه که می‌خواستم روی آن بیشتر تأکید کنم این است که تمام این کشورها یک بخش عمده‌ای از آموزش معلمانشان در مدارس به عنوان کارآموزی اتفاق می‌افتد. کارآموزی که بسیار جدی گرفته می‌شود، با برنامه است و پی گیری دقیق و نظارت دقیقی بر آن اعمال می‌شود. به عنوان نمونه برای کشور چین کارآموزهایی که وارد مدرسه می‌شوند، در دو هفته اول تجربه کاریشان فقط تکالیف را می‌بینند و کار معلمان را مشاهده می‌کنند. بعد از آن به آن‌ها اجازه داده می‌شود که حداقل هشت درس را خودشان تدریس کنند. در کنار آن فعالیت‌های دیگری که معلم کلاس می‌خواهد را به عنوان کمک به آن‌ها انجام می‌دهند. آن چیزی که اهمیت دارد این است که دولت چین همه مدارس را موظف کرده است که در این امر همیاری داشته باشند. یعنی اگر یک موسسه‌ای تشخیص داد که باید این کار ورزی در مدرسه‌ای اجرا شود، باید معلمان، مدیر مدرسه و بخش ریاضی آن مدرسه همکاری جدی داشته باشند. سنجشی که از این فعالیت‌ها صورت می‌گیرد به طور جدی در خود مدرسه انجام می‌شود. یعنی نمره دهی آنها را معلمانی که این کارورزان به داخل کلاس آن‌ها می‌روند، مدیر مدرسه و مسئولان گروه ریاضی آن مدرسه، علاوه بر آن سوپر وایزری که از طرف مرکز تربیت معلم کار را دنبال می‌کند ،در اختیار دارند. این ساختار تربیت معلم به گفته خود آن گزارش دهنده آموزش معلمان چین، نقاط قوت و نقاط ضعفی دارد. که یکی از این نقاط که به نظرم قابل تأمل است، این می‌باشد که کیفیت تدریس و صلاحیت‌های علمی اعضا هیئت علمی در موسسات تربیت معلم از طریق این اصلاحات به طور جامع و فراگیر بهبود پیدا کرده است. یعنی بر دانش معلمانی که می‌خواهند معلمان آینده را تربیت کنند در این جریان خیلی تاکید شده است و این باعث بهبود عمومی شده است. از جمله مشکلاتی که این سیستم دارد که خیلی از کشورها به آن مبتلا هستند ،این هست که تا زمانی که رشته‌هایی مانند حقوق و پزشکی یک شأنیت خاصی دارد بسیاری از دانشجوها علاقه‌مند می‌شوند که به این رشته ها روی ‌آورند و این واقعاً یک مسئله برای تربیت معلم این کشور هست.
در ارتباط با کشور سنگاپور من چند مورد را بیان می‌کنم. موسسه ملی آموزش تنها موسسه آموزشی معلمان در سنگاپور است که در آنجا همه معلمان ابتدایی، متوسطه و مدارس عالی، تحت آموزش‌های پیش از خدمت قرار می‌گیرند. وزارت آموزش و پرورش علاوه بر این‌که شهریه‌ی تحصیلی دانشجوهای تربیت معلم را پرداخت می‌کند، حقوق کامل را هم به آن‌ها می‌دهد و آن‌ها موظف هستند که سه سال برای آموزش و پرورش کار کنند و باز همان‌طور که می‌بینید علاوه بر درجه کارشناسی، یک دوره یک ساله آموزشی باید معلم‌ها ببینند که در آن عمدتاً درس‌های پداگوژی را دارند و باز همان طور که ملاحظه می‌کنید، یک برنامه جدی برای حضور در مدرسه دارند. که در دوره کارشناسی 22 هفته و در آن دوره یک ساله تکمیلی، 10 هفته را باید در مدارس بگذرانند. در هفته اول کارآموزی تدریس، معلمان کارآموز عمدتاً فعالیت‌های معلمان همکارشان را مشاهده می‌کنند. در طول دوره دستیاری تدریس، به معلمان کارآموز فرصتی داده می‌شود که تدریس معلمان همکارشان را مشاهده کنند. در طول دستیاری تدریس، به معلمان کارآموز فرصت داده می‌شود تا به معلمان همکارشان در تهیه طرح درس، تهیه منابع، مدیریت دانش‌آموز و تدریس کمک کنند. تا سه هفته فعالیت‌های آنها به طور دقیق زیر نظر معلمان همکارشان هدایت می‌شود سپس به آنها فرصت تدریس مستقل داده می‌شود.
همه مدارس سنگاپور باید در خدمت این آموزش‌ها باشند. ارزیابی آن‌ها مبتنی بر آن کارهایی است که در مدرسه انجام می‌شود. در پایان دوره کارآموزی مدیر مدرسه و هماهنگ کننده مدرسه ارزیابی پایانی کارآموز را انجام می‌دهند. نمره نهایی کارآموز در جلسه‌ای با نظر همه دست‌اندرکاران تعیین می‌شود. از جمله نقاط قوتی که مطرح می‌شود این است که این مدل مشارکت، نظارت کارآموزی فرصتی به مدرسه داده می‌شود تا نقش بیشتری در تربیت معلم داشته باشند. یعنی در واقع یک ارتباط دو طرفه ایجاد می‌شود که برای همه سودآور است.
در انگلستان 90% کسانی که وارد شغل معلمی می‌شوند، از لیسانس‌های دوره‌های دانشگاهی هستند. به دلیل کمبود زمان از انگلستان بگذریم.
و اما در آمریکا، طبق قانون اساسی، آموزش از جمله مسئولیت‌های هر ایالت است. در نتیجه هر ایالت به طور مستقل یک وزارت آموزش و پرورش دارد ،که اعضا آن در مورد کلیات استانداردهای آموزشی و برنامه درسی، نحوه‌ی سنجش پیشرفت تحصیلی در پایان سال، حتی سن شروع آموزش اجباری، نحوه‌ی فارغ التحصیلی، مجوز تدریس برای معلمان، ارزشیابی معلمان و بودجه تصمیم گیری می‌کند. حتی در ایالات هم این مسئولیت بر عهده نواحی گذاشته می‌شود و در بعضی نواحی حتی این اختیار به مدارس داده می‌شود. یعنی این عدم تمرکز در واقع در اوج خودش در سیستم آموزشی آمریکا دیده می‌شود. این ساختار به نوبه خود  یک مقدار هم نابسامانی شاید در بعضی از قسمت‌ها ایجاد کند ، ولی شورای معلمان ریاضی آمریکا در دهه‌‌ی 80 میلادی سعی کرد از طریق تولید یک سری استاندارد به این وضعیت تا حدی سامان بخشی کند. چون امکان این وجود نداشت که یک برنامه‌ی درسی تهیه شود و در اختیار همه گذاشته شود. در نتیجه استانداردها تلاش کرد تا بتواند یک تصویر روشنی از آن چیزی که باید، ایجاد کند. از جمله مهمترین اسناد و استاندارهای متنوعی که تا به حال شورای معلمان ریاضی امریکا در این راستا تولید کرده‌اندعبارتند از:

 استانداردهای برنامه درسی و ارزشیابی برای ریاضی مدرسه‌ای (1989)
 استانداردهای حرفه‌ای برای تدریس ریاضی (1991)
 استانداردهای ارزیابی برای ریاضی مدرسه‌ای (1995)
 اصول و استانداردهای ریاضی مدرسه‌ای (2000)
 نقطه مرکزی برنامه درسی (2006)
 استدلال دبیرستانی و ملموس‌سازی (2009)  

آن‌چه که من می‌خواهم این‌جا خیلی کوتاه به آن اشاره کنم و از آن مطالبی را آوردم ،استانداردهای ریاضیات برای معلمان دانش‌آموزان 11 تا 18 سال به بالا است. که در سال 2010 این استانداردها تولید شده است و اساس آن 5 گزاره هسته‌ای (اصلی) است که مشخص کننده آن دانش و مهارت‌ها و توانایی‌هایی است که آن معلم‌ها باید داشته باشند.

5 گزاره هسته‌‌ای(اصلی):

1- معلمان نسبت به دانش‌آموزان و یادگیریشان متعهد هستند.
2- معلمان موضوعی را که تدریس می‌کنند و نحوه تدریس آن موضوعات را به دانش‌آموزان می‌دانند.
3- معلمان در قبال مدیریت و پایش یادگیری دانش‌آموزان مسئولیت دارند.
4- معلمان به طور نظام وار درباره‌ی عمل تدریس خود فکر می‌کنند و از تجارب می‌آموزند.
5- معلمان اعضا جوامع یادگیری هستند.

این 5 گزاره در قالب استانداردها ریز می‌شوند. استاندارهای تدریس ریاضی، هر آن‌چه را که یک معلم خبره (Accomplished teacher) باید بداند و قادر به انجام دادن آن باشد را توصیف می‌کند.
در فایل ارائه 10 تا استاندارد مطرح شده است که هر کدام از آن‌ها به تفصیل ارائه شده که من اینجا فقط عنوان آن‌ها را در چند دسته خدمتتان عرض می‌کنم.
 

1- تعهد به یادگیری ریاضی همه دانش‌آموزان
به این معنا که معلم ریاضی خبره فردیت و ارزش هر دانش‌آموز را به رسمیت شناخته و ارزشمند می‌شمارد.
سه استاندارد بعدی درباره دانشی است که یک معلم باید داشته باشد.
2- دانش در حوزه ریاضی
3- دانش نسبت به خود دانش‌آموزان
4- دانش عمل تدریس
سه استاندارد بعدی در ارتباط با عمل تدریس ریاضی است.
5- استاندارد پنجم محیط یادگیری را توصیف می‌کند.
6- استاندارد ششم راه‌های ریاضی وار فکر کردن را مورد تاکید قرار می‌دهد.
7- سنجش
سنجش و ارزیابی به عنوان شیوه‌های متنوعی که در آموزش‌های خود باید آن را ادغام کنند و در واقع بخشی از آموزششان قرار بگیرد.
و سه استاندارد آخر درارتباط با توسعه‌ی صلاحیت‌های معلمان است.
8- تامل و رشد را مورد تاکید قرار می‌دهد.
که معلمان روی عمل آموزشی خودشان بازتاب داشته باشند
9- خانواده‌ها و کانون‌های اجتماعی
این که خانواده‌ها و کانون‌های اجتماعی را چگونه در امر تدریس درگیر کنند.
10- جامعه حرفه‌ای
معلمانی که به طور پیوسته با سایر معلمان و آموزشگران همکاری دارند ،تا برنامه ریاضی مدرسه‌ای را تقویت بکنند.

خیلی ممنون از توجه شما و ببخشید که ارائه مطالب اینقدر با سرعت انجام شد.

آقای دکتر عامری: بسم الله الرحمن الرحیم. بنده هم از برگزاران این همایش ریاضی و همین طور از همه دوستان و عزیزانی که به این میز گرد تشریف آوردند و همچنین آقای دکتر رجالی که واقعاً زحمت زیادی برای برگزاری این میز گرد کشیدند، تشکر می‌کنم. همان‌طور که به هر حال  شاید از میز گردانتظار می رود باید  دو طرفه باشد و مباحثی گفته شود و بحث شود و شاید در ده دقیقه هم ما خیلی نتوانیم حق مطلب را ادا کنیم. فقط به این خاطر هست که یک سری نکاتی که خیلی شاید در رابطه با بحث چالش‌های ریاضی مهم باشد، ما به صورت فهرست وار بگوییم. آقای دکتر رجالی هم به بنده مأموریت داده‌اند که در رابطه با بحث دانشگاه فرهنگیان و تأثیر آن بر برنامه‌های آموزشی ،از جمله ریاضی یک سری نکات خیلی فهرست وار را خدمت شما بگویم. در حوزه آموزش، در حوزه تربیت معلم همه می‌دانیم که یک سابقه بسیار طولانی از بحث دارالمعلمین، دانش‌سراهای مقدماتی، تأسیس دانشگاه تربیت معلم، دانشگاه‎های تربیت معلم، دانشگاه تربیت معلم سبزه وار، دانشگاه تربیت معلم آذربایجان، دانشگاه شهید رجایی، این‎‌ها همه به هر حال طی سالیان متمادی شاید بیش از 8 تا9 دهه شکل گرفته‌اند و در آخر به دانشگاه فرهنگیان رسیدیم. چون بنده هم در آن زمان در جریان تأسیس این دانشگاه بودم، مخالفت‌هایی از جمله در وزارت علوم برای تأسیس این دانشگاه بود. چون دانشگاه‌های قبلی در واقع از مأموریت خودشان فاصله زیادی گرفتند و تنها کاری که نمی‌کردند تربیت معلم بود. که مهم‌ترین آن همان دانشگاه معروف تربیت معلم یا خوارزمی امروزی است. که به هر حال در ادامه به سمت تربیت دانشجو مثل سایر دانشگاه‌ها پیش رفت. با این استدلال وزارت علوم خیلی قبول نداشت که چنین دانشگاهی مجدداً تأسیس شود. به ویژه این‌که در یکی دو سال قبل از آن هم آموزشکده‌های فنی و حرفه‌ای توسط مجلس به وزارت علوم باز گشته بودند، که باز هم وزارت علوم موافق آن نبود و استدلالش هم این بود که اگر آموزش و پرورش می‌تواند در حوزه آموزش عالی فعالیت بکند، چه خوب بود که همان آموزشکده‌ها را حفظ می‌کرد که با هنرستان‌ها ارتباط تنگاتنگی داشتند. به هر حال در سال 1390 دانشگاه فرهنگیان توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی مجوز گرفت و یک سری اهدافی را هم تعیین کردند. که در بخش اهداف می‌بینیم که ماده دو اساس نامه دانشگاه فرهنگیان 5 هدف عمده دارد که از بحث تأمین و تربیت معلمان، مدیران، کارگران و پژوهشگران،  تربیت توانمند سازی نیروهای انسانی آموزش و پرورش، تسهیل فعالیت‌های آموزشی و پرورشی و ایجاد تحول و نوآوری در نظام تربیت معلم کشور، تغییر ، اصلاح وارتقاء روش‌های برنامه‌های آموزشی و پژوهشی تربیت معلم و پنجمین مورد هم زمینه سازی پژوهندگی و تقویت روحیه پژوهشگری بوده است.
خوب این اهداف رااگر ملاحظه کنید ،اهداف بسیار خوبی هستندو یک استدلالی که برای تأسیس دانشگاه فرهنگیان بود، این بود که به هر حال عده‌ای معتقد بودند که دانشگاه‌ها آن طور که باید و شاید وظیفه خودشان را در زمینه تربیت معلمان انجام نمی‌دهند. دانشگاه‌ها فعالیت‌های زیادی را دارند، فعالیت‌های پژوهشی، فعالیت‌های تحصیلات تکمیلی و گروه‌هایی هم فعالیت تربیت دبیر و یا معلم را انجام می‌دهند ،ولی کیفیت و ویژگی‌هایی که باید فارغ التحصیلان آن‌ها داشته باشند را متأسفانه ندارند. بنابراین گفته شد خوب است که یک دانشگاه ویژه با یک سری اهداف بسیار خوب و با یک سری امکانات به وجود بیاید ،که به طور تخصصی این کار را انجام بدهند. خوب تا این‌جا شاید اشکالی وارد نباشد ،اما همان طور که در ادامه می بینیم مثل بسیاری از برنامه‌های ما در واقع برنامه نیست، این‌ها بیشتر یک سری چشم انداز و یک سری اهداف است. به خاطر این مشخص نیست که ما این سری از اهداف را با چه برنامه‌ای و با چه اهدافی و با چه میزان بودجه باید انجام بدهیم. همان طور که در عمل دانشگاه فرهنگیان نشان داد که از زیرساخت‌ها، بودجه‌ها و امکانات لازم برای مأموریت جدید برخوردار نیست. یک نگاه گذرا نشان می‌دهد که حدود 98 الی 100  تا مرکز وابسته به این دانشگاه وجود دارند، که از سال 91 که عملاً شروع کرد تابه حال حدود 70 هزار دانشجو دارند و این دانشجویان چون اغلب شبانه روزی هستند، هزینه‌ای که به خود اختصاص می‌دهند معمولاً بیشتر از دانشجویان معمولی است. ظرفیت پذیرش را هم باز خود آموزش و پرورش بر اساس سندی که داشت پیش‌بینی کرده بود، که سالانه حدود 25 هزار نفر معلم از مقطع ابتدایی تا بالاترین سطح نیاز هست و بنابراین آموزش دانشگاه فرهنگیان باید هرچه زودتر این نیروها را تربیت بکند. همان طور که می‌بینید در سال 91 که اولین سال بود حدود 23 الی 24 هزار نفر دراین دانشگاه پذیرفته شدند. در سال بعد این عدد به 16 هزار نفر کاهش پیدا کرد. در سال 93 به حدود 10 هزار نفر و در سال 94 هم به حدود 5 هزار نفر رسید. فکر می‌کنم در سال 92-93 بود که جلسه‌ای در فرهنگستان علوم بود، در خدمت آقای دکتر عارف و برخی از دوستان هم آن‌جا حضور داشتند که بنده یک گزارشی مبنی بر این که این ظرفیت و این پذیرش دانشجو در این دانشگاه اصلاً متناسب با حداقل‌های استاندارد نیست،  ارائه دادم.  آن موقع هم تابستان بود که خیلی کاری نمی‌شد انجام داد. در کوتاه‌ترین مدت تصمیم گرفته شد که ظرفیت این دانشگاه کاهش پیدا بکند و این عدد 5000  شایداز این‌جا ناشی شده باشد. به هر حال الان 70 هزار نفر حتی اگر با نرم یک به بیست هم که حساب بکنیم به هر حال این چیز زیادی از نظر مدرس، نیروی آموزشی، کادر، امکانات، زیرساخت‌ها، فضاهای آموزشی، کتابخانه‌، دسترسی به اینترنت، بانک‌های اطلاعاتی و از این قبیل موارد را لازم دارد، که در حال حاضر این امکانات وجود ندارند. خود رئیس دانشگاه فرهنگیان هم معتقد است که باید یک مقدار پذیرش دانشجو را با احتیاط بیشتری پیش برد. شیوه‌های پذیرش هم در حال حاضر دو نوع هست که به سه نوع تبدیل شد. یکی دوره‌های پیوسته هست که افراد از دیپلم به صورت شبانه روزی وارد می‌شوند و دو برابر مدت تحصیل تعهد می‌دهند و بعد هم به استخدام آموزش و پرورش در می‌آیند. عده‌ای هم هستند که به شکل ناِپیوسته از کاردانی می‌آیند.
از سال 94-93 هم خوب به هر حال ما همیشه این طوری هستیم .اگر یک مرکز آموزشی از فوق دیپلم شروع بکند باید چند سال بعد وارد دوره‌های دکتری بشود و این مورد هم در دانشگاه فرهنگیان پیش آمد. از سال 94-93 بحث پذیرش دانشجوی ارشد انجام گرفت و الان هم که من پی گیری می‌کردم ،برای سال آینده هم در حدود7 الی 10 رشته باز دانشجوی ارشد جدید گرفته می‌شود. رشته‌ها هم که از دبیری شیمی راهنمایی، مشاوره، زیست شناسی و فیزیک و ریاضی و زبان و ادبیات هستند.
اولین گروه فارغ التحصیلان این دانشگاه هم در سال آینده وارد آموزش و پرورش می‌شوند. بیشتر فکر کنم در مقاطع ابتدایی حدود 10 هزار نفر هستند ،که اولین خروجی‌ها خواهند بود. چه خوب بود قبل از ورود یک گروه تخصصی بحث اعتبار سنجی روی این فارغ التحصیلان انجام می‌داد. خانم دکتر غلام آزاد به برخی از استانداردها اشاره کردند. فقط بحث معلومات نیست. بحث روش‌های یاددهی و یادگیری که امروزه مهم‌ترین عامل در آموزش هست، که به این‌ها هم باید توجه کرد.
چالش‌ها هم زیاد است .من فقط به برخی اشاره می‌کنم. یکی بحث زیرساخت‌ها بود که اشاره شد. کمبود فضا، امکانات، کتابخانه، منابع اطلاعاتی،  نیروی انسانی، کمبود شدید هیئت علمی ویژه، اعضای هیئت علمی هم که جذب می‌شوند باید یک سر و گردن از افراد دیگر بالاتر باشند. ما پیشنهاد دادیم که از فارغ التحصیلان بسیار خوب دانشگاه‌ها در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری هم که الان هم جویای کار هستند می‌توانند در این‌جا استفاده کنند. بحث بعدی شاخص‌ها و استانداردهاست، که هیچ‌گونه شاخص سازی و استاندارد سازی در رابطه با بحث‌های درون داد، فرآیند، برون‌داد و پیامدها هنوز انجام نشده است و عدم تعاملات علمی با دانشگاه‌های کشور، ما دانشگاه‌های 80 ساله، 40 ساله، 30 ساله و غیره داریم ،که در همه استان‌ها هستند و می‌شود از تجارب آن‌ها استفاده کرد. به جای این‌که دانشگاه بخواهد از پایه شروع کند، از همین دانشگاه‌ها بیاید استفاده بکند. منتها با دانشگاه‌ها بیاید در بحث نظارت و آموزشی وارد قرارداد بشود و تعاملات بین المللی هم که لازم هست و مشکلات ساختاری و بودجه و تشکیلات هم هست. وقت من تقریباً تمام است. خلاصه من فکر می‌کنم باید حتماً همه، هم وزارت علوم و هم دانشگاه‌ها در مقابل دانشگاه فرهنگیان مسئولیت داشته باشند. آن بلایی که سر دانشگاه آزاد آمد ،این‌جا پیش نیاید. که آن را طرد کنند و بعد ما مجبور شویم که هم مدرکش را بپذیریم و بسیاری از بحث‌های بعدی آن پیش آید.
چه بهتر است که دانشگاه فرهنگیان را همه کمک بکنند. به ویژه که در این 31 استان حداقل ما 31 دانشگاه جامع داریم که در همه زمینه‌ها مثلاً در بحث ریاضی ما در همه استان‌ها حتی در دوره‌های دکتری هم دانشجو تربیت می‌کنند. چه خوب است حتی در همین یزد مرکز تربیت دانشگاه فرهنگیان یزد ،بیاید در بحث تربیت نیروهایش از دانشگاه یزد استفاده کند.
چندتا پیشنهاد هم هست.

1- کاهش پذیرش دانشجو تا رفع کمبودها و رسیدن به آن توانمندی‌ها و رسیدن به نقطه بلوغ
2- عدم پذیرش دانشجو به ویژه در رشته‌های تحصیلات تکمیلی
(هنوز خروجی‌های این گروه مشخص نیست و ارزیابی نشده است. کیفیت سنجی نشده است و وارد دوره‌های ارشد شده اند!)
3- استخدام اساتید
این مهم‌ترین کمبود هست که به هر حا ل باید انجام بشود و امکانش نیز وجود دارد. به ویژه فارغ التحصیلان بسیار خوبی، رتبه‌های اول و دوم و سوم و چهارم داریم که بیکار هستند.
4- تدوین برنامه‌های کیفی دانشگاه
5- همکاری مستمر با دانشگاه‌های مادر و استفاده از تجارب آن‌ها
6- امکان استخدام فارغ التحصیلان توانمند و واجد شرایط سایر دانشگاه‌ها

آن بحث انحصار در استخدام فکر می‌کنم چیز خوبی نیست. در واقع یک سوپاپ اطمینانی می‌دهد که هرکس وارد این دانشگاه شد ،در آینده معلم و دبیر خواهد شد و همان طور که گفتم با توجه به آن خلأ بین 10 هزار و 25 هزار نفر خوب هست که همان شیوه‌ای که قبلاً بود فارغ التحصیلان خوب را فراخوان بکنند، ارزیابی بکنند و استخدام بکنند و چه خوب است بعداً این دو گروه با هم مقایسه بشوند. آن دانشجوها هم می‌آمدند در طول دوره 6-5 ماهه دروس علوم تربیتی را می‌خواندند و وارد آموزش و پرورش می‌شدند و تا جایی  که من می‌دانم خیلی از دانشجوهای خوب و مستعد هم می‌آمدند.ولی الان این کار ممکن است یک چرخه بسته ایجاد کند. افرادی می‌آیند، وارد می‌شوند و به هر حال این‌ها فردا به عنوان دبیر اگر خدای نکرده کیفیت پایینی داشته باشند. انشالله که به این صورت نیست ،چون ارزیابی نشده است .ولی اگر این‌ها ضعیف باشند دوباره دانش‌آموزهای ضعیف خواهیم داشت و یک چرخه کاملاً معیوبی را رقم خواهند زد. انشالله که به این صورت نباشد.
من تشکر می‌کنم که به عرایض بنده توجه کردید. از آقای دکتر رجالی هم که چند دقیقه به من بیش‌تر وقت دادند تشکر می‌کنم. متشکرم.

آقای دکتر رضایی: من فکر می‌کنم که قبل از این‌که بخواهم ادامه بدهم، با اجازه آقای دکتر خیلی کوتاه صحبت کنم. به این خاطر که این قسمت میزگرد قرار بود که به بررسی مشکلات و چالش‌های پیش رو و چشم اندازی که در این بحث داریم، اختصاص دهیم. واقعیت این هست که بسیاری از کسانی که در این جمع هستند فکر می‌کنم با دغدغه‌هایی که این‌جا مطرح شده آشنایی دارند یا حتی بهتر هست بگویم که لمس می‌کنند. موضوعی که قرار بود صحبت کنیم بحث معضلات موجود و چشم انداز آینده‌ای هست که داخل دانشگاه فرهنگیان یا کلاً به این رویکردی که برای تعلیم و تربیت هست پیش روی ما قرار دارد. خیلی از صحبت‌ها را آقای دکتر عامری به آن‌ها اشاره کردند. بعضی از مباحث در همان سیر تاریخی که در تربیت معلم ایران در حدود 150 سال گذشته بوده اشاره شد و خانم دکتر غلام آزاد در مورد استانداردهایی که در سطح جهانی یا بهتر هست بگویم روندی که در تربیت معلم در سایر کشورها هست توضیح دادند.
اگر بخواهم خلاصه عرض کنم، چند مورد معضل خاصی است که می‌توان روی آن دست گذاشت و شاید آشنا هم باشند. واقعیت این هست که درگیری زودهنگام دانشجو معلمانی که دارند تحصیل می‌کنند یک معضل خیلی خیلی جدی هست. به دلایلی ارتباط من با دانشگاه فرهنگیان از نزدیک بیشتر شده است. هم در فضای دانشجویی و هم در فضای دفتر مرکزی دانشگاه صحبت‌هایی شد و یکی از چیزهایی که به نظر خیلی مهم و چشم‌گیر است، بحث استادان دانشگاه و نحوه و کیفیت تأمین نیروی انسانی هست که دکتر عامری به آن اشاره کردند و موضوعی هست که یک سوال خیلی جدی را پیش می‌آورد که ما الان تقریباً در هر شهری دانشگاه‌هایی داریم که رشته ریاضی دارند، حالا به طور خاص به رشته ریاضی نگاه می‌کنیم. پس چه ضرورتی دارد که دوباره یک مرکزی را به این عنوان تأسیس بکنیم. بالفرض هم که بخواهیم مسیر را در این جهت طی کنیم و بخواهیم که از تجارب دانشگاه‌های دیگر استفاده کنیم و بخواهیم این تجارب را در یک فضای آموزشی دیگری منتقل کنیم. مضاف بر این که من می‌گویم درگیری زود هنگام دانشجو معلمان با مسائل کاری، در برخورد با دانشجوهایی است که در این دانشگاه هستند. دانشجویانش خیلی سریع درگیر بحث‌های معلمی می‌شوند، قبل از این‌که اصلاً معلم باشند. قبل از این‌که اصلاً دانش آموخته باشند، با مسائلی روبه‌رو می‌شوند که به‌عنوان یک معلم باید بدانند چه رویکردی باید داشته باشند. تأکید من در مورد رشته ریاضی به طور خاص است. به‌طور خاص می‌خواهم توجه شما را به تدوین برنامه جلب کنم. چند موردی که در ادامه به آن‌ها می‌رسم. دانشگاه فرهنگیان برای درس‌هایش سه رده درس در نظر گرفته است. درس‌هایی تحت عنوان PK (professional knowledge)، CK(content knowledge) درس‌های دانش محتوایی و PCK (Pedagogical content knowledge)، که این اصطلاحات، اصطلاحات آشنایی در حوزه تربیتی هستند. اگر بخواهیم به ترجمه کلاس درسی و برنامه اشاره بکنیم حدود 50 واحد درسی ریاضی در نظر گرفتند، نزدیک به 70 واحد تربیتی برای این رشته در نظر گرفته‌اند و حدود 30 واحد تعلیم و تربیت در نظر گرفته‌اند. یعنی الان دانشجو رشته ریاضی ما کمی بیش از 50 واحد درس ریاضی می‌گیرد و فارغ‌التحصیل می‌شوند. بد نیست به شما بگویم در این برنامه، برای مثال درسی مانند آنالیز ریاضی یک درس دو واحدی است، یا درس جبر یک درس دو واحدی است. این موارد چیزهایی هستند که می‌توان با جزئیات بیشتر بررسی شود و پیش‌نیازهایی که برای آن طراحی کردند و کارهایی که کردند را ببینیم. اما واقعیت این هست که در برنامه‌ریزی این رشته یک سوال خیلی جدی پیش می‌آید، چرا دوباره باید چرخ را اختراع کنیم؟ بالاخره رشته ریاضی تعریف خودش را دارد و همان‌طور که خانم دکتر غلام‌آزاد هم گفتند فارغ‌التحصیلان رشته ریاضی می‌توانند اگر علاقه‌مند به دوره دبیری هستند به دانشگاه فرهنگیان فرستاده شوند و در یک دوره دو ساله بحث‌های مربوط به واحدهای تربیتی و واحدهای پداگوژی را درتناسب کار خودشان ببینند. این درگیری زود هنگام دانشجو معلمان خیلی آن فضای رقابتی و به چالش کشیدن دانش ریاضی بچه‌ها را کم رنگ می‌کند و از این فضا فاصله می‌گیرند. اگر بخواهد این برنامه اجرا شود، من می‌توانم به‌عنوان چشم اندازی که در آینده ترسیم می‌کند ببینیم که معلمانی داریم که برچسب ریاضی دارند، ولی ریاضی زیادی نمی‌دانند و مسئله‌ای که پیش می‌آورد این هست که ما معلمانی تربیت خواهیم کرد و روحیه پژوهشگری که مورد توجه برنامه‌ریزهای اولیه بوده است در آن‌ها خیلی کمرنگ است.
صرف نظر از رشته معلمی اگر بخواهیم احراز یک پست برای یک فرد را در نظر بگیریم حداقل باید 4 شاخص تقریباً مجزا را در نظر بگیریم. اول آموزشی است که آن فرد در آن رشته دیده است،که می‌تواند همان تحصیلات باشد. دوم دوره‌های حرفه‌ای است که برای آن رشته می‌بیند. در مورد همین دانشگاه فرهنگیان و دوره‌های مرتبط با آن می‌تواند مورد توجه باشد. سوم مهارت‌های خاص هست که باید برای آن کار پیدا کنند. این پارامترها برای رشته معلمی معنی خاص خود را دارد. برای مثال می‌توان آن را در دوره‌های ضمن خدمت دنبال کنیم یا در تعاملی که معلمان در گروه‌های کاری با همدیگر دارند، مانند اتحادیه و انجمن معلمان و غیره، به ارتقای این مهارت‌ها می‌انجامد. نهایتاً توانایی‌های فردی و ویژگی‌هایی که در یک فرد هست. یک نفر سخنران خوبی هست. یک نفر می‌تواند ارتباط اجتماعی قوی در کلاس برقرار کند و بسیاری از ویژگی‌های دیگر که بعضی از این موارد چیزهایی هستند که باید در جریان آموزش و یادگیری یک معلم، در جریان تعلیمی که یک معلم می‌بیند باید یک زمینه‌ای داشته باشد و ارتقا پیدا کند. بعضی از موارد را می‌توان آموزش داد و ارتقا داد. ما الزامی نداریم که تمام دانش‌آموزان 17 ساله، 18 ساله ما از الان تصمیم بگیرند که آیا معلم هستند یا نه. شاید شما کسانی را بشناسید که خیلی علاقه‌مند به معلمی نبودند، ولی بعدها از معلمان بسیار خوب شدند و ممکن است گروه معدودی را هم بشناسیم که با عشق به معلمی شروع کردند، ولی بعداً دیدند که به معلمی علاقه‌مند نیستند. این علاقه بعدها به دلایل مختلف شکل می‌گیرد. تجربه ملموسی است که افراد دارند. در حال حاضر، چنین فرصتی را از افراد می‌گیریم و اجازه نمی‌دهیم که این اتفاق بیفتد. اتفاقی که همین الان در دانشگاه فرهنگیان دارد می‌افتد، حضور طیف وسیعی از رتبه‌های کنکوری در یک کلاس درس هست. من در یکی از واحدهای دانشگاه فرهنگیان رتبه سه رقمی صد و اندی را در کنار رتبه پنج رقمی دیدم. به این خاطر که یکی با توجه به منافع استخدامی و وضعیت معیشتی که تأمین شده است در دانشگاه فرهنگیان ثبت نام می‌کند. اما در فاصله زیادی افراد دیگری این کار را نمی‌کنند. رشته‌های دیگری نظیر مهندسی و غیره رفته‌اند و این لیست تا انتها رفته است تا بالاخره در آن آخرهای لیست کسانی هم بوده‌اند و قبول شده‌اند که این اتفاق خیلی اتفاق ناخوشایندی است. نمی‌دانم تا به حال شما تجربه تدریس در کلاس‌هایی را داشته‌اید که طیف وسیعی از توانایی‌های علمی در کنار همدیگر می‌نشینند. من کنکور را به عنوان شناساندن توانایی‌های علمی نمی‌بینم ولی یک چیزی هست که به نظر می‌رسد، بعد از رتبه بیست هزار، اکثر دانش‌آموزان درس ریاضی را با درصد منفی وارد دانشگاه شده‌اند و این به معنا آن هست که خیلی فاصله بین دو رتبه سه رقمی و پنج رقمی هست، و یک طیف ناهمگون می‌سازد. سوالی که باید همیشه در ذهنمان باشد، این هست که ما در دوره‌ای یک سیستم متمرکز برای جذب در دانشگاه تربیت معلم و در مراکز تربیت معلم داشتیم. این سیستم به دلایل مختلفی کنار گذاشته شد. چه تغییری در بافت جامعه یا بهتر هست بگوییم در رویکردهای جامعه پیش آمده است که دوباره داریم برمی‌گردیم و می‌خواهیم این کار را متمرکز کنیم؟ و سوال حساس‌تر با توجه به صحبت‌های خانم دکتر غلام‌آزاد، این هست که احتمالاً کیفیت تدریس معلمان یعنی در یک استاندارد یا در جایی اندازه‌گیری شده است و حالا می‌خواهد در دانشگاه فرهنگیان پیاده شود. آیا این استاندارد منتشر شده است؟ آیا استاندارد خاصی و یا ویژگی خاصی برای توانایی یک معلم پیش‌بینی شده است؟
فکر می‌کنم دست آخر بد نیست که ارتباطش را با این جلسه در این کنفرانس مطرح کنیم. صحبتی که فکر می‌کنم آقای دکتر رجالی به آن اشاره کردند و حالا من با تاکید می‌گویم این که جامعه ریاضی نسبت به اتفاقی که دارد می‌افتد چندان عکس‌العملی نشان نمی‌دهد. یعنی چندان نگاه نمی‌کند که چه اتفاقی دارد می‌افتد. من می‌گویم جامعه و نمی‌گویم افراد، به هر حال افراد زیادی هستند که سر این موضوع حساس هستند به ویژه آقای دکتر رجالی که این میزگرد را پیش‌بینی و طراحی کردند و دنبال می‌کنند. این عدم‌توجه جامعه ریاضی به معنی سکوت، علامت رضاست، دارد پیش می‌رود. انگار که در سایه رضایت پنهان جامعه ریاضی، این تحول دارد رخ می‌دهد. در حالی که باز هم با صحبت‌هایی که بزرگواران در جلسه مطرح کردند، ما آینده چندان دوری نداریم که دیگر در دانشگاه‌هایی غیر از دانشگاه فرهنگیان دانشجوهای خوب به رشته ریاضی نیایند. چون یکی از دورنماها و چشم اندازهایی که برای خودشان در شغل بعد از فارغ‌التحصیلی می‌دیدند، معلمی بود و این شغل را دیگر نخواهند داشت. اما معلمان ما کسانی خواهند شد که در محیط‌های بسته و جدا از جامعه علمی و محافل علمی تحصیل کرده‌اند و نمی‌شود این افراد را به عنوان کسانی که در تعامل با محیط علمی بودند نگاه کرد. من خیلی بدبینانه دارم نگاه می‌کنم و تا حدی هم به عمد دارم بدبینانه نگاه می‌کنم، به این خاطر که می‌خواهم آن حساسیت‌ها پر رنگ شود.
موضوع متفاوتی نیز هست: دو چشم‌انداز وجود دارد، یکی چشم انداز انحصاری هست که آقای دکتر عامری اشاره کردند ،که چنین چیزی را درنظر نیست و انشالله که این موضوع پررنگ‌تر شود. و دیگری می‌تواند برنامه کارشناسی ریاضی باشد، برنامه مصوبی که قابلیت تغییر دارد انتخاب شود. به عبارت دیگر، این برنامه به اضافه یک دوره دو ساله تخصصی با تمام ملاحظاتی که آموزش و پرورش و استانداردهای معلمی ممکن است لازم داشته باشد. در یک دوره دو ساله تمام معلمان ریاضی، در آینده‌ای نه چندان دور، همگی کارشناس‌های ارشد تدریس ریاضی باشند. یعنی کسانی که با مدرک کارشناسی‌ارشد تدریس ریاضی به استخدام آموزش و پرورش در آیند. در دوره تدریس ریاضی قرار نیست کسی پایان‌نامه بنویسد. رشته‌ آن‌ها رشته آموزش محور هست و پژوهشی نیست و کارشان پژوهشی نیست بلکه آموزشی هست. البته شاید خیلی از معضلات و مسائل معیشتی و آن چیزی که از آن به‌عنوان کرامت معلمی نام برده می‌شود، ممکن است در چنین برنامه‌ای بهتر حفظ شود و در عین حال ارتباط‌های علمی حفظ شود و انشالله ارتقای مهارت‌ها در لابلای این بحث باشد. فکر می‌کنم بعد از گفتگویی که آقای دکتر رجالی هدایت می‌کنند، اگر فرصت باشد می‌توانیم روی تک تک این نکات وارد بشویم و بحث دقیق‌تری انجام دهیم. در خدمتتان هستم.
آقای دکتر  رجالی: خیلی متشکرم، ما 20 دقیقه بیش‌تر از زمان برنامه ریزی شده صحبت کردیم .اما چون من دیدم تعداد جمعیت هم کم است، خودمان را هم جزء جمعیت آوردیم و آن وقتی که گرفتیم از وقت جمعیت بود. لطفاً سوالات خود را مطرح کنید. ما در خدمت شما هستیم.
یکی از حاضرین: بسم الله الرحمن الرحیم. ضمن عرض سلام و خوش آمد گویی خدمت تمام معلمان عزیز و حضار محترم. من سوالی که داشتم آقای دکتر در رابطه با چالش‌هایی است که در استان یزد در رابطه با ریاضی به وجود آمده است. استان یزد در این چند سال گذشته در کنکور رتبه‌های خیلی خوبی را آورده است. امسال 4 تا رتبه تک رقمی داشته است. دو سال قبل 4 رتبه تک رقمی در رشته علوم تجربی داشته است. ولی علی رغم این موضوع وقتی که بررسی می‌کنیم، تجزیه و تحلیل می‌کنیم می‌بینیم دانشجویی که رشته الکترونیک دانشگاه یزد یا دانشگاه‌های خوب قبول می‌شود و از بچه‌های یزد هست درصد ریاضی بالایی در کنکور نزده است. ببینید باید به این موضوع پرداخته شود. چرا باید چنین اتفاقی بیفتد. ببینید آمار که می‌گیریم  زمانی که موارد تجزیه و تحلیل شده است، ما می‌بینیم حداکثر 20% الی 25% و نهایتاً 30% ریاضی زده اند. چرا باید به این صورت باشد؟ در صورتی که در سال‌های گذشته مثلاً ریاضی 70  الی 85%  ممکن بود به خودش اختصاص بدهد. نقش خانه ریاضیات در کلیه استان‌ها چی هست؟، چگونه می‌تواند فعالیت بکند؟، کجا نقش آن‌ها مشخص می‌شود؟، انجمن ریاضی نسبت به این موضوع باید توجه خاطر داشته باشد یا نباید داشته باشد؟ فقط به مسائل تحصیلات تکمیلی، مسایل پژوهشی و مسائل غیره پرداخته نشود. در سال‌های گذشته که انجمن ریاضی نسبت به وضعیت معلمان و غیره توجه می‌کرد ،چرا الان توجهی ندارد؟ این‌ها مسائلی هست که شاید به جامعه ریاضی ایران از جمله استان یزد کمک اندکی بتواند بکند. خیلی ممنونم.
یکی از حاضرین: سلام علیکم. خسته نباشید. در مورد مطالبی که آقای دکتر در مورد دانشگاه فرهنگیان فرمودند. اولاً من خدمت شما عرض کنم که من خودم دانش‌آموخته‌ی یکی از دانشگاه‌های بسیار قوی، دانشگاه تربیت معلم هستم. اساتید من آقای دکتر اسماعیل بابلیان که من با ایشان درس آنالیز عددی گرفته بودم و آقای دکتر قاسمی در این همایش حضور دارند. دانشگاه بسیار خوبی بود. معلمانی که از دانشگاه تربیت معلم تربیت می‌شدند واقعاً خوب بودند و حرف برای گفتن داشتند. بازار دستمان بود. خود دانشگاه تربیت معلم چندین سال جنگید تا اسم تربیت معلم را از روی دانشگاه بردارد و اسم خوارزمی را  روی دانشگاه بگذارد. که این کار خوب یا بدی بود را من نمی‌دانم. در مورد دانشگاه فرهنگیان هم دقیقاً آن چارت کاری که در دانشگاه تربیت معلم سابق بود در آن جا اجرا می‌کنند. من با این دانشگاه کار می‌کنم. البته از این‌که شما می‌فرمایید آنالیز دو واحد است به هیچ وجه به این صورت نیست. آنالیز چهار واحدی می‌گذرانند. ترم قبل آنالیز یک و آنالیز دو چهار واحد بود. 146 واحد درس می‌گذرانند. دقیقاً ساختار دانشگاه تربیت معلم سابق را با تمام اصولی که هست ،دارند اجرا می‌کنند. البته در مورد تدریس که شما می‌فرمایید بله واقعاً حیف است .ما اساتید به این خوبی و دانشمند در ایران داشته باشیم و دانشجویان رشته ریاضی ما از آن‌ها بهره نبرند. از این بابت بله واقعاً ضعف دارد. در مورد استاندارد معلمی که شما می‌فرمایید استانداردهای معلمی را مگر دانشگاه‌های دیگر رعایت می‌کردند. که الان بگوییم که دانشگاه فرهنگیان استانداردها را رعایت نمی‌کند. غیر از دانشگاه تربیت معلم که بر اساس یک سری اصولی کار می‌کرد ،بقیه دانشگاه‌های ما واقعاً استانداردهای معلمی را رعایت نمی‌کردند. یعنی دانش‌آموخته‌ای که از دانشگاه شریف بیرون می‌آید معلم خوبی نمی‌شود ،ولی ریاضی‌دان خوبی می شود. خدا دکتر فرزانه را بیامرزد. من یادم می‌آید ما را پای تابلو می‌بردند وبه ما نوشتن یاد می‌دادند. می‌گفتند شما طریقه نوشتن ریاضی باید یاد بگیرید. واقعاً در دانشگاه‌های دیگر چنین اتفاقی نمی‌افتد. ولی خوب من تایید نمی‌کنم که دانشگاه فرهنگیان دانشگاه بسیار قوی هست. اما زیر رتبه 5 هزار پذیرش انجام می‌شود. یعنی رتبه بالای 5 هزار ورودش به دانشگاه فرهنگیان امکان پذیر نیست. خوب ما اگر انجمن ریاضی در این مورد حساس شده است ،ما واقعاً خوشحال هستیم. چرا د رمورد تدریس ریاضی این قدر حساس نیستند. واقعاً بازار تدریس در دست کیست؟ واقعاً آدم شرمند می‌شود در تلویزیون یک سری مطالبی درس داده می‌شود که گفته می‌شود ،این مطلب مربوط به دانش‌آموزان خاص هست. این مطلب برای اساتید خاص هست. یک دانش‌آموخته‌ی شیمی چرا باید تدریس کنکور در تلویزیون انجام بدهد. این‌جا چرا انجمن ریاضی وارد نمی‌شود؟ اگر از 85% تست ریاضی الان روی 45% می‌آید ،به این خاطر هست که کتاب‌های ما وضعیت بدی دارد. چرا اساتید ما آقای دکتر بیژن زاده، آقای دکتر اسماعیل بابلیان که در نوشتن کتاب‌ها دخالت داشتند ،چرا الان نیستند؟ آقای دکتر رجالی شما چرا الان در گروه علمی آموزش و پرورش تشریف ندارید؟ چرا انجمن ریاضی در این کار دخالت نمی‌کند؟ من با دانش‌آموز و دانشجو درگیر هستم و در هر دو بخش تدریس می‌کنم. الان قدرت توانایی دانش‌آموزان ما بسیار پایین آمده است. یعنی یک دانش‌آموز که الان وارد دانشگاه می‌شود ،نمی‌تواند ده خط ریاضی را پشت سر هم بنویسد و این قدرت را کتاب‌های درسی ما به دانش‌آموز نداده است. آقای دکتر شما کتابی را که برای دیفرانسیل تالیف کرده بودید ،چرا باید چندین بار عوض شود و تغییراتی در آن ایجاد شود که به طور مثال شما مبحث دنباله را در کتاب دیفرانسیل بخوانید ،آیا آن را به عنوان یک فصل کتاب به عنوان فصل دنباله قبول می‌کنید؟ با این مطالب به هم ریخته که در آن هست. نه مسائل افقی و نه مسائل عمودی در آن رعایت نشده است. من فکر می‌کنم انجمن ریاضی دراین قسمت با آقای دکتر ممقانی هم صحبت می‌کردم خدمتشان عرض کردم گفتم آقای دکتر بیایید از پایه به این موضوع بپردازید. خیلی متشکرم.
آقای دکتر قاسمی: بسم الله الرحمن الرحیم. من اول درارتباط با دلایل تغییر نام دانشگاه تربیت معلم که همکار عزیزمان مطالبی فرمودند خدمتتان عرض کنم. از 15 سال قبل دانشگاه تربیت معلم یک نام بی‌مسمی شده بود و وزارت آموزش و پرورش با تأسیس دانشگاه شهید رجایی و تقویت مراکز تربیت معلم دیگر نیازی به دوره‌های دبیری دانشگاه تربیت معلم نداشت. یکی پس از دیگری رشته‌های دبیری ما تعطیل شد و آخرین رشته که ریاضی بود هر سه چهار سال یک بار به ما می‌گفتند 50 تا دانشجو دبیری پذیرش داشته باشید و بعد دو مرتبه قطع می‌شد ،یک دوره می‌پذیرفتیم. شما می‌دانید که عدم تداوم دوره چه مشکلاتی را برای دانشکده ایجاد می‌کند. به هر حال در نهایت به این دلیل بود که ما طی جلسات متعدد که با مسئولین نظام داشتیم، با آن‌هایی که در هر حال دست اندر کار در شورای عالی و وزارت علوم و وزارت آموزش و پرورش بودند، به این نتیجه رسیدیم که به سمت تغییر نام برویم. چرا که به نام تربیت معلم متاسفانه دانشجویان خوبی وارد دانشگاه ما نمی‌شدند و فکر می‌کردند که ما هم یکی از همان مراکز تربیت معلم وابسته به وزارت آموزش و پرورش هستیم. چون متاسفانه یک مرکز تربیت معلم هم در خیابان شهید مفتح تهران بود که خیلی از افراد دانشگاه تربیت معلم را با آن مرکز تربیت معلم اشتباه می‌گرفتند. به هر حال نتیجه این رفتار و این عملکرد مسئولان آموزشی کشور باعث شد که دانشگاه با سابقه‌ای که از ابتدای تأسیسش رسالت تربیت معلم و تربیت دبیر را بر عهده داشت ،در نهایت به این نتیجه برسد که نام تغییر پیدا کند. خواست خود ما نبود. چندین بار با برخی از مسئولین صحبت داشتیم. صراحتاً به من و آقای دکتر متقالچی که پیششان رفته بودیم می‌گفتند تعجب می‌کنیم شما چرا اینقدر اصرار دارید که اسم این دانشگاه عوض شود. آخر می‌دانید که تربیت معلم چقدر در کشور مهم است. چه رسالت مهمی دارد. شما چرا به این رسالت مهم توجه نمی‌کنید؟ و ما هم جوابمان این بود که مسلم است که ما می‌خواهیم تربیت معلم بمانیم ولی ما که معلم تربیت نمی‌کنیم. 15 سال است که آموزش و پرورش دیگر فارغ التحصیلان ما را هیچ تعهدی د رقبال استخدامشان ندارد و حتی وقتی ما می‌گوییم ما برنامه دبیری ارائه می‌کنیم ،در جواب می‌گوید ما هیچ تعهدی برای استخدام نداریم. اما از آن طرف با فارغ التحصیلان شهید رجایی و مراکز تربیت معلمشان قرار داد می‌بندند. از روز اول این افراد مستخدم وزارت آموزش و پرورش می‌شوند و تحصیلشان را با انگیزه خوبی شروع می‌کنند. در هر حال به این دلایل بود و ما از این بابت راضی نیستیم و ما را مجبور کردند که تغییر نام را تقاضا بکنیم و پشتیبان آن باشیم. من تصورم بر این بود که در این جلسه یک مقدار چالش‌های آموزش ریاضی مدرسه‌ای هم بحث می‌شود، در گزارشاتی که بعضی از همکاران دادند، البته گزارش چالش دانشگاه فرهنگیان هم مطرح شد ،ولی در حقیقت این چالش‌هایی که ما در آموزش ریاضیات مدرسه‌ای داریم انتظار داشتم که بحث شود و من چند مورد از آن را الان ذکر می‌کنم.
آقای دکتر رجالی: آقای دکتر اجازه می دهید، چالش‌های ریاضیات مدرسه آنقدر فراوان هست که باید 100 تا میز گرد برای بیان آن ها برگزار کنیم. شما خودتان برای آن سمینار (سمینار علوم ریاضی و چالش‌ها) تشریف دارید. من فکر می‌کنم که ما آمدیم باریک فقط مسأله تربیت معلم را الان در این میز گرد مطرح کردیم. اگر بخواهیم همه مسائل را مطرح بکنیم فکر نمی‌کنم در عرض دو ساعت بتوان به جمع بندی رسید.

آقای دکتر قاسمی: مقصود شما این هست که ما در این میز گرد ،فقط به مسأله تربیت معلم می‌پردازیم.

آقای دکتر رجالی: در این‌جا فقط مسأله تربیت معلم ریاضی بود که باید بحث می‌شد.

آقای دکتر قاسمی: به هر حال در رابطه با تربیت معلم ریاضی به نظر من تصویب دانشگاه فرهنگیان بسیار کار خطایی بوده است. در آینده آثار سوء این کار ظاهر خواهد شد. نه به نفع آیندگان خواهد بود و نه به نفع خود مسئولان آموزش و پرورش است. این کار چالش‌های زیادی را برایشان بوجود می‌آورد. در حال حاضر به خاطر مساله شغل یابی عده زیادی با رتبه‌های خوب جذب دانشگاه‌های فرهنگیان می‌شوند، دانشگاه فرهنگیان توان آموزش خوب این دانشجویان ورودی را ندارد و بعد از مدتی سرخوردگی برای دانشجویان بوجود می‌آید. کما این‌که با یکی از نمایندگان مجلس من صحبتی داشتم و نگرانی خودم را از دانشگاه فرهنگیان مطرح کردم ،در جواب گفتند که شما از آن بعد نگران هستید و من از بعد دیگری نگران هستم. من از این بعد نگران هستم که رتبه‌های خوب به دانشگاه فرهنگیان می‌روند ،در حالی‌که دانشگاه فرهنگیان توان آموزش خوب این افراد را ندارد و این هست که برای ما در آینده بیشتر چالش ایجاد می‌کند. به هر حال این مساله به اصطلاح معلمان تستی تربیت کردن خودش یک چالش است. الان بسیاری از معلمانی که دارند تربیت می‌شوند ،چون احساس نیازی به مفهومی کار کردن  نمی‌کند ،لذا خودش هم به سمت معلم تستی شدن، معلم کنکوری شدن، معلمی که شگرد حل مساله را به صورت تستی یاد می‌دهد رفته است و این‌ها هم چالش‌های تربیت معلم ریاضی هست که بایستی به بحث گذاشته شود. تبلیغات سوء تلویزیونی دارد داوطلبان ریاضی ما را به چه سمت و سویی سوق می‌دهد. دانشجوی ما می‌گوید که من از دبیرستان که آمدم تصور نمی‌کردم که رشته ریاضی اثبات هم دارد. حالا ما وارد دانشگاه شده‌ایم و شما از ما اثبات می‌خواهید. خوب معلمان ریاضی ما چگونه این دانش‌آموزان را تربیت کرده‌اند؟ که این چنین تصوری در ذهن دانشجوی ما ایجاد شده است. این موارد چالش‌های تربیت معلم ریاضی است که بایستی به این موارد هم توجه شود. البته در این زمینه‌ها حرف و حدیث زیاد هست و من بیشتر از این مزاحمتان نمی‌شوم.
آقای دکتر رجالی: من دلم می‌خواهد از دانشجویانی که در جلسه تشریف دارند نظراتشان را بگویند چون
وجود دانشگاه فرهنگیان، تاثیری روی رشته‌های ریاضی می‌گذارد و یک زمینه استخدامی و شغلی دانشجویان را هم تحت الشعاع قرار داده است. من دوست دارم که از محضر دانشجویان هم استفاده کنیم.
یکی از حاضرین: بسم الله الرحمن الرحیم. لازم می‌دانم که به سهم خودم که جزئ یکی از برگزار کنندگان بودم ،از زحمات آقای دکتر رجالی و دقتی که داشتند و در حقیقت به من یاد دادند که چگونه می‌شود بعضی از کارها را پی گیری کرد و مدیریت داشت. واقعاً از زحمات ایشان لذت بردم. یک فیلسوف روس هست که جمله‌ای دارد که می‌گوید شما با خواندن کتاب‌های یک دانشمند نمی‌توانید به علم آن دانشمند پی ببرید. باید با او همراه شوید و درست عین آن کاری که انجام می‌دهد را شما هم انجام دهید. در بین علمای حوزه‌های علمیه این مطلب را نعل به نعل به دنبال استاد رفتن تعبیر می‌کنند. خوب در جایی که شما یک استاد خوب نداشته باشید، چطور می‌توانید دانشجو و محصل خوب تربیت بکنید؟ وقتی کسی مانند آقای دکتر دواز در دانشگاه یزد هستند، کسی که زیر دست ایشان تربیت می‌شود بهتر می‌تواند ریاضیات را درک بکند ،یا کسی که فرض بکنید کسی مانند من که تازه فارغ التحصیل شده باشم؟ شاید گفتن این کلمه بار سنگینی داشته باشدکه چه کسی صلاحیت تربیت معلم را دارد؟ باید به این سوال جواب بدهیم. خیلی ممنونم.
یکی از حاضرین: سلام. سوالی که من دارم در ادامه صحبت‌های آقای دکتر قاسمی است که چرا رویکرد آموزش و پرورش با تربیت معلم متفاوت است؟  چند نمونه از آن را من می‌گویم. آقای دکتر رضایی گفتند که تربیت معلم تربیت کردن نیرو برای تدریس است .ولی از آن طرف آموزش و پرورش هیچ علاقه‌ای برای استخدام نیروی تدریس ندارد و رویکردش به سمت غیر دولتی کردن مدارس است و حالا دلایل خاصی هم دارد. به دلیل کمبود بودجه از ابتدایی و متوسطه یک و دو مدارس را غیر دولتی می‌کند. چون بودجه‌ای که بخواهد برای مدارس غیر دولتی در نظر بگیرد ،شاید یک دهم بودجه ‌ای است که برای نیروها و ساختارهای نرم افزاری و سخت افزاری آن نیاز باشد. نکته دوم این‌که چرا انجمن ریاضی و آموزش و پرورش و تربیت معلم در تالیف کتب درسی دانش‌آموزان نا هماهنگی دارند؟ نکته‌ای که هست یکی از مطالبی که جدیداً اضافه شده است و همه شما هم مشاهده کردید درس احتمال به کتب ابتدایی است. تدریس احتمال و ترکیبیات که تز دکترای آقای دکتر مانی رضایی هم در همین زمینه هست، خوب یک مبحث سختی است و در دانشگاه‌های خارج از کشور کسانی که در دوره آموزش ریاضی دوره می‌بینند ،در همین رشته بعضی افراد تدریس می‌کنند و درحد دبیرستان و پیش دانشگاهی هم معلمان در درس آمار و احتمال و ترکیبیات مشکل دارند. می‌خواهم بدانم چه رویکردی داشتند برای تربیت معلم ابتدایی که بتواند این مفاهیم را به دانش‌آموزان از ابتدا درست آموزش بدهد. نکته دیگری که مربوط به تالیف کتب درسی هست این هست که چرا یک ناهماهنگی بین آموزش و پرورش و دفتر تالیف بوده است و در چند سالی قبل از این‌که نظام به نظام آموزشی 6، 3، 3 تبدیل شود، داشتند کتب درسی را تغییر می‌دانند و در ادامه آن اول دبیرستان، دوم دبیرستان، حسابان و کتاب دیفرانسیل را تغییر دادند و در نظر داشتند کتاب هندسه را به هندسه یک و هندسه دو و هندسه سه و کتاب جبر و احتمال و آمار و احتمال مدل سازی را به آمار و احتمال 1 و 2 تغییر بدهند. این کار نشد و در بین کار یک هزینه زیادی هم سرمایه گذاری شد و در بین کار نظام به 6، 3، 3 تبدیل شد و خیلی از کتاب‌هایی که پیش نیازش بود فراهم نبود و تغییر پیدا نکرد ،از جمله درس هندسه تحلیلی که قسمتی از مباحث پیش نیازش در ریاضی یک مانند فاصله یک نقطه از خط، حذف شده بود، ولی هندسه تحلیلی تغییر پیدا نکرد. ببخشید سرتان را درد آوردم. خیلی ممنون.
یکی از حاضرین: به نام خدا. از آقای دکتر رجالی و همکاران محترم تشکر می‌کنم. من لیسانس همین جا بودم. دبیر هم بودم. افتخار هم می‌کنم که معلم بودم. ولی شاید پشیمان هستم که دانشگاه آمدم. این را بیشتر خدمت معلمان عزیز عرض می‌کنم و دلیل آن را بعداً می‌گویم. اول این‌که ما چرا اینقدر تغییر داریم؟ واقعاً ما در این مملکتمان خیلی تغییر داریم؟ چرا مرتب کتاب عوض می‌کنیم؟ چرا مرتب سیستم آموزشی را عوض می‌کنیم؟ دانشجوی این جا که بودم جنگ ریاضی دانشجویی دانشگاه تهران چاپ می‌شد البته من شماره‌های قبلش را می‌خواندم ،چون فکر می‌کنم تا سال 1372 چاپ شد که من ورودی همان سال بودم. یادم هست که یک کارنامه معلمان ریاضی را به عنوان یک مقاله چاپ کرده بود. اگر اشتباه نکنم یکی از آن معلمان مرحوم پرویز شهریاری هستند. نمراتی که ایشان گرفته بودند من دقیق نمی دانم ولی مثلاً مکانیک تحلیلی 3/10، استاتیک فرض کنید  1/11، یک درس افتاده داشتند و بقیه افراد هم به همین منوال بودند. بعد ببینید که این افراد چه معلمانی شدند. حالا بنده آنالیز 20 و بقیه دورس هم با نمره خوب ولی بی ‌سواد هستم. این مسئله خیلی دردآور است. من واقعاً نگران هستم. واقعاً نگران سطح سواد معلمان هستم. من خواهش می‌کنم از آقای دکتر رجالی که بیشتر روی این مسئله ریز شوند. من فکر نمی‌کنم در ایران حتی دانشجویان دانشگاه آزادش به خارج از کشور بروند، به عنوان نخبه به آن‌ها نگاه شود. در10 سال آینده من مطمئن هستم. ما الان فارغ التحصیلان دهه 70 و دهه 80 دانشگاه آزادمان فرض کنید اروپا هم که می‌رفتند می‌گفتند از نظر ریاضیات قوی هستند. ولی مطمئن باشید با این معلمانی که عاشق نیستند، ما دیگر چنین دانش‌آموزانی نداریم. من ساعت قبل هم عرض کردم مثلاً از دبیران یزد دعوت کردیم که بیایند و در خدمتشان باشیم ،اما استقبال نشد. چون ریاضی را دوست ندارند. ما باید به نحوی بهترین‌ها را وارد ریاضیات بکنیم. معلمان فکر می‌کنند درآمد معلم از استاد دانشگاه کمتر است. خدا می‌داند من درسال 1380 که معلم بودم ،از الان که در دانشگاه مشغول هستم درآمد بهتری داشتم. من اگر همین مقدار انرژی را که الان دارم صرف می‌کنم ،در آموزش و پرورش می‌گذاشتم درآمد بیشتری داشتم. اینقدر مادی نگر نباشیم. من واقعاً نگران هستم که از معلمی هیچ عشقی نمانده است. پیرو صحبت‌های دوست عزیزم که ظاهراً در دانشگاه فرهنگیان هم تدریس می‌کنند. پارسال در دانشگاه فرهنگیان یزد با من مرتب تماس می‌گرفتند که آقای علیخانی خواهشاً اگر امکان دارد یکی از درس‌های ما را قبول کنید. من در جواب می‌گفتم که ما نیروی بیکار زیاد داریم بنده برای چی بیایم؟ من به زور رفتم. از مدیر کل و افرادی که من را می‌شناختند ما را مجبور کردند و من رفتم. من رفتم و دیدم به به چه دانشجویان خوبی هستند. زمانی که با دانشجویان صمیمی شدم متوجه شدم که همه احساس پشیمانی می‌کنند ،که چرا به دانشگاه فرهنگیان آمده‌اند. مطمئن باشید اگر اساتیدی که الان در دانشگاه فرهنگیان دارند تدریس می‌کنند با همین سطح سواد بمانند باز هم بچه‌های ضعیف به دانشگاه فرهنگیان می‌آیند. من به این موضوع مطئمن هستم. مثلاً دانشجویان جزوه درس ریاضی دو نشان دادند که مثال اشتباه حل کرده است. من فکر می‌کنم اگر بشود سیستم دبیری ریاضی همان سیستم دهه 60 و 70 بشود. من خیلی دارم صحبت می‌کنم. عذر خواهی می‌کنم. ارتباط معلم و استاد هم کم شده است و من به این خاطر هم نگران هستم. مثلاً من اصفهان را همیشه سر کلاس مثال می‌زنم. به دانشگاه صنعتی اصفهان نگاه کنید که چقدر اساتیدش با خانه ریاضیات اصفهان ارتباط دارند. با معلمان چقدر ارتباط دارند. بیایید خانه ریاضیات یزد هم مانند خانه ریاضیات اصفهان بشود. درهمه جا ارتباط بین استاد و معلم بسیار مهم است. من خیلی صحبت کردم. عذر خواهی می‌کنم.

آقای دکتر رجالی: از همکاران آموزش و پرورش اگر فردی صحبتی دارد بفرمایید.

یکی از حاضرین: بسم الله الرحمن الرحیم. یکی از مواردی که آقا گفتند که دبیران نیامدند، من به شخصه اگر عضو گروه انجمن پیامکی دبیران آموزش و پرورش نبودم ،خبردار نمی‌شدم که چنین انجمنی هست و چنین همایشی هست. درصورتی که اگر من می‌دانستم چنین همایشی هست .حتی من مقاله هم می‌دادم و فعالیت می‌کردم. واقعاً هیچ کدام از همکاران خبر نداشتند ،مگر این‌که عضو انجمن پیامکی بودند. حتی الان سرگروه استان اینجا هستند و خودشان می‌گویند یک دعوتنامه فقط برای ایشان آمده است که از ساعت 18 تا 20 است. پس نباید بگویید که دبیر ریاضی علاقه ندارد. من معلم ریاضی که 20 سال است کار می‌کنم با تمام علاقه‌ام دارم این کار را انجام می‌دهم. اگر استان یزد دارد اول می‌شود، مطمئناً من دارم تلاش می‌کنم و اگر هم چیزی الان بلد هستم از مواردی هستند که در دانشگاه یاد گرفتم به کارم نمی‌آید و آن چیزی که در دبیرستان یاد گرفتم را دارم یاد دانش‌آموزان می‌دهم و حتماً هم این کار را انجام می‌دهم. این هنر معلمی من هست که بتوانم دانش‌آموز تربیت بکنم.

آقای دکتر صلواتی: به نام خدا. با سلام و کسب اجازه از اساتید و بزرگان ،من اول این نکته را بگویم که من نه خیلی صلاحیتی به عنوان یک شخص ریاضی خوانده دارم و نه خیلی تجربه و صلاحیت درمورد نظر دادن درمورد مسائل آموزشی دارم. بنابراین چیزهایی که می‌گویم صرفاً نظرات شخصی است. در مورد مسئله تربیت معلم نکته‌ای که به ذهن من می‌رسد این هست که فکر کنم این سوال را ما باید جواب بدهیم که ما برای تربیت معلم ریاضی باید یک ریاضی دان را بیاوریم به آن معلمی یاد بدهیم یا یک معلم را بیاوریم و به آن ریاضی یاد بدهیم. فکر می‌کنم جواب این سوال یک جواب قطعی نیست و بستگی به چند مورد دارد. مقطعی که مورد نظرمان است. دانش‌آموزمان از چه طیفی هستند. مثلاً شاید جواب این سوال در مقطع ابتدایی این باشد که باید یک معلم را بیاوریم و به آن آموزش ریاضی بدهیم .ولی در مقطع دبیرستان فکر می‌کنم خیلی مواقع جواب این هست که یک ریاضی دان را بیاوریم و به آن معلمی یاد بدهیم. خصوصاً اگر با یک دانش‌آموز نخبه سر و کار داشته باشیم. مثلاً اگر آموزش عمومی دانش‌آموزان را بخواهیم در نظر بگیریم ،شاید یک معلمی که ریاضی به آن یاد بدهیم مناسب‌تر باشد .ولی چون حالا در اول صحبت اسم مریم میرزاخانی را بردید اشاره می‌کنم، معلمی که رفته است ریاضی یاد گرفته است نمی‌تواند مریم میرزاخانی تربیت بکند. اتفاقاً شاید آن ریاضی دانی که خیلی معلم خوبی هم نیست بتواند مریم میرزاخانی تربیت بکند. این یک نکته بود که فقط می‌خواستم اشاره بکنم و نکته‌ی بعدی هم این هست که من احساس می‌کنم یک ضعفی که وجود دارد و خیلی هم باید به آن توجه بشود ،در رشته ریاضی ارتباط قوی بین آموزش عالی و آموزش و پرورش وجود ندارد. باید به این موضوع توجه شود. به عنوان مثال مثلاً یک شخصی که در این حلقه واسط بسیار فعالیت کرده است ،به نظر من آقای پرویز شهریاری است. یعنی کتاب‌هایی نوشته‌اند که از یک طرف در ریاضیات دانشگاهی و ریاضیات پیشرفته جای دارد ،ولی از طرف دیگر مخاطب کارهایش دانش‌آموزان و معلمان هستند و ما هم بعد از ایشان مانند آقای پرویز شهریاری دیگر نداشتیم و نکته دیگر این که نهادی هم نداریم که این حلقه واسط را پر بکند. به نظر من انجمن ریاضی نقش آن حلقه واسط را ایفا نمی‌کند. من یک نهاد موفقی که در کشورهای دیگر دیدم و به نظرم می‌تواند خوب باشد در آمریکا(MAA) هست که دارد این نقش را ایفا می‌کند. یعنی در کنار AMS که شاید معادلش برای ما انجمن ریاضی باشد MAA هست که هم ارتباط قوی با AMS و دانشگاه‌ها دارد و از آن طرف تربیت معلمان و کلاً ارتباط قوی با جامعه دانش‌آموزی دارد. به نظر من جای چنینی نهادی در کشور ما خالی است. خیلی ممنون.

یکی از حاضرین: بسم الله الرحمن الرحیم. من چند نکته یادداشت کردم. اگر ما بخواهیم ریاضی تغییر بکند حالا از دبستان‌ها باید شروع بکنیم. همه رشته‌ها به غیر از رشته ریاضی، کسی که لیسانس ریاضی دارد، می‌تواند معلم دبستان بشوند. مثلاً افرادی که ادبیات، معارف، رشته‌های علوم قرآنی خوانده اند، آن‌ها می‌توانند معلم دبستان بشوند به غیر کسی که ریاضی خوانده است. این موضوع را انجمن می‌تواند پی گیری کند، با مجلس شورای اسلامی در میان بگذارند و این قضیه را حذف کنند. یکی از دوستانمان گفتند ما یزد را اول می‌کنیم. کاش یزد اول نمی‌شد. اگر یزد اول نمی‌شد وضعیت ریاضی یزد بهتر بود. یکی از دوستانمان گفتند که درصدهای ریاضی که می‌زنند، 20% و 15% است. کاش یزد اول نمی‌شد. ما خیلی راضی‌تر بودیم به این که یزد اول نمی‌شد و موضوع بعدی دررابطه با اطلاع رسانی برنامه امروز است. من خودم مسئول اطلاع رسانی بودم. ما از سه طریق اطلاع رسانی کردیم. 1- آموزش و پرورش. 2- سایت کنفرانس. 3- شبکه‌های مجازی. روش‌های اطلاع رسانی را به ما بگویند، ما بدانیم در برنامه‌های بعدی به چه صورتی اطلاع رسانی کنیم. خیلی ممنونم.

آقای دکتر رجالی: خیلی متشکرم. ما بیشتر از 20 دقیقه دیگر وقت نداریم. اگر اجازه بدهید فقط دو سوال دیگر از میان حضار گفته شود و بعد دوستان پاسخ‌ بدهند.

یکی از حاضرین: با عرض سلام. من خودم در دانشگاه تربیت معلم درس خواندم و کارشناسی ارشد رشته آموزش ریاضی خواندم. یکی از بحث‎هایی که در دانشگاه فرهنگیان مطرح شد بحث پژوهش بود. اما عملاً در یک دوره لیسانس کار پژوهشی به نظر من صفر است و این امکان پذیر نیست. من خودم زمانی که کارشناسی ارشد مخصوصاً رشته آموزش ریاضی بودم. درگیر کار آموزشی و پژوهشی شدم. تازه فهمیدم چالش‌هایی که در کلاس درس با آن‌ها مواجه می‌شوم چی هست. به نظر من این کارهای پژوهشی اگر در دوره‌های دانشگاه فرهنگیان همان طور که خانم دکتر غلام آزاد فرمودند یک دوره یک ساله برای دوره‌های کارشناسی بگذارند به نظر من بهتر است.

آقای دکتر رجالی: خیلی متشکرم. آقای دکتر بابلیان می‌خواهند صحبت بکنند.

آقای دکتر بابلیان: بسم الله الرحمن الرحیم. آقای دکتر در وزارت آموزش و پرورش دیدگاه‌ها خیلی متفاوت و خیلی دور از هم در سال‌های قبل بوده است. درزمانی اعتقاد داشتند که چرا ما بیاییم چهارسال به یک دانشجو پول بدهیم، درمحل‌های شبانه روزی او را نگه داریم و بعد معلم بشود. احتمالاً ممکن است که خیلی معلم خوبی نباشد. ما هر زمان معلم خواستیم مثلاً می‌رویم جلوی دانشگاه صنعتی شریف و می‌گوییم 50 تا معلم می‌خواهیم. بعد فارغ التحصیلان خوب دانشگاه صنعتی شریف می‌آیند و ما استخدامشان می‌کنیم و معلم می‌شوند و در یک دوره‌هایی این کار را کردند. ولی به این نتیجه رسیدند که بعضی از این افراد چون عشق معلمی ندارند می‌آیند یک سال معلمی می‌کنند، پول‌هایش را جمع می‌کنند و پذیرش می‌گیرند و به خارج از کشور می‌روند و معلم مستمر نمی‌شوند. چند نفر این‌جا اشاره کردند، معلم باید عشق معلمی داشته باشد تا بیاید معلم شود. ما باید از بهترین فارغ التحصیلان ،آن‌هایی که علاقه‌مند به معلمی هستند مانند تمام دنیا آن‌ها را بیاوریم یک الی دو سال آن‌چه که لازم هست برای معلم خوب شدن، برای یک معلمی که سواد داشته باشد، بتواند مطالب را منتقل کند و روش‌های ارزشیابی مناسب بلد باشد، آن را تربیت کنیم. البته این هم برنامه‌هایی داشته باشند که مخرب نباشد. شما (آقای دکتر رجالی) و خانم دکتر گویا و آقای زرافشان در آن مناظره‌ای که تشریف داشتید، صریحاً آقای زرافشان گفتند ما به مدارسمان و به معلمانمان گفتیم که کلاس‌های تست داشته باشند. خوب اگر کلاس تست بخواهند داشته باشند ،آیا قبل از آن معلمشان را نباید با تست زنی و تدریس تستی آشنا کرده باشند. این موارد هستند که وضع تربیت معلم را خراب می‌کند. متشکرم.     
آقای دکتر  رجالی: خیلی متشکرم. ببخشید که من نگذاشتم که بحث‌های خارج از موضوع میز گرد یعنی مسئله تربیت معلم خیلی راجع به آن بحث شود. ببینید ما چالش‌های آموزش ریاضیمان مخصوصاً در سطح مدرسه خیلی زیاد است. و اگر به صورت باریک روی مسائل جدا جدا بحث نکنیم ،به نتیجه‌ای نخواهیم رسید. البته اول صحبتم عرض کردم ما یک سمیناری داریم و خیلی از مسائل و چالش‌هایی که در زمینه علوم ریاضی چه از نظر آموزشی، چه از نظر پژوهشی و چه در مقاطع مختلف تحصیلی هست که انشالله دوستان کمک می‌کنند که بتوانیم آن‌جا مطرح بکنیم و راهکارهایی را ارائه بدهیم. اما من فکر می‌کنم که صحبت‌هایی که شد چون در رابطه با بحث‌هایی بود که دوستان کردند ،الان فرصت بدهیم که چند دقیقه‌ای دوستان صحبت بکنند. ما تلاشمان بر این هست که مجموعه‌ی این میز گرد را به عنوان یک سند منتشر بکنیم. الان آقای دکتر پیشنهاد دادند حتی همین صحبت‌هایی که شده است و به صورت مقالاتی آماده شده است روی سایت سمینار بگذاریم که من با دوستان مشورت می‌کنم و در صورتی که موافقت کردند این کار هم انجام می شود. ولی مطمئن باشید که ما تلاش می‌کنیم انشالله تا قبل از همان سمینار مجموعه مطالب این میز گرد را هم انشالله دوستان کنفرانس کمک می‌کنند که ما این مطالب را پیاده بکنیم و در اختیار بقیه قرار بدهیم و امیدواریم یک بحثی شروع بشود که به نتیجه برسد. من مجدداً از آقای انتظاری شروع می‌کنم اگر جوابی هست مطرح بکنند.

آقای انتظاری: با سلام مجدد. در مورد درصد دانش‌آموزان که پایین هست و سوال کردید باید بگویم که ببینید در مورد تدریس ریاضی در یزد متاسفانه تدریس در کلاس‌ها سطحی و نکته‌ای شده است. که همه ما کاملاً این موضوع را می‌دانیم. اگر شما بروید مساله حد را خوب بررسی کنید. آقای دکتر رضایی در جلسه قبلی صحبت کردند، صحبت از صفر حدی، صفر مثبت. شما وقتی سر کلاس بروید و بخواهید مثلاً حد بی نهایت را تدریس بکنید. بعد از مدتی که صحبت بکنید دانش‌آموز پذیرش ندارد به این خاطر که می‌داند در کلاس کناری و یا در مدرسه‌ی دیگری چه کاری کردند. بعد هم آخر کار به شما نشان می‌دهد که در کلاس دیگری نوشتند مثلاً عدد مثبت تقسیم بر صفر مثبت، مثبت بی نهایت می‌شود و به همین صورت. چیزهایی که ما هیچ کدام را قبول نداریم و معلمی که در کلاس درس خواسته باشد در همین شهر یزد، (البته من خودم هم این کار را انجام می‌دهم )اگر مفاهیم را درس بدهد اصلاً پذیرش ندارد. دانش‌‌آموزان می‌روند با مدیر صحبت می‌کنند و مدیر هم به معلم تذکر می‌دهد. حالا معلمی مانند من ایستادگی می‌کند و قبول نمی‌کند ،ولی معلمانی که تازه استخدام می‌شوند ناچار هستند که به حرف مدیر گوش بدهند و راه‌های نکته‌ای و تستی می‌گویند. این یکی از دلایل است. یکی دیگر از مسائلی که بارها گفته شده است من در جلسه چالش‌ها هم گفتم متاسفانه صدا و سیمای ما در مورد کلاس‌های کنکور خیلی بد عمل می‌کند و کسی هم جلوی این کار را نمی‌گیرد. یک بار ما گفتیم،تنها کاری که کردند  اسم مدرسی که در صدا و سیما تدریس می‌کرد  را عوض کردند، همان آقایی که گفتیم مجدداً آمده است و فقط اسمش را عوض کرده است. متاسفانه ما به جای این‌که در مدرسه شنا کردن را به دانش‌آموزانمان یاد بدهیم و بعد آن‌ها به دریا ببریم و بعد بگوییم آموزش شنایت را این‌جا کامل کن. در حال حاضر سعی بر این است که دانش‌آموز را به دانشگاه هل بدهیم و بعد آن‌جا شنا کردن را یاد بگیرد. این مشکلی است که در همه شهرها خصوصاً شهر یزد وجود دارد. ببینید صراحتاً به خود من گفتند که شما چکار دارید که این قضایا را به دانش‌آموز آموزش می‌دهید؟ شما چکار دارید دانش‌آموز به دانشگاه که می‌رود چه کاری می‌کند؟ شما دانش‌آموز را به سمت دانشگاه هل بدهید. شما نکاتی که دانش‌آموز بتواند با آن وارد دانشگاه بشود را آموزش بدهید. دانش‌آموزان خود من و یا اساتید دیگر وقتی وارد دانشگاه می‌شوند، آن‌هایی که من اصرار داشتم قضایا را به آن‌ها آموزش بدهم ،سال بعد به مدرسه بر می‌گردند و به مدیر مدرسه می‌گویند که به دانش‌آموزان بگویید که به اثبات‌ها بیشتر دقت کنند. ولی جو حاکم به نحوی است که چند تا معلم می‌توانند مقاومت کنند و بقیه معلمان و مشاوران ما چه راهنمایی‌هایی می‌کنند که چرا رشته ریاضی و چرا این همه دشواری را تحمل کنید و رشته‌های دیگری را بخوانید. من یکی از اشخاصی هستم که آرزویم این هست که دیگر یزد اول نشود. منظورم این نیست که دانشجویان برتر نداشته باشد. الان یکی از مشکلات ما همین است که هر مدیر آموزش و پرورشی که می‌آید سعیش بر این است که تعداد پذیرشش در دانشگاه زیاد بشود، بدون آن‌که کیفیت داشته باشد. یک نکته دیگری را هم من بگویم آقای دکتر علیخانی هیچ بحثی نیست که شما اطلاع رسانی نکردید، من انشالله از صبح شنبه پیگیری می‌کنم. ببینید نامه‌ای که آموزش و پرورش بعدش به مدارس میفرستد من باید پی گیری کنم به چه صورتی فرستاده است. یک معاون آموزشی داشتیم من هر وقت جلسه می‌رفتم می‌گفت می‌خواهید همه در این جلسه شرکت کنند یا نه؟ من نامه را طوری می‌نویسم که همه بیایند و من نامه را هم طوری می‌نویسم که هیچ کس نیاید. پس ما باید ببینیم نامه‌ای که نوشته شده است به چه نحوی نوشته شده است. الان من امروز نشان آقای دکتر رجالی دادم. ببینید این اطلاعاتی که از طریق اطلاع رسانی گروه‎‌ها به دست یکی می‌رسد، بعد می‌خواهد به سایر گروه‌ها اطلاع رسانی کند متن را عوض می‌کند. الان امروز برای من پیغام آمده است که امروز ساعت 18 الی 20 مراسم بزرگداشت پروفسور کرباسی و آقای مصحفی است.
خانم دکتر غلام آزاد: من فقط می‌خواهم به یک نکته در رابطه با صحبت‌های دوستان اشاره کنم. و آن در مورد آموزش توسط فردی که شیمی خوانده است اما در تلویزیون تدریس ریاضی می‌کند. ببینید آن فرد در تلویزیون یک شوء (یا نمایش) را اجرا می‌کند. ولی از این طرف شما نگاه کنید که کسانی هستند که ریاضی نخوانده اند و کتاب‌های درسی ریاضی را می‌نویسند. کسی که در سنت ریاضی تحصیل نکرده است طبیعی است که یک چیزهایی را بر اساس تجربه‌های تحصیلی خودش حالا به درست یا غلط مطرح کند و این چالش و فاجعه است. در این برنامه‌هایی که من از کشورهای مختلف می‌خواندم در ارتباط با کشور سنگاپور که یکی از بالاترین استانداردها را دارد نوشته بودند که خوب کسانی که لیسانس می‌گیرند لیسانس‌های خوب هم می‌گیرند، رتبه‌های خوب دارند، مجوز این را دارند که بروند دوره یک ساله را بگذرانند و معلم بشوند. بعد نوشته بودند یکی از چالش‌های ما این هست که یک عده از این افرادی که این رتبه‌های بالا را دارند کسانی هستند که ممکن است در رشته‌های مهندسی تحصیل کرده باشند و این افراد می‌آیند دوره یک ساله را می‌گذرانند و معلم می‌شوند. ولی کسی که درس‌های ریاضی مهندسی را خوانده است آن قدر روی اثبات‌ها و روی سنت‌های ریاضی توجه نکرده است. درنتیجه نمی‌تواند در کلاس درسش به عنوان یک معلم اثبات و آن روح استدلالی ریاضی را پیاده بکند و این به عنوان یک مساله برای کشورشان است و حالا ببینید که در کشور ما متاسفانه آنقدر غفلت وجود داشته است و من از انجمن ریاضی گلایه جدی دارم که چرا نسبت به این مساله حساسیت نشان نداده‌اند. چون به هر حال فارغ التحصیلانی که این کتاب‌های درسی را خواندند ،بعداً وارد دانشگاه می‌شوند و کسانی که رشته ریاضی تحصیل نکرده اند، مولف کتاب درسی ریاضی هستند و این واقعاً یک درد بزرگ است.

آقای دکتر عامری: متشکرم. بسیار بحث‌های خوبی بود. من در آن قسمت‌هایی که دانشگاه فرهنگیان با سایر دانشگاه‌ها مقایسه شد و نظرات مختلفی بود. آن شیوه‌ای که قبلاً سایر دانشگاه‌ها هم در تربیت معلم نقش داشتند و الان که به شیوه متمرکز این کار انجام می‌شود. خلاصه به هر حال اصفهان، شیراز، یزد، مشهد و غیره هر کدام یک نوعی از اساتید و یک شیوه‌ها و روش‌های خوبی دارند و این تنوع در یادگیری، تنوع در محیط‌های آموزشی ،تجارب خوبی هست که واقعاً گفتیم در یک سیستم متمرکز و یک پارچه و بسته فضا را نمی‌توانیم ایجاد بکنیم. یقیناً ما از یک بخش زیادی از اساتید ریاضی و یک سری سنت خودمان را محروم کردیم. مساله بعدی این هست که دانشگاه تربیت معلم که مثال زده شد یک قدمت چند ده ساله داشته تا اساتید بسیار خوبی که به هر حال در خدمت آقای دکتر قاسمی، آقای دکتر بابلیان هستیم را عرضه کرده است. ولی خوب یک دانشگاه نو پا مانند دانشگاه فرهنگیان که از نظر منابع و امکانات جایگاهی ندارد، یقیناً اگر خیلی خوب برنامه ریزی کنیم، پیشرفت کنیم واقعاً یک باره شاید 10 الی 20 سال هم برای آن کافی نباشد. این دانشگاه مانند یک قطار در حال حرکت است. به این صورت نیست که ما تصمیم بگیریم سعی و خطا بکنیم و استاد تربیت بکنیم. انشالله این تجارب خوب در دانشگاه بیاید. واقعیت این هست که افراد می‌آیند 4 سال این‌جا هستند، پیاده می‌‌شوند و افراد بعدی سوار می‌شوند. حالا اگر ما در دانشگاه یک دانشجوی ضعیفی تربیت کنیم ،خوب این معلوم نیست واقعاً در آینده چکار می‌کند؟ ممکن است وارد بازار شود، بخشی که اصلاً ربطی به تحصیلاتش ندارد. ما کسانی را می‌خواهیم تربیت بکنیم که می‌خواهند معلم بشوند. دانش‌آموزان را تربیت بکنند و سی سال هم احتمالاً در آن پست بمانند. این موضوع کم اهمیت نیست. یعنی تصور بر این بوده است که دانشگاه فرهنگیان باید یک دانشگاهی در تراز برترین دانشگاه‌ها باشد. ما همیشه برنامه‌های بسیار خوب و جامعی می‌نویسیم ،ولی نگفتیم این دانشگاه چه مقداری بودجه لازم دارد و به چه صورتی این منابع باید تامین شود. هر کسی که می‌آید دچار مشکل می‌شود. پس در کوتاه مدت می‌شود که به سمت بسترهای بسیار خوبی که در همه استان‌ها وجود دارد رفت که استفاده شود. دانشکده ریاضی دانشگاه یزد جزء دانشکده‌های بسیار خوب است که اساتید بسیار زیاد و خوبی دارد. همان‌طور که گفته شد باید دعوت بشوند، استفاده شود و متاسفانه این‌جا مقوله مربوط به معلم و تربیت معلم و دانشگاه فرهنگیان است و تاسف از این هست که هیچ یک از مسئولان آموزش و پرورش حضور ندارند. لااقل می‌آمدند این حرف‌ها را می‌شنیدند. شاید آن‌ها حرف‌ها و اطلاعاتی دارند و شاید ما یک طرفه به قاضی می‌رویم. ولی همان نشان می‌دهد که مسئولیت پذیری ما در قبال کاری که انجام می‌دهیم حتی مسئولیت حرفه‌ای ما بسیار اندک و ناچیز است و از آن دبیری که به آن اطلاع رسانی شده است یا نشده است خیلی هم نباید انتظار داشته باشیم. اگر آن تربیت معلم خودش در این همایش شرکت می‌کرد و حتی دانشجوها را می‌آوردند خیلی بهتر بود.
بحث بعدی هم راجع به محتوای دانشگاه فرهنگیان است که باید به روز شود و بحث پروسه‌های یاد دهی و یادگیری، بحث کارآموزی در محیط‌های مدرسه و این موارد مسائل کم اهمیتی نیست ،که باید تمام متخصصان در آن شرکت کنند. یک مشکل هم که واقعاً نظام آموزشی ما دارد این هست که متاسفانه یک نظام آموزشی یک پارچه نداریم. در تمام نظام‌های پیشرفته نظام آموزش یک نظام یک پارچه از پیش از دبستان تا بالاترین است. اما در این‌جا ما در مقابل آموزش و پرورش و آموزش و پرورش در مقابل ما است. ما متهم می‌کنیم خروجی‌های آن‌ها کیفیتی ندارند. آن‌ها ما ر ا متهم می‌کنند که این افراد  را شما تربیت می‌کنید. خلاصه این‌که آن‌ها افرادی را تربیت می‌کنند که ما نقشی در آن‌ها نداریم و یا ما افرادی را داریم تربیت می‌کنیم که آن‌ها احساس می‌کنند در آن نقشی ندارند و یک پارچگی و انسجام نیست. فکر می‌کنم در دو کشور هست که نظام تعلیم و تربیت به این صورت منفصل دارد. وزارت علوم، وزارت بهداشت، وزارت آموزش و پرورش و … . انشالله که بشود که این مسائل را با حضور خود مسئولین حل کرد. من از آقای دکتر رجالی هم خواهش کردم که در یکی از جلسات لااقل مسئولان دانشگاه فرهنگیان بیایند و ما در خدمتشان باشیم و ببینیم آن‌ها چه برنامه‌ای دارند.
آقای دکتررضایی: نکته‌ای شما فرمودید در مورد برنامه‌ای است که دارید اجرا می‌کنید، ولی من از برنامه‌ای صحبت کردم که در دانشگاه فرهنگیان تصویب شده است. اما هنوز اجرا نمی‌شود. شما از برنامه اجرا شده در دوره ریاضی دارید صحبت می‌کنید. متاسفانه دانشگاه فرهنگیان برنامه‌ای را تصویب کرده است. خیلی صریح اعلام می‌کنم که برنامه تصویب شده مورد اعتراض من هست. نقد من متوجه برنامه ریاضی در دانشگاه‌ها نیست. آن برنامه به هر حال کار کارشناسی خودش را داشته است و به‌عنوان رشته ریاضی اجرا می‌شود، اما چیزی که دانشگاه فرهنگیان تصویب شده است حدود 55 واحد درس ریاضی و بقیه واحدهای درس تربیتی و درس‌های تعلیم و تربیت است. در آذر 1393 من برای بررسی همین برنامه و همکاری با آن‌ها دعوت شدم ولی کمتر از یک ماه آن‌جا دوام آوردم و استعفا دادم و بیرون آمدم چون متوجه شدم که در کارگروه مربوطه در دانشگاه فرهنگیان اصلاً گوش شنوا نیست.
اگر معلم، تألیف کتب درسی، برنامه درسی و دانش‌آموزان را به عنوان چهار رکنی بگیریم که آموزش حول آن تعریف می‌شود، در این‌جا تنها به یکی از ‌آن‌ها توجه کرده ایم و آن معلم و برنامه تربیت معلم است. واضح است که نقدهای جدی‌تری به کتب درسی  وارد هست که همه بزرگواران حاضر به آن‌ها اشاره کرده کرده اند ولی چیزی که الان نگران‌کننده هست، بحث تربیت معلم است که در این جلسه به آن پرداختیم. پیشنهاد آقای دکتر بابلیان در این مورد، تأکید بر آن است که این موضوع به شکل‌های مختلفی مطرح شده است و می‌تواند خیلی ساده در دانشگاه، رشته ریاضی فارغ‌التحصیل خودش را داشته باشد، و از میان آن‌ها علاقه‌مندان و کسانی که توانایی حرفه‌ای خودشان را دارند برای دوره تربیت معلم به دانشگاه فرهنگیان با برنامه مشخص جذب شوند، برنامه‌ای که با تاکید بر کیفیت کار معلمان است. متاسفانه این برنامه را الان نداریم. دانشگاه فرهنگیان الان پذیرش دانشجو دارد، دانشجویان خودش را آموزش می‌دهد، اما چه چیزی آموزش می‌دهد را هنوز نمی‌دانیم. در بعضی از مراکز برنامه ریاضی را اجرا می‌کنند، بدون اساتید مجربی که برای این‌کار لازم هست. در بعضی از مراکز از دانشگاه‌های دیگر کمک می‌گیرند. اما خوب به هر حال چرا باید وام‌دار دانشگاه دیگری باشند و در بعضی مراکز حتی بدون اساتید و بدون هیچ کمکی کار را خودمختار انجام می‌دهند. در این آشفتگی قرار است یک خروجی داشته باشیم که دبیر ریاضی است. چیزی که حساسیت برانگیز هست چنین دبیر ریاضی است. آیا ما الان داریم مهر صحت روی همه این دبیران ریاضی فارغ‌التحصیل از دانشگاه فرهنگیان می‌گذاریم؟ این سوال خیلی جدی هست، همان طور که آقای دکتر عامری فرمودند انتظارجامعه از مسئولین  دانشگاه فرهنگیان  انستکه در چنین جلساتی که با هدف هم اندیشی و بهره گیری از نظر استادان و معلمان عزیز برگزار می شود حضور چشمگیر و فعالی داشته باشند تا این نظرات و پیشنهادات در تصمیم گیری ها و سیاستگذاری های آنها بازخورد داشته باشد، همچنین جامعه علمی از نظرات و سیاستهای آنها بهره مند گردند. امیدوارم این جلسات به صورت ادواری با حضور جمع بیشتری از استادان و معلمان صاحب نظر و همچنین مسئولین دانشگاه فرهنگیان تکرار شود تا از خلال آنها بتوان در برنامه های آتی این دانشگاه شاهد رفع معضلات و کمبودهای موجود و ارتقای کیفیت آموزشی این دانشگاه باشیم. انشا…

آقای دکتر رجالی: بسیار متشکرم.  اگر اجازه بدهید ما ساعت 6:05 دقیقه شروع کردیم و الان ساعت 8:05 دقیقه هست. جلسه ما رسماً تمام شده است .اگر دوستانی خواستند جلسه را ترک کنند می‌توانند بروند. من فقط چند کلمه در رابطه با معلمان یزد دارم که خارج از برنامه هست می‌گویم و نظر شما را هم می‌شنویم. بفرمایید.
 

یکی از حاضرین: ریاضی نهم را تالیف کردند و بسته ریاضی دبیرستان تعریف نشده است. هفته قبل ما یک جلسه‌ای باآقای امیری سرگروه ریاضی دفتر تالیف داشتیم. من به آقای امیری گفتم شما بسته ریاضی دبیرستان را بیاورید، ما ببینیم این بسته ریاضی چی هست ؟ایشان گفتند هنوز ما بسته ریاضی دبیرستان را تعریف نکردیم. چطور می‌شود که تعریف نشود و ریاضی نهم تالیف شود. به نظر من انجمن ریاضی الان باید وارد شود و دخالت در تالیف کتاب‌های درسی بکند. ما این همه دانشمندان ریاضی داریم ،چرا باید این اتفاق در کشور ما بیفتد. خیلی متشکرم.

آقای دکتر رجالی: خیلی متشکرم. من از این فرصت اضافی که برای خودم می‌گیرم و عرض کردم جلسه رسماً تمام شده است و اگر دوستان خواستند می‌توانند تشریف ببرند. من می‌خواهم از این فرصت استفاده بکنم. من خدمت شما عرض می‌کنم انجمن ریاضی ایران فقط می‌تواند هشدار بدهد، می‌تواند مستندات تهیه بکند و ارائه بدهد و از نظر اداری نمی‌تواند کاری انجام بدهد که در برابر نیروهای دولتی و تصمیم گیران کاری انجام بدهد. البته تلاشش را تا حدودی انجام داده است. می‌دانید یک کمیسیون پیشبرد ریاضیات در فرهنگستان درست شده است، مسائل دارد مطرح می‌شود. در رابطه با دانشگاه فرهنگیان آن‌جا خیلی صحبت شده است. خوشبختانه درآخرین جلسه سمینار علوم ریاضی و چالش‌هادر کمیته علمی آن  آقای مهر محمدی  تشریف داشتند، بحث‌هایی کردند، یک سری مسائلی هستند که خود دانشگاه فرهنگیان هم داخلش مسائلی وجود دارد که واقعاً به این‌جا کشیده است و فکر می‌کنم که انجمن ریاضی موظف است که این هشدار را به وزارت آموزش و پرورش و شورای انقلاب فرهنگی بدهد. همان بحث کنکوری که در صدا و سیما بود، کمیسیون پیشبرد ریاضیات توسط فرهنگستان علوم اخطاری را به صدا و سیما داد. البته نتیجه آن این شد که فقط اسمش عوض شد. ولی به هر حال یک تاثیری گذاشت و بیشتر از این هم متاسفانه نه فرهنگستان و نه انجمن‌ها می‌توانند کاری بکنند. به هر حال ما سمینار علوم ریاضی و چالش‌ها که در 29 و 30 مهرماه برگزار می‌شود و من فکر می‌کنم که یکی از بحث‌هایی هم که آن‌جا داریم دانشگاه فرهنگیان هست، حتماً این مسائل مطرح می‌شود و ما می‌خواستیم از این‌جا یک چیزهایی را یاد بگیریم که آن‌جا مطرح بکنیم .که فکر می‌کنم خوراک خوبی هم توسط دوستان (سخنرانان میز گرد) که واقعاً زحمت کشیده بودند، مطالبی را تهیه کرده بودند فراهم شده است و هم  توسط بقیه مطرح شد. ما پیشنهادهایی را به دانشگاه فرهنگیان داریم، ببینید این‌که ما بیاییم پیشنهاد کنیم که از اساتید دانشگاه‌های دولتی استفاده کنند، ولی در محل دانشگاه فرهنگیان تدریس شود این درست همان کاری هست که اول ایجاد دانشگاه آزاد انجام شد. اساتید هم در دانشگاه دولتی و هم در دانشگاه آزاد درس می‌دادند، ولی نتوانستند روی روند تصحیح دانشگاه آزاد تاثیر بگذارند. در دانشگاه فرهنگیان هم این مسئله موثر نیست و ما اعتقاد داریم و برنامه‌ای که ما یک بار به آن‌ها پیشنهاد دادیم و حتی در اصفهان بارها از آن‌ها خواستیم که این کار را بکنند، این هست که اصلاً بچه‌هایی که پذیرش کردند، چون این‌هایی که گرفتند بیایند درس‌های ریاضیشان را در دانشگاه‌های دولتی کنار دانشجوهای دیگر بخوانند، چون بودن با آن دانشجوها خودش کمک می‌کند، محیط دانشگاه را وقتی شما نگاه بکنید .دانشگاه فرهنگیان امکانات محدودی دارد ولی دانشگاه‌های دیگر امکانات بیشتری دارند با یک عقد قراردادی می‌توانند دانشجوها بیایند از این دانشگاه‌ها استفاده بکنند و این راه ساده‌ای هست که می‌شود حل کرد. ولی خوب حالا این‌که چقدر بتوانیم در این زمینه موفق بشویم ،تلاشمان را داریم می‌کنیم و اگر کسی راجع به این مساله نظری دارد و فکر می‌کند کار درستی نیست می‌تواند بیان بکند. ما خیلی اصرار داشتیم که حتماً دوستان دانشگاه فرهنگیان این‌جا باشند. من در رابطه با تذکری که آقای دکتر راجع به اطلاع رسانی و عدم علاقه معلمان مطرح کردند ، این را خدمتتان عرض بکنم در همین یزد روزهای بعد از عاشورا و تاسوعای سال قبل که تعطیل بود یک برنامه دوره‌ای را برای ما در خانه ریاضیات یزد گذاشته بودند و تعداد معلمان یزد بسیار زیاد بود که آقای انتظاری بهتر از من می‌دانند .ولی یک جمعیت کثیری از معلمان آمدند که وقتی برای من نوشتند که من امروز سخنرانی داشته باشم ،گفتم من اخیراً برای معلمان ریاضی یزد صحبت کردم و دیگر حالشان از این که من برای آن‌ها سخنرانی بکنم، به هم می‌خورد و از آقای دکتر بابلیان و آقای دکتر رضایی خواهش کردم که صحبت بکنند. البته مسئله‌ای به وجود آمده است که نه مقصر دانشگاه یزد هست و نه مقصر معلمان هستند .حالا باید دید که مسئله چی هست و من امیدوارم که خانه ریاضیات یزد که یکی از پیشرو ترین خانه های ریاضیات در ایران هست بتواند این ارتباط را بین معلمان و دانشگاهیان بیشتر بکند، که با هم بیشتر کار بکنند و در جهت پیشرفت علم ریاضی در این منطقه باشد. خیلی عذر خواهی می‌کنم و ببخشید که من به بعضی از افراد اجازه ندادم صحبت بکنند و یا صحبت‌های آن‌ها را قطع کردم. خیلی ممنونم.
پایان.

اسکرول به بالا